۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۱:۳۸
کد خبر: ۱۹٬۸۲۴

طرح دشمن کشتن انقلاب با شبه انقلاب و از بین بردن مردم با شبه مردم است. این کار را با فتنه انجام می‌دهد. شاید مهم‌ترین کار در شرایط فتنه، فهم وضعیت است. ما در چه وضعیتی قرار داریم؟! یکی از جدی‌ترین عملیات‌های دشمن علیه ملت ایران، بازی با زبان است. در این روش دشمن لفظ‌ها را از معنای اصلی و مصداق درست خود جدا می‌کند و شروع به القای معنای مورد نظر و تعیین مصداق دلخواه می‌کند.

بعثت ملت

آگاه: پس از یک تلاش چند ساله مجموعه‌ای از کلمات جعلی برکشیده شده‌اند که مردم ناگزیر آنها را برای مفاهمه اجتماعی استفاده می‌کنند. کلماتی که قبلا توسط دشمن بازمهندسی شده‌اند و به صورت رمزگان فتنه به جای اینکه جامعه را با یکدیگر آشناتر و متحدتر کنند، سوءتفاهم‌ها و سوءظن‌ها و تفرقه‌ها و بیگانگی‌ها را تکثیر و تشدید می‌کنند. در این صورت آدم‌ها ناگزیر با هم گفت‌وگو می‌کنند؛ اما همدیگر را نمی‌فهمند؛ درک نمی‌کنند. بلکه بدتر مردم را دچار اشتباه و تردید و تزلزل می‌کنند. انگار کلمات بین مردم و مردم؛ مردم و واقعیت؛ مردم و حقیقت؛ مردم و جامعه؛ مردم و نظام؛ مردم و قانون فاصله می‌اندازند. در واقع نوعی محاصره شناختی به وجود می‌آید که نتیجه آن به وجود آمدن مشکلات بسیار زیادی برای فرد فرد ماست. پس فتنه در یک دستگاه مختصات سه وجهی، ارتباط مردم و مردم و ارتباط مردم و نظام و ارتباط مردم و معنی را دچار اختلال و تفرقه و تخریب می‌کند. جامعیت و جمعیت جامعه را تهدید می‌کند. اعضا و اجزا جامعه را از هم دور می‌کند. جامعه دچار یک غربت و تنهایی و تاریکی و گمگشتگی و حیرت و حسرت ناشناخته می‌شود. امکان وجدان و امکان اندیشیدن و امکان عمل را از دست می‌دهد. نظام تصور و تصدیقش به هم می‌ریزد. در یک ندانم‌کاری فرومی‌رود. ناکارآمدی زبان، در اثر شیوع شبهات و شایعات فراوان، کار را به انباشت‌های روحی و تنش‌های روانی و خشونت‌های رفتاری می‌کشاند و این به هزار صورت نرم و سخت و آشکار و پنهان تکثیر می‌شود و تمام فضای زندگی را پر می‌کند. مانند یک ویروس کشنده که هر لحظه زیاد و زیادتر می‌شود تا جایی که بدنه را زمینگیر می‌کند.

در وطن خویش غریب
فکر کنید بدون مقدمه به کشوری سفر کنید که زبانشان را نمی‌دانید. چه اتفاقی خواهد افتاد؟ همه ارتباطات شما قطع خواهد بود. شما نیازهای زیادی دارید و جامعه هم پاسخ نیازهای شما را دارد. شما استعدادهای زیادی دارید و جامعه به استعداد شما نیاز دارد. اما چون زبان ارتباط و توان ارتباط ندارید، نمی‌توانید جریان اجتماعی پیدا کنید. حالا اگر این حالت تکثیر شد و مردم در کشور خودشان دچار بی‌زبانی و بدزبانی و تشتت و تفرقه و تضاد زبانی شدند چه؟ اگر ارتباطات در جامعه‌ای دچار اختلال شد و سپس یک جایگزین پرکار، اما ناهنجار و بیگانه برای گفت‌وگو و میانجی‌گری و ترجمه هر چیزی به هر چیزی پیدا شد چه؟
بدون آنکه حواسمان باشد، کارشناسان خبره دشمن آن سوی ابزارهای رسانه‌ای به صورت متمرکز در طول ده‌ها سال روی جریان ارتباطی ما کار می‌کنند. یکی یکی کلمات ما را جراحی می‌کنند، نشانگان ما را می‌کشند، از معنی تخلیه می‌کنند، یک معنای مصنوعی در آن می‌دمند و به میان ما بازمی‌گردانند. حالا کلمه در جهان ما برای دیگران کار می‌کند. نیازهای آنان را شناسایی می‌کند و پاسخ‌های آنان را فراهم می‌کند. از سوی دیگر روابط خودمانی جای خود را به مناسبات استبدادی و خودخواهانه و تهدیدمحور می‌دهد. همه در لاک احتیاط فرو می‌روند و حضور حداقلی پیدا می‌کنند. جامعه منقبض می‌شود و سعه صدر خود را از دست می‌دهد. بسیاری از امکان‌ها گم می‌شود و بسیاری از ابزارها کم می‌شود. جامعه منقبض فشار تصاعدی را حس می‌کند. چیزی بارها بیشتر از فشار طبیعی یا غیر طبیعی بیرونی در درون تولید می‌شود و همه را در یک حس بی‌اعتمادی و ناامنی فرومی‌برد.
در ابتدا دچار اختلال زبانی می‌شویم. اما کم کم روند قطع ارتباط و جایگزینی ارتباطات وارداتی و خشن و ناآشنا از همان منبعی که کلمات را بازسازی کرده است، کامل می‌شود. این هم درباره نسل‌های مختلف اتفاق می‌افتد و هم درباره مردم یک نسل. همه شکاف‌ها فعال می‌شود و همه تفاوت‌ها جدی می‌شود. حجم انبوهی از داده‌های جهت‌دار در فضاهای مهندسی شده به خورد ما داده می‌شوند تا بدون آنکه انتخاب کنیم و بدون آنکه دقت کنیم و بدون آنکه بررسی کنیم، رسانه‌ها را به صورت انبوه مصرف کنیم و فرصت نداشته باشیم آنان را راستی‌آزمایی یا مناسب‌سازی کنیم. خلاقیت و عاملیت ما حذف می‌شود و اراده تولید معنی و صورت را به تدریج از دست می‌دهیم. درست زمانی که ما چشم و گوش و فهم خودمان را به قاب رسانه سپرده‌ایم و بی‌حرکت تسلیم هر چیزی هستیم که به ما تحمیل می‌کند، عملیات مهندسی دشمن آغاز شده و وارد ذهن و فکر و خیال ما شده است. از این طریق هم معنویات ما را دگرگون می‌کند و هم مادیات ما را. صورت ما را تغییر می‌دهد و معنای ما را.

بعثت ملت
روز خود خودمان
فتنه خاصیت محاصره‌کنندگی دارد. در شرایط فتنه انسان از هر سو ارتباطات مفید و موثر و امن خود را از دست می‌دهد. خودت می‌مانی و خودت. هیچ‌کس نمی‌تواند به داد تو برسد. در شرایط فتنه هر کمکی می‌تواند به ضدش تعبیر شود. در شرایط فتنه انگار هیچ چیزی درست کار نمی‌کند. یک تخریب کامل ارتباطات و اختلال فراگیر شناختی فضا را پر می‌کند. انسان می‌ماند و خودش و آنچه انباشته و ذخیره دارد و مهارتی که در نگهداری از آن به خرج می‌دهد. لحظه فتنه، شبیه لحظه آزمون است. هیچ‌کس نمی‌تواند با دیگری سخن بگوید. هیچ‌کس فرصت کمک به دیگری ندارد. هر کس باید آنچه را آموخته و خوب یاد گرفته پاسخ دهد. در روز فتنه معلوم می‌شود که جامعه چقدر توانسته درونی شدن را تمرین کند و حرکت وجدانی و خودمانی را فرابگیرد. در روز فتنه هر کس خود خودش است.
اینکه آیا فتنه خوب است یا بد، کاملا به آمادگی جامعه بستگی دارد. در جامعه‌ای که همه افراد آن مسئولیت‌های خود را درست انجام داده‌اند و آنچه را باید دریافت کرده‌اند، فتنه می‌تواند یک خیر بزرگ داشته باشد و آن رسوایی غیرخودی‌ها و کشف خودی‌هاست. اما اگر جامعه هنوز به حد کافی نیاموخته و نیندوخته، فتنه می‌تواند بسیار خسارت‌بار باشد. لذا ما به خودی خود از فتنه استقبال نمی‌کنیم، بلکه تمرین می‌کنیم که اگر دچار فتنه شدیم چطور عمل کنیم. در مقابل، دشمن با عجله تمام سعی می‌کند ما را در وضع فتنه قرار دهد و در آن مستهلک کند. زیرا اگر ما به بلوغ اجتماعی و قوام جامعه برسیم، فتنه جز رسوایی نفاق تاثیری ندارد. با این مقدمات تقریبا می‌توان فهمید که چه چیزهایی باعث فتنه می‌شوند. در نتیجه درمی‌یابیم که کدام رفتارها در روزهای عادی تدارک فتنه است. کدام روندها دانسته یا ندانسته دارد وضع را به سمت برپایی فتنه می‌برد. ایده‌های مخرب را از ایده‌های سازنده بازمی‌شناسیم و برای آن به موقع تدبیری می‌اندیشیم.
در پس هر فتنه سه نتیجه محتمل است. غلبه بر فتنه و ارتقای اجتماعی و تمدنی؛ شکست در برابر فتنه و تنزل؛ درجا زدن و تکرار فتنه و ماندن در شرایط فتنه‌گون. هر چه ما قوی‌تر شویم، فتنه‌ها نیز قوی‌تر و پیچیده‌تر خواهند شد. هر چه ما ضعیف‌تر شویم، فتنه‌ها چیره‌تر و عمیق‌تر خواهند شد.

فتنه در کمین است
نقطه تمرکز عملیات فتنه ذهن است. ذهن واسطه اصلی بین تن و قلب و عقل انسان است. اگر ذهن دچار اختلال شود، ارتباطات بین تن و جان مختل خواهد شد. محاصره ذهن به شکل‌های مختلف انجام می‌شود. تلاش دشمن برای فشارهای مادی مثل جنگ اقتصادی و تحریم‌های حداکثری مقدمه‌ای برای حمله به ذهن است. تلاش دشمن برای سرکوب وجدان و تحقیر قلب و تخریب عقل، مانند شبیخون فرهنگی و جنگ شناختی، مقدمه حمله به ذهن است. تمام عواملی که باعث می‌شود جریان منظم بین بدن و ذهن و عقل با مشکل روبه‌رو شود می‌تواند مقدمه برپایی فتنه باشد. دشمن در فتنه جامعه را شرحه شرحه می‌کند. سعی می‌کند جامعه را از هم بپاشاند. این کار را با حمله به عقل و ایمان و تدبیر و عمل جامعه انجام می‌دهد. وقتی جامعه آنچه را دوست دارد با آنچه می‌فهمد، با آنچه طراحی می‌کند، با آنچه اجرا می‌کند، همخوان و هماهنگ نباشد، فتنه نزدیک است. وقتی جامعه کل و جزء و کلی و جزئی خود را گم کند، فتنه نزدیک است. وقتی جامعه ضرورت‌ها و فوریت‌ها را نیابد و بر آن اصرار نکند، فتنه نزدیک است. وقتی در جامعه‌ای افراد منافع کلی و اصلی جامعه را فدای منافع فردی کوچک و کوتاه خود کنند فتنه نزدیک است. وقتی افرادی شروع به مصرف کردن جامعه کنند، فتنه نزدیک است. وقتی سرمایه‌های کیفی جامعه دستخوش بازی‌های کمی شود یا سرمایه‌های کمی جامعه مورد دستبرد امیال جزئی قرار بگیرد، فتنه نزدیک است. فتنه‌ها نقاط عطف را جلو می‌اندازند. یا با پیروزی مردم تبدیل به قله می‌شود یا با شکست آنان تبدیل به حضیض و دره می‌شود. فتنه‌ها در هر حال بسیار گران تمام می‌شوند.
فتنه پس از آنکه موفق شد بین افراد جامعه فاصله بیندازد و یکی یکی آنان را از ارتباطات جانانه و خودمانی محروم کند، شروع به دعوت و جذب افراد می‌کند. آنان را با یک ساختار غیرخودمانی و بیرونی به یکدیگر معرفی می‌کند. متصل می‌کند و یک شبه‌مردم می‌سازد. در ظاهر مردمانی هستند؛ اما در واقع خواست و اراده و انگیزه دشمن، همایش آنان را تدارک دیده و طراحی و اجرا کرده است. در اینجا افراد ابزار شده‌اند برای میل دیگری. در حال مصرف شدن هستند برای کسانی که هیچ نسبت فطری و وجدانی با مردم ندارند. پس از جذب شدن، مدیریت جمعیت به افرادی سپرده می‌شود که کاملا بیگانه هستند. وقتی تقابل طبیعی مردم و شبه‌مردم شکل گرفت، افرادی که جذب تشکیلات شبه‌مردم شده‌اند به عنوان سپر و گروگان و قربانی استفاده می‌شوند. آنگاه رها می‌شوند و فروگذاشته می‌شوند. وقتی تیرگی‌های فتنه کنار رفت. تصویر تلخ دوپاره شدن جامعه و نزاع و تقابل و جنگ داخلی در زمین خودی که بخش زیادی از تاب و توان ملت را فرسوده و از بین برده است، آشکار می‌شود. در چنین میدانی هیچ‌کس جز دشمن برنده نیست. در یک جامعه یا همه برنده‌اند یا هیچ‌کس برنده نیست. جامعه یعنی درد و غم یکی،‌ درد و غم همه و امنیت و سلامت و منفعت و سعادت یکی، برد همه. فتنه می‌خواهد جامعه را بازنده کند.

قیامت زودهنگام
تمهیدات باید قبل از رسیدن به نقطه تاریکی اندیشیده شود. هنگام وقوع فتنه چنان فضا فشرده است که انتخاب‌ها در لحظه اتفاق می‌افتد و نمی‌توان کار زیادی برای برقراری ارتباط امن و روان و سالم و کم خطر کرد. هر کس هر چه هست در آنجا آشکار می‌شود. لحظه درگرفتن یک قیامت کوچک است. یک رستاخیز زودهنگام. یک پالایش میان‌راهی. یک تصفیه ناگزیر.
ایرانی‌ها اعتراض خود را بیش از یک قرن پیش آغاز کردند. اعتراضات آن تمام مراحل رشد و بلوغ خود را به رهبری بزرگمردی همچون حضرت امام خمینی (ره) پیمود و با قدرت سازنده ملت به لحظه برانگیختگی نهایی انقلاب اسلامی در فضای جاهلیت مدرن رسید. فضای انقلاب اسلامی، در واقع فضای اعتراض فعال و هوشمند به تمام ناراستی‌ها و کاستی‌های رسوب یافته در زندگی بشر است. بعثت ایرانیان علیه پلیدترین افراد و افکار و رژیم‌ها و ساختارهای عصر، تمام جهان را تحت تاثیر قرار داد. واکنش طبیعی دشمن از پس این غافلگیری بزرگ فتنه‌انگیزی‌های مدام و آزار و اذیت‌های بی‌پایان است. اما ملت ایران هیچ گاه عقب نرفت و همواره پیش رفت و قوت گرفت و انقلاب ادامه پیدا کرد و در جهان شناخته شد. بسیاری در این چند دهه سعی کردند تا این تحول بنیادین را از بین ببرند، اما موفق نشدند. تلاش شد تا نظام جمهوری اسلامی ایران شکست بخورد؛ اما توفیقی حاصل نشد. هر چه طرح دشمن قوی‌تر شد، ما نیز قدرتمندتر حاضر شدیم. این زد و خورد دائمی البته آسیب‌ها و هزینه‌های سنگینی داشت، اما واقعیت این است که وقتی در لبه اتفاقات دنیا قدم می‌زنی و حرفی نو برای جهان داری و توجه مردمان را به سوی خود جلب می‌کنی انتظار طبیعی، واکنش‌های تند و مخرب است. ما هیچ وقت باور نداشتیم که با بیرون راندن گماشته غرب در ایران، آنها از ما خوش‌شان بیاید. ما ایران را از چنگ آنان بیرون کشیدیم، چرا باید با ما کنار بیایند؟ مگر اینکه ایران را دوباره تحویل آنان دهیم و تمام دستاوردها را واگذاریم و به عقب برگردیم یا به پیشروی ادامه دهیم و به قله قدرت و اقتدار برسیم و هزینه فایده دشمنی را برای آنان صفر کنیم. تنها راه، قدرتمند شدن است.
پس آنچه انقلاب مردم ایران می‌توان نامید، انقلاب اسلامی است که چند دهه از عمر آن گذشته و مسیر زیادی را پیموده و به نقطه بدون بازگشت رسیده است. برخی از مخالفان جمهوری اسلامی که عاقلانه‌تر می‌اندیشند، دانسته‌اند که نمی‌توان این مسیر را به گذشته بازگرداند؛ اما برخی دیگر همچون رژیم مستکبر آمریکا و زائده منطقه‌ایش تلاش می‌کنند واقعیت را انکار کنند بلکه با سمبه پر زور این غیر ممکن را ممکن سازند. در فتنه اخیر که به بهانه اعتراض برخی به شرایط اقتصادی بر پا شد، نیز دشمن همه به روزرسانی‌ها را انجام داده بود و تمام تجربیات گذشته را یک جا جمع کرده بود تا بلکه به آرزوی محال خود دست پیدا کند. اما بیداری به موقع فریب‌خوردگان و کسانی که حق اعتراض آنان توسط عوامل نفوذی مصادره شده بود و حضور حداکثری مردم ایران در برابر اقلیت مطلق بازیچه غرب، آتش فتنه را خواباند.
در واقع ملت ایران یک گام دیگر پیش رفت و یک آزمون بزرگ را با موفقیت پشت سر گذاشت و یک درجه قوی‌تر از گذشته شد. در طرف مقابل دشمن نیز یک گام فراتر رفت و تمام پرده‌ها را کنار زد و شخص رئیس جمهور آمریکا که خود را قوی‌ترین مرد جهان می‌داند، وارد صحنه شد. او هم تلاش خودش را کرد اما از عهده مردم ایران برنیامد. او و تمام توانش. البته آنها خواهند گفت که ما نخواستیم و نزدیم؛ اما می‌دانیم که در جهان واقعی اگر می‌توانستند و نزدند عذر بدتر از گناه است. نزدن همان نتوانستن است. نخواستن، همان عقب نشستن است.
برخلاف نظر برخی که سیر حرکت مردم ایران را قهقرایی ارزیابی می‌کنند، همه نشانه‌های آشکار، حرکت رو به جلو این ملت را اثبات می‌کند. بزرگ‌تر شدن عملیات دشمن، دلیل عظمت حضور ایران در صحنه رویارویی است. اگر نه پس از هر فتنه به عملیاتی کوچک‌تر و ضعیف‌تر نیاز بود تا کار را تمام کند. بالا گرفتن مواجهه ما با آنان و شدت گرفتن جنگ هیبریدی و به کار بستن تمام امکانات ضد ایران و ضد اسلام و ضد انقلاب برای فائق آمدن بر اراده ایرانیان، هیچ گاه نشانه ضعف نیست. بلکه نشانه جدی‌تر شدن صحنه و بزرگ‌تر شدن و فراگیرتر شدن آن است.

دلیل قدرت انقلاب
پس از جنگ ۱۲ روزه توجه بسیاری از ملت‌ها به سمت ایران جلب شد. مردمان بی‌شماری کنجکاو شدند تا دلیل قدرت انقلاب اسلامی در برابر ارتش‌های بزرگ دنیا را بفهمند. همین رویکرد، دشمن را نگران و دستپاچه کرد تا سعی کند چهره ایرانیان را در نگاه مردمان جهان زشت و ناپسند جلوه دهد. برپایی فتنه و خلق صحنه‌هایی که یادآور شدیدترین رفتارهای غیر انسانی در طول تاریخ است، به کمک رسانه‌های جریان اصلی به نام مردم ایران تمام خواهد شد. فتنه‌هایی اینچنین فارغ از اینکه به چه نتیجه‌ای برسند، ملت ایران را در نگاه مردم جهان تحقیر می‌کند. رسانه‌های غربی هیچ گاه حضور میلیونی مردم ایران در مراسم ۲۲ دی و تشییع شهدا را انعکاس نخواهند داد؛ اما صحنه‌های فجیع وحشی‌گری فتنه‌گران را به همه گیرنده‌ها خواهند رساند تا حواس‌ها از کار بزرگ مردم ایران پرت شود. بزرگ‌ترین دلیل مردمی بودن انقلاب اسلامی ایران، دشمنی دشمنان انقلاب و نظام با مردم است. آنها هیچ گاه موفقیت‌های مردم ایران را به مردمان خود نشان نمی‌دهند و آن را تشویق نمی‌کنند. همیشه از موفقیت مردم ما غمگین و غضبناک هستند و سعی می‌کنند چهره‌ای بیچاره و بدبخت از ما به مردم جهان نشان دهند. همه جنگ‌هایی که در طول این چند دهه بر مردم ما تحمیل شده و تمام عرصه‌های زندگی آنان را هدف گرفته دلیل روشن دشمنی با مردم است. مردم هر روزه هزینه شیطنت‌ها و شرارت‌های کسانی را می‌دهند که ادعای مردمی بودن دارند، اما علیه مردم ایران انواع فتنه‌ها را بر پا می‌کنند. دشمن از مردم ایران به خاطر انقلابشان انتقام می‌گیرد و سعی دارد کاری کند که مردم ایران از راه خود بازگردند و تسلیم شوند و روشن است که در این صورت با دشمنی که تا این حد آنان را در جهان تحقیر کرده چه رفتاری خواهند داشت.
وظیفه ما تغییر صحنه به نفع مردم است. هر یک از ما به نوبه خود باید فتنه را بشناسیم. مقدمات آن را بدانیم و اجازه ندهیم به اهداف خود برسد. از هشتم دی‌ غروبی سنگین بر ملت ایران آغاز شد. سایه فتنه به بهانه اعتراض اقتصادی و بهای گران مال و جان و ناموس ایرانی تاریک‌تر شد تا در روزهای پنج‌شنبه و جمعه به اوج ظلمت رسید. دو قطره خون سرخ و سیاه از ایران جان بر زمین چکید و صبح پیروزی مردم عزیز و مقتدر ایران در ۲۲ دی‌ دمید. اکنون فرصت خنثی‌سازی زمینه‌های فتنه است و ساختن ویرانی‌ها و جبران خرابی‌های آن. هر یک از ما باید به اندازه خودمان درس‌هایی از این حادثه بگیریم و رفتار خود را اصلاح کنیم و برنامه خود را ارتقا دهیم. هیچ‌کس نباید نسبت به فتنه بی‌تفاوت باشد. هیچ‌کس نباید سعی در سفیدشویی فتنه‌گران داشته باشد. نباید نقاط ضعف و غلط‌ها و اشتباهات انکار شود. ایمان صادق و عقل صافی و عمل صالح باید به حد نصابی برسد که امکان فتنه منتفی شود. مردم باید چنان متحد شوند که هیچ بیگانه‌ای در میان آنها رخنه نکند. ایرانیان باید بپذیرند که مورد حسرت و حسادت دیگران هستند. باید امنیت خود را با تدابیری تقویت کنند. همه باید در این باره مشارکت کنند. کودک و نوجوان و جوان و میانسال و کهنسال و زن و مرد و کارگر و کارمند و کاسب و مدیر و مسئول و خلاصه همه شهروندان هر نقشی که در ساختن ایران دارند باید آن را جدی بگیرند. هیچ‌کس معطل و بیکار نماند. روزنه‌ها را شناسایی کنند و منافذ خیانت را ببندند. ملت متحد، قدرتمند است و قدرتمند در امان است. دشمن هر لحظه همبستگی و همدلی ما را می‌سنجد. هر چه ارتباط بین مردم قوی‌تر و واقعی‌تر و خودمانی‌تر دشمن ناامیدتر. هر چه همزبانی و همدلی بیشتر، امکان فتنه ضعیف‌تر. هر چه ایمان و عقلانیت و همت و کار منسجم‌تر پیشرفت سریع‌تر. هر چه هویت ایرانی و تشخص انقلابی جاافتاده‌تر عبور از این مرحله کم‌هزینه‌تر. تزلزل و تردید و ترس و ناامیدی و سستی و افسردگی در این راه باعث خسارت‌های بسیار خواهد شد. برای عبور از گردنه حوادث باید عزم و اراده را به بالاترین سطح ممکن رساند و فریب بازی‌های دشمن را نخورد. باید مشکلات را با قدرتمند شدن حل کرد نه با تسلیم شدن یا تمایل پیدا کردن به دشمن. عقبگرد هیچ آورده‌ای ندارد. درجا زدن ما را خواهد فرسود. تنها راه، حرکت مصمم به سمت اهداف و آرمان‌هایی است که واقع‌گرایانه دنبال می‌شوند. کنار گذاشتن آرمان‌ها نتیجه‌ای جز ویرانی و سقوط نخواهد داشت.
انقلاب اسلامی ایران ما را به نقطه‌ای از اقتدار رسانده که بزرگ‌ترین قدرت‌های مادی برای آسیب زدن ما جمع می‌شوند اما هر بار با شکستی آشکارتر عقب می‌روند. ما به تنهایی در نقطه‌ای ایستاده‌ایم که آرزوی بسیاری از کشورهای جهان است. ما کشوری هستیم که حرکت علیه نظام سلطه را با تمام قدرت آغاز کرده و پیش رفته و آنان را دائما به چالش کشیده و موفق بوده تا در لبه تاریخ بایستد. حضور ما یعنی ظهور معنایی که ضد معنای استکبار و دیکتاتوری حکومت‌های جنایتکار و تجاوزگر است. تقابل معنوی ما از حوزه ایده به عمل رسیده و سدی ساخته از اراده ملت که هر روز صورت‌های جدیدتری خلق می‌کند. لذا دشمن به هر روش ممکن سعی دارد ایران ما را ویران کند و شکست‌خورده نشان دهد تا مردم دنیا باور نکنند که معنایی جز آنچه در غرب رواج دارد می‌تواند آبادانی برپا کند و زندگی را سامان دهد. هر بار که کشتی انقلاب از طوفان حوادث عبور می‌کند مردم دنیا بیشتر متوجه ما می‌شوند و سوالات بیشتری در ذهنشان شکل می‌گیرد. روند احیای مردم از ابتدای انقلاب به طور مداوم ادامه داشته و تلاش‌های دشمن برای حذف ما موفق نبوده است. بیداری انسان در جهان زیر پای طاغوت را سست می‌کند و این آن روند پنهانی است که عده‌ای آن را نمی‌بینند و عده‌ای آن را انکار می‌کنند. از پس هر فتنه تولدی برای ایرانیان اتفاق می‌افتد. این بازگشت به زندگی موجی در منطقه و جهان به وجود می‌آورد و فریب و دروغ انکارکنندگان و پنهان‌کنندگان را رسوا می‌کند و شکست بزرگی برای آنان رقم می‌زند. هر چه مردم ایران تمرکز و اتحاد بیشتری حول آرمان‌های امام خمینی و انقلاب اسلامی داشته باشند، پیروزی‌های بزرگ‌تری به دست خواهد آمد. انقلاب اسلامی ایران ساختگی نیست. طبیعی و زنده و درونی این ملت است. لذا هر کس سعی در مبارزه با زندگی ایرانیان دارد، هر چند موفق به شکستن چند شاخه شود، به توفیق و اراده الهی نمی‌تواند ریشه‌های حیات انقلابی ما را بخشکاند. زیرا مرگ و حیات به دست اوست و وعده الهی یاری مومنان است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.