۱۶ آبان ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۰
کد مطلب: ۲۶٬۸۳۱

۹ اسفند ۱۴۰۴ یکی از تلخ‌ترین روزهای نیم قرن اخیر ایران بود. روزی که دشمن صهیونی و آمریکایی علیه مردم ایران اسلامی دست به جنایتی تمام‌عیار زد و ضمن به شهادت رساندن رهبر انقلاب، ۱۶۸ نفر از دانش‌آموزان معصوم و کادر آموزشی مدرسه شجره طیبه میناب را پرپر کرد. اگرچه از همان روزها و در بحبوحه جنگ و جنایت‌های بعدی دشمنان که تقریبا تمام کشور را درگیر خود کرد، یک نگاه مردم به سوی مدرسه شجره طیبه میناب و خانواده‌های داغدیده دانش‌آموزان آن مدرسه بود، اما به قول معروف شنیدن کی بود مانند دیدن...

آگاه: در روز ۱۳ آبان و همزمان با روز دانش‌آموز به همراه تعداد زیادی از اهالی رسانه، فرهنگ و هنر سفری یک روزه به استان هرمزگان و شهر میناب داشتیم. در این برنامه که با هدف گرامیداشت یاد شهدای دانش‌آموز مدرسه میناب و زیارت مزار آنها برگزار شد، فرصتی دست داد تا از نزدیک حال و هوای خانواده‌های شهدای دانش‌آموز را نیز ببینیم و اگر آنها دوست داشتند چند کلامی هم با ایشان سخن بگوییم.
اما نخستین مسئله در زیارت مزار شهدای دانش‌آموز و بازدید از مدرسه شجره طیبه ابعاد گسترده جنایت دشمن آمریکایی و صهیونیستی است که هرگز از دریچه رسانه‌ها، قاب تلویزیون و گوشی‌های تلفن همراه به مخاطب منتقل نخواهد شد. از یکسو نقش صدها چشم زیبا و معصوم در مزار شهدا و دیوارهای روی مدرسه مستقیم به شما نگاه می‌کنند و از سوی دیگر چشمان نمناک حاضران و بغض سنگینی که پنجه در گلو انداخته اجازه هیچ حرف و سخنی را نمی‌دهد. در اینجا بیشتر، چشم‌ها با هم حرف می‌زنند تا شاید بتوانند کمی حس و حال درد و رنج دل خانواده‌های دانش‌آموزان را بفهمند. هر شخصی که برای بازدید به مزار شهدا یا مدرسه شجره طیبه می‌آید اگر خود فرزندی داشته باشد یا در اقوام نزدیک خود همبازی کودکی خردسال شده باشد، مدام در ذهن خود شبیه‌سازی می‌کند که... حتی فکر کردن به این مسئله هم دردآور است.
هرمزگانی‌ها و مینابی‌ها بسیار خونگرم هستند. خانواده‌های شهدای میناب وقتی مهمان دارند سعی می‌کنند با روی باز پذیرای مهمان‌ها باشند اما چه می‌شود کرد که داغی جگرسوز دیده‌اند و بعد از حدود هشت ماه از آن روز جهنمی، هنوز با این مصیبت کنار نیامده‌اند. صحبت‌های این خانواده‌ها بسیار شنیدنی است. از اینکه حس رها شدن به آنها دست داده و حالا فکر می‌کنند مسئولان فقط برای عکس انداختن پیش آنها می‌آیند تا آنجا که اعلام می‌کنند هنوز حال برخی والدین و حتی خواهر و برادرهای دانش‌آموزان مینابی خوب نیست. برخی دیگر نیز این گلایه را دارند که نباید مدام بخش رنج‌آور این اتفاق دهشتناک را برای پدران و مادران دلخون تکرار کرد. فرزندان آنها جنبه‌های دیدنی و شنیدنی دیگری هم در زندگی داشته‌اند که باید مورد توجه قرار بگیرند. یکی دیگر از والدین از جنبه مرگ‌آگاهی این بچه‌ها می‌گفت و اینکه حالا مشخص شده تعدادی از دانش‌آموزان میناب از روزهای قبل از شهادت خود، گویی از این ماجرا باخبر شده بودند و این مسئله را از نقاشی‌ها، نوشته‌ها و حتی صحبت‌های آخر آنها  با والدین می‌توان فهمید.
خانواده‌های میناب این روزها درددل زیاد دارند و نهادهای مسئول در کشور و حتی استان هرمزگان باید همچنان تیم‌های مشاوره را برای همراهی با خانواده‌ها و شنیدن سخنان آنها به میناب اعزام کنند. هر یک از فرزندان مدرسه شجره میناب روایت و داستانی دارند که هر کدام می‌تواند سوژه فیلم و سریال و حتی کتابی شاخص شود. خانواده‌های شهدای میناب دوست دارند نقش فرزندانشان و تاثیر شهادت آنها در استواری و بقای ایران اسلامی برای همیشه در تاریخ ثبت شود. اما پیشنهاد جدی این است که شاید نتوان عنوان «روز دانش‌آموز» را از ۱۳ آبان به ۹ اسفند منتقل کرد، اما می‌توان این روز را به نام «روز حماسه، غیرت و شرف ایرانی» نامگذاری کرد چرا که رهبر شهید انقلاب و ۱۶۸ شهید مدرسه شجره طیبه میناب با خون خود در نخستین روز جنگ ۴۰ روزه دشمن شیطان صفت علیه ملت ایران، توانستند پرچم استقامت و آزادگی را به اهتزاز درآورند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.