آگاه: آنچه در ادامه میآید گفتوگو با این نویسنده در مورد آمریکاپژوهی است:
شما دو کتاب مهم در حوزه آمریکاپژوهی در کشور منتشر کردید. چرا به سراغ این موضوع رفتید و چه نکات جالبی برای شما داشت؟
باید بگویم که برای ما ایرانیها، آمریکاپژوهی و آمریکاشناسی، صرفا یک مقوله تاریخی و سیاسی نیست، بلکه به درازای ۹۰ یا ۱۰۰ سال یا حتی بیشتر قدمت دارد. از این جهت زمانی که من با ذهن خود درگیر بودم که در چه عرصه و حوزهای ورود پیدا کنم، این دغدغه برای من ملاک بود که ما هنوز با دولتی به نام دولت آمریکا دستوپنجه نرم میکنیم. بنابراین بسیاری از مسائلی که از حیث سیاسی، اقتصادی یا فرهنگی در ایران رخ میدهد، آمریکا به شدت در آن دخیل است.
مردم ما هم با این مشکلات دستوپنجه نرم میکنند و بهترین انتخاب در آن زمان برای من این بود که یک پیوستگی بین تاریخ اقدامات آمریکا در ایران و سیاست خارجی فعلی آمریکا در مقابل ایران ایجاد کنم و این به همپیوستگی به نظر من بسیار ارزشمند است، چراکه خود سیاست خارجی آمریکا در عین پیچیدگی، دارای یک پیوستگی است و شما مشاهده میکنید که اتفاقاتی که در طول تاریخ توسط آمریکاییها در ابعاد فرهنگی در ایران به وقوع پیوسته و همچنین در ابعاد سیاسی مثل کودتای ۲۸ مرداد یا طرحها و دکترینهای مختلفی که ترومن یا جانافکندی و امثال رؤسای جمهور آمریکا که در قبال ایران اجرا میکردند، با سیاست خارجی فعلی آمریکا کاملا همسو است. یعنی هدف آمریکاییها از پیگیری این اهداف، استخراج منابع و خصوصا نفت از ایران بود که این هدف در آن زمان، مطابق با دکترین کارتر بود و شما مشاهده میکنید که در دوران فعلی که در آن قرار داریم، ترامپ هم همین مقصود را دنبال میکند. لذا این پیوستگی سیاست خارجی در طول تاریخ از سوی آمریکا در قبال ایران، ما را به این واداشت که یک انسجام تاریخی سیاسی از روند فعالیتها و اقدامات و تصمیمگیریهای آمریکا در مقابل ایران داشته باشیم و از این جهت ما به سراغ حوزه آمریکاپژوهی رفتیم.
در حوزه مطالعات آمریکا و مداخلههایش در داخل کشور، این مطالعات و آثار منتشر شده در چه وضعیتی قرار دارند؟
باید بگویم که در حوزه مطالعات و مداخلات آمریکا، زحمات زیادی کشیده شده و نویسندگان برجسته، قلمهایی داشتند که پشتوانه محتوایی کتابهای ما و کتب دیگر در این حوزه بوده است. اما نکاتی را من باید اینجا عرض کنم: اول اینکه بخش زیادی از آثاری که در حوزه مداخلات آمریکا موجود است، به قبل از انقلاب تعلق دارد. یعنی کتابهایی در مورد کودتای ۲۸ مرداد و مداخلات آمریکاییها در دوران پهلوی، دخالت آنها در حوزه فرهنگی، چاپ و ارسال کتب و همچنین ایجاد انجمنهای مختلف، در خاطرات سناتورها و درباریان پهلوی زیاد دیده میشود.
اما نکتهای که وجود دارد این است که نشر ما بعد از انقلاب در حوزه مداخله آمریکا در ایران چه عملکردی داشت، چه فعالیتهایی انجام داد و آثار آن چگونه است؟ اگر چه اتفاقات خیلی خوبی در این حوزه افتاده است، اما ما یک تحلیل، یک تاریخ و یک قلم منسجم در حوزه مداخلات آمریکا در ایران موجود نداریم و همین نکته باعث شد که بنده کتاب «عملیات سیا پس از انقلاب» را با تلاشهای فراوان و دیدن کتب، اسناد و سایتهای مختلف گردآوری نمایم. زمانی که شما سازمان سیا که سازمان جاسوسی آمریکا است را سوال یا سرچ میکردید، بهطور معمول کتب و آثاری که یافت میشد، مربوط به مداخلات آمریکا در پیش از انقلاب بود و اینگونه القا میشد که سازمان سیا تنها در دوران پهلوی فعال بوده است، اما نکته قابل توجه این است با اینکه فعالیتهای این سازمان بعد از انقلاب چندین برابر شد، اما کتب و آثار منتشره ما در این حوزه افزایش نیافت و به نظر من این موضوع ضعف بزرگی است. این موضوع بعد از انقلاب اسلامی بسیار جای کار دارد که باید یک پیوستگی تاریخی از گذشته و الگو و اجرای الگوی آن در زمان فعلی، انجام گیرد.
نکته دوم اینکه یکی از اشکالاتی که در آثار منتشره شده در مورد آمریکاپژوهی در این حوزه وجود دارد، این است که با زبان نسل جدید سازگاری کمتری دارد و این باعث میشود که نسل جدید ما و جامعه ایرانی بعد از انقلاب اسلامی، عمیقا سیاستهای آمریکا را درک نکند و براساس تبلیغات گسترده و پروپاگاندایی که آمریکاییها و اروپاییها علیه ایران دارند، مسئله آمریکاپژوهی و آمریکاشناسی در این فضا گم شود که این یک خلأ است که به نظر من باید با تولید آثار فراوان و آثاری که با زبان و مدل نسل جدید قرابت بیشتری دارد، این خلأ پر شود.
چقدر کار کردن و تولید کردن در مورد اسناد لانه جاسوسی را مهم میدانید؟ چرا رهبر شهید اصرار داشتند این موضوع وارد کتب درسی شود؟
اسناد لانه جاسوسی مهمترین اسناد در طول تاریخ ایران هستند. چراکه مواجهه آمریکا و ایران، یک مواجهه مهم و تمدنی است که این اسناد میتواند در شناخت این مواجهه که برای ایران هم بسیار تعیین کننده است، نقش ویژهای داشته باشد و رهبر شهید ما به اهمیت این اسناد اشراف پیدا کرده بودند. این همه تاکید رهبر شهید، نسبت به مطالعه و ورود اسناد به کتب درسی و دانشگاهی بیدلیل نبود. به اعتقاد بنده، رهبر شهید تشخیص داده بودند که اگر قرار است اتفاقی در فهم سیاسی جامعه ایرانی و جامعه نوجوان نسبت به آمریکا بیفتد، باید از طریق اسناد لانه جاسوسی این اتفاق شکل بگیرد و دلیل آن هم مشخص است. اگر اسنادی که خود آمریکاییها از جمله تلگرافها و گزارشهایی که بین یکدیگر مبادله میکردند با هم تجمیع شود، به یک الگوی سیاست خارجی و به تعبیر ما الگوی سیاست خارجی استعماری تبدیل خواهد شد و این مورد توجه رهبر شهید ما بوده است. این نکته دارای اهمیت زیادی است که به هیچ عنوان با اسناد لانه جاسوسی نباید مانند دیگر اسناد برخورد شود. این اسناد میتواند جزو مهمترین اسناد در طول تاریخ ایران باشد که هنوز هم حق آن ادا نشده است و طبیعتا اگر دولتهای دیگر چنین اسنادی از رقبا یا دشمنان خود داشتند، ممکن بود که خیلی بیشتر از این اسناد استفاده نمایند، کما اینکه کشورهای رقیب یا دشمنان ما حتی در سنین نوجوانی اسناد مقابله با کشورهای رقیب و نوع تحلیل آنها را به دانشآموزان خود آموزش میدهند و ما باید نسبت به اسناد لانه جاسوسی، این چنین نگاهی داشته باشیم.
به اعتقاد من اسناد لانه جاسوسی را باید از سه منظر مورد توجه قرار دهیم: اول اینکه این اسناد منبع تاریخپژوهی است. اسناد لانه جاسوسی یک تاریخ باز و یک اوسینت است که در گذشته محرمانه بوده و در حال حاضر به اطلاعات باز تبدیل شده است. در حال حاضر این اسناد در دسترس همه قرار گرفته است و میتواند یک منبع تاریخپژوهی در مورد تاریخ ورود و مداخلات آمریکاییها و سبک و سیاق آنها در ایران باشد.
دومین منظر و نگاه در این مورد این است که اسناد لانه جاسوسی میتواند به عنوان ابزار شناخت روشهای مداخله و اعمال نفوذ قدرتهای خارجی مورد استفاده قرار بگیرد. شما میبینید مثلا در یکی از اسناد، یک آمریکایی برای ارتباط با طلاب و استخدام آنها برای رسیدن به مقاصد خود، وارد مدرسه فیضیه میشود و این طرح را یک مامور آمریکایی به سایروسونس، وزیر امور خارجه آمریکا گزارش میدهد یا در دانشگاه تهران افرادی مامور بودند که به آنجا سرکشی کنند و این موضوعات میتواند بسیار پراهمیت باشد.
سومین و آخرین منظر در مورد زمینه برای آموزش تفکر نقادانه و تحلیل سیاسی به نسل جوان است. ما با اسناد لانه جاسوسی است که میتوانیم برای جوان ایرانی، یک نگرش نقادانه نسبت به آمریکا و دولت آمریکا ایجاد کنیم.
با توجه به آنچه در جنگ ۴۰ روزه و پس از آن توسط آمریکاییها رخ داد، چقدر فعالیت روی اسناد لانه جاسوسی را به خصوص برای نسل جوان لازم میدانید؟
به اعتقاد من یکی از مهمترین درسهایی که تاریخ به ما انسانها میدهد این است که ملتها نباید مجبور شوند هزینه فراموش کردن تجربههای تاریخی را دوباره بپردازند. ما یک تاریخ مواجهه با آمریکا را پیش روی خود داریم و طبیعتا روزهایی بوده که آمریکا مستقیما در کشور ما مداخله داشته و آن روزها هم برای ما روزهای خوبی نبوده است و لذا ما باید از این تجربه استفاده کنیم. نکته مهم این است که بیشترین قشر از جامعه که میتواند این مسئله را به خوبی فهم و مدیریت نماید و آن را گسترش دهد، جوانان و نوجوانانی هستند که با شناخت بیشتری که میتوانند از اسناد لانه جاسوسی به دست آورند، فهم سیاسی اجتماعی جامعه را ارتقا دهند.
در اسناد لانه جاسوسی گزارشات مختلفی از مداخلاتی که آمریکاییها در ایران داشتند، وجود دارد. به عنوان مثال ما در دوران پهلوی مشاهده میکنیم که توصیه میشد از شبکه رسمی ایران، برنامههای صدای آمریکا و فیلمهای سینمایی آمریکایی بیشتر پخش شوند یا در این دوران، افرادی را در دفتر روزنامههای مهم جایگذاری میکردند که جهت و محتوای عناوین و اطلاعاتی که در اختیار مردم عادی قرار میدهند، به سمت منافع آمریکا سوق دهند یا در دانشگاه تهران مامورانی را برای سرکشی و نظارت قرار میدادند. به طور کلی تمامی اتفاقات و ناآرامیهای اجتماعی که گاه در ایران به وسیله مداخلات آمریکاییها شکل میگرفت، مسبوق به سابقه هستند که همه این موارد در اسناد لانه جاسوسی موجود است.
لذا همه این موارد میتواند یک تجربه تاریخی خواندن و مطالعه کردن اسناد لانه جاسوسی و یک تجربه و فهم گسترده سیاسی به مردم و به ویژه نوجوانها دهد. پس به نظر بنده فعالیت در حوزه اسناد لانه جاسوسی، صرفا بازگشت به گذشته نیست، چراکه تلاشی برای افزایش قدرت تحلیل جامعه در مواجه با مسائل امروز و تصمیمگیریهایی برای آینده است.
مهمترینچالشها و سختیهای تولید اثر در مورد آمریکا و اسناد لانه جاسوسی در داخل کشور چیست؟
تولید اثر در مورد خود آمریکا کمی آسانتر از تولید اثر در مورد اسناد لانه جاسوسی است. اما در مجموع چند چالش در حوزه آمریکا و اسناد لانه جاسوسی وجود دارد. اول اینکه هم در مورد آمریکا و هم در مورد اسناد، یک دشواری پژوهشی وجود دارد. یعنی بحث اعتبارسنجی اسناد، شناخت زمینههای تاریخی و بررسی دقیق آنها، علاوه بر تخصص و تسلط بر زبان انگلیسی، به وجود زمان کافی برای گردآوری یک پژوهش هم نیازمند است که دشواری خاصی دارد.
نکته و چالش دوم، فاصله میان یک پژوهش تخصصی و مخاطب عمومی است. یعنی فرض بر اینکه ما یک گردآوری بسیار دقیق علمی از اسناد لانه جاسوسی یا از همان مباحث آمریکا انجام دادیم و آن را مستند کردیم، حالا سوال اینجاست که چگونه این محتوا برای نسل جدید جذاب میشود؟ چگونه بدون اینکه دقت علمی قربانی جذابیت شود، خوانش پیدا کند؟ این یک کار دشوار است.
چالش سوم، غلبه نگاههای سیاسی و جناحی در این حوزه است. گاهی مثلا یک کار تاریخی به جای اینکه بر اساس اعتبار سندی و استدلالها ارزیابی شود، تحت تاثیر گرایشهای سیاسی نگاشته میشود و طبیعتا این موضوع به کار پژوهشی آسیب وارد میکند.
نکته چهارم اینکه که ما در بسیاری از مسائل از جمله آثار مرتبط با آمریکا و اسناد لانه جاسوسی، در توزیع و ترویج آثار دارای ضعف هستیم. یعنی طبیعتا انتشار یک کتاب به تنهایی کافی نیست و ما باید برای معرفی آثار و دسترسی مخاطبان، از ظرفیتهای رسانهای که وجود دارد هم استفاده کنیم.
همانطور که میدانید کتاب فرهنگ اطلاعاتی و علم استعمارشناسی که تحلیل اسناد لانه جاسوسی است، شاید اولین کتابی باشد که مستقیما به تحلیل، توزیع و تشریح این کتاب برای مخاطب پرداخته است. خب حالا سوال اینجاست که راههای توزیع و ترویج این اثر که به عنوان اولین یا جزو اولین آثار در مورد تحلیل اسناد لانه جاسوسی است، چگونه باید انجام شود؟ نهادهای مسئول چه برنامهای برای این موضوع دارند؟
چالش پنجم، بحث جذب جوانها و نوجوانها به شیوههای متنوع است. یعنی همانطور که گفتیم، این اثر تولید میشود ولی باید متولیانی وجود داشته باشند که این اثر را در حوزه مستندسازی تاریخی، پادکستها، در شبکههای اجتماعی و محتوای تصویری و محتوایی که طبیعتا نسل امروز آن را میپذیرند و به آن گرایش دارند، پیادهسازی کنند. طبیعتا اگر این چالشها کاهش پیدا کند، بحث اسناد لانه جاسوسی در جامعه، جای بهتری را برای خود باز میکند و این امر به بحث آمریکاشناسی منتهی میشود و آمریکاشناسی هم به تولید یک جوان ایرانی با یک شخصیت ضد ظلم و ضد آمریکایی بدل میشود.
نظر شما