۱۴ آبان ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۷
کد مطلب: ۲۶٬۷۸۴

صدای یکنواخت تیغه‌های خردکن در طبقات بالایی سفارت، آخرین تلاش برای پنهان کردن واقعیتی بود که داشت از دست می‌رفت. وقتی کیسه‌های پر از رشته‌های کاغذ به دست دانشجویان افتاد و ساعت‌ها زمان صرف کنار هم نشاندن آن خرده‌ها شد، تاریخ مسیر تازه‌ای پیدا کرد. آن تکه‌های باریک نشان دادند پشت تابلوی روابط دیپلماتیک، یک اتاق جنگ برای بازگرداندن سلطه برپا بوده است. از همین رو امام خمینی (ره) تسخیر این لانه را انقلاب دوم نامید تا پرونده دخالت مستقیم واشنگتن برای همیشه بسته شود.

از انقلاب دوم تا جنگ‌شناختی امروز

آگاه: با گذشت دهه‌ها از آن پاییز پرالتهاب، همچنان این پرسش در افکار عمومی زنده است که چرا این خصومت هرگز خاموش نمی‌شود و واشنگتن نمی‌تواند با این مرزوبوم کنار بیاید؟ برای پاسخ به این پرسش اساسی، باید ریشه‌های این رویارویی را در پیوند میان کلام رهبر شهید و رهبر رشید و در یک تضاد ساختاری و همیشگی شناخت.
در منظومه فکری رهبر شهید، اسناد آن روز سفارت تنها چند برگ کاغذ رشته‌رشته‌ شده نبود، بلکه نقشه‌ای عیان از فرمول نرم‌افزاری نفوذ بود. او بارها هشدار داد اگر این اسناد و حقیقت پشت آن به نسل نو نرسد، دشمن با روایتی دروغ جای واقعیت را می‌گیرد. رهبر شهید با کالبدشکافی رفتار تاریخی واشنگتن نشان می‌دهد که ابراز تمایل به دوستی و کلیدواژه اعتماد، همواره پوششی فریبنده برای تعمیق نفوذ بوده است. فرمول حریف ابتدا ورود از درگاه مذاکره یا تعامل اقتصادی است، سپس ساختن شبکه‌ای از عوامل اثرگذار در داخل و در نهایت فلج کردن سازوکار تصمیم‌گیری کشور. رهبر شهید بارها بر این فرمول ثابت انگشت گذاشت و تبیین کرد که دست چدنی حریف هرگز با دستکش مخملی مذاکره تغییر ماهیت نمی‌دهد. او هشدار می‌داد که هدف دشمن از لبخندهای دیپلماتیک، رخنه در محاسبات مسئولان و کاشتن بذر وادادگی است، چرا که این اختلاف یک اصطکاک تاکتیکی نیست و تضادی ماهوی به شمار می‌رود؛ تضادی میان خوی استکباری حریف و هویت دینی و ایران اسلامی که پایه‌هایش بر نفی سلطه گذاشته شده است.
در سوی دیگر، خوانش رهبر رشید از این تقابل، نشان‌دهنده تغییر موازنه در میدان عمل است. ایشان بر تغییر بنیادین زمین بازی تاکید می‌کند. جغرافیای منطقه دیگر پناهگاه امن پایگاه‌های نظامی آمریکا نیست و همان پایگاه‌ها از ابزار بازدارندگی به اهدافی در تیررس اراده مقاومت بدل شده‌اند. رهبر رشید به صراحت نشان داد که آمریکا دیگر هیچ نقطه امنی برای پایگاه‌هایش پیدا نمی‌کند و ملت‌ها و سرزمین‌های منطقه هرگز اجازه نمی‌دهند سپر بلای ماشین جنگی آمریکا باشند. این پیوستگی راهبردی میان دو نگاه، گویای یک دگرگونی تاریخی است. اگر رهبر شهید نقشه نرم‌افزاری نفوذ را برملا کرد، رهبر رشید جغرافیای امن پایگاه‌های حریف را سوزاند و هیمنه سخت‌افزاری آن را در زمین قفل کرد.
نقطه تلاقی این دو خوانش درست در میدان جنگ شناختی امروز معنا پیدا می‌کند. وقتی پایگاه‌های نظامی در تیررس قرار می‌گیرند و فرمول‌های سنتی نفوذ ناکام می‌شوند، واشنگتن از سر استیصال ناچار به عقب‌نشینی از جغرافیا به هندسه ادراکی ذهن‌ها شده است. جنگ شناختی امروز یک تاکتیک اختیاری نیست، بلکه آخرین سنگر حریفی است که زمین منطقه را از دست داده است. هدف این نبرد، وارونه نشان دادن حقیقت، تضعیف اراده ملی و ایجاد تردید در درستی مسیر ایستادگی است. در چنین میدانی، دستگاه تبلیغاتی حریف می‌کوشد با رخنه در ادراک جامعه و تغییر جایگاه خادم و خائن، همان سستی محاسباتی را رقم بزند که رهبر شهید همواره نسبت به آن هشدار می‌داد.
پاسخ به معمای خصومت واشنگتن ریشه در تقابل با هویتی دارد که قواعد قدرت در غرب آسیا را بازتعریف کرده است. از این‌رو دامنه این رویارویی از اختلاف با هر دولت یا سیاست مشخصی فراتر می‌رود. این استقلال‌خواهی الگویی نوین روبه‌روی جهان گذاشت و نشان داد می‌توان بیرون از مدار قطب‌های قدرت نفس کشید. همین ایستادگی، هیمنه پوشالی سلطه را در نگاه ملت‌ها شکست. واشنگتن خوب می‌داند فروپاشی این اقتدار ساختگی، آغاز مرگ تدریجی سیستمی است که حیات خود را در تحقیر ملت‌ها و تاراج ثروت سرزمین‌های مستقل تعریف می‌کند. وقتی تحلیل نرم‌افزاری رهبر شهید کنار خوانش میدانی رهبر رشید قرار می‌گیرد، حقیقت عیان می‌شود. تا زمانی که سلطه‌جویی در خوی واشنگتن ریشه دارد و اراده استقلال در این سرزمین زنده است، این رویارویی پایان نخواهد یافت.
از کاغذهای رشته‌شده سفارت در آبان ۵۸ تا خطوط نبرد ادراکی امروز، میدان کاملا همان میدان است و پیام همان طنین تاریخی شهید بهشتی که به آمریکا بگویید از دست ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر. از همین رو باید دانست که آتش‌افروزی امروز واشنگتن نشانه اقتدار نیست، بلکه بازتاب هراس عمیق از فروریختن پایه‌های سلطه‌ای است که روزگاری گمان می‌کرد همیشگی خواهد ماند. اکنون کاخ‌های شیشه‌ای واشنگتن خوب فهمیده‌اند که هم خاک منطقه از سنگرهایشان خالی شده و هم ذهن این ملت به روی فریب‌شان بسته است و این نبرد سهمگین نقطه پایان توهم کدخدایی بر جهان خواهد بود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.