آگاه: دونالد ترامپ پنجشنبه هفته گذشته به وقت محلی در دفتر بیضی کاخ سفید و در جمع خبرنگاران با تکرار ادعاهای گذشتهاش مبنی بر اینکه «ما نمیتوانیم اجازه دهیم ایران به سلاح هستهای دست یابد»، مدعی شد: هیچکس به جز او و چند نفر دیگر از وضعیت واقعی مذاکرات با ایران اطلاع ندارد. وی از سویی مدعی مذاکره است و از سویی با تهدید و حتی محاصره دریایی، در پی فشار به ایران برای تحمیل زیادهخواهیهای خود است و ادعاهایی را درباره اقتصاد ایران مطرح میکند و میگوید: «اقتصاد آنها در حال فروپاشی است.» وی در پاسخ به پرسشی درباره آتشبس هم ادعا کرد: «نمیدانم به آن نیاز داشته باشیم یا نه. شاید لازم شود. ما در حال مذاکره برای رسیدن به توافق با ایران هستیم و دموکراتها هم خواستار پایان جنگ هستند.»
رئیسجمهور تروریست آمریکا خوشبین است با تهدید و یاوهگوییهای خود ایران را تسلیم میکند به همین جهت هرازگاهی چشمهایش را میبندد و آنچه برازنده او و اعضای کابینهاش است، نثار مردم سلحشور و مسئولان و مدیران نظام اسلامی میکند. البته او در ایالات متحده آمریکا روزهای سخت و دشواری را میگذراند و با کنگره به چالش خورده است؛ آخر هفته گذشته به وقت ایران، سنای ایالات متحده برای ششمین بار به قطعنامه اختیارات جنگی رئیسجمهور آمریکا رأی منفی داد؛ قطعنامهای که خواستار توقف حملات نظامی آمریکا به ایران تا زمان کسب مجوز از کنگره بود. این قطعنامه که از سوی سناتور دموکرات آدام شیف از ایالت کالیفرنیا ارائه شده بود، با ۵۰ رأی مخالف در برابر ۴۷ رأی موافق رد شد.
تنها سناتور دموکرات جان فترمن از ایالت پنسیلوانیا به این قطعنامه رأی منفی داد، در حالی که سناتورهای جمهوریخواه سوزان کالینز از ایالت مین و رند پال از ایالت کنتاکی از آن حمایت کردند. رأی سوزان کالینز از این جهت قابل توجه بود که نخستین بار است او از این قطعنامه حمایت کرده است. او در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، با بیان اینکه همانطور که از آغاز درگیریها با ایران گفتهام، اختیارات رئیسجمهور به عنوان فرمانده کل قوا بدون محدودیت نیست، نوشت: قانون اساسی نقش اساسی برای کنگره در تصمیمگیری درباره جنگ و صلح قائل شده است و قانون اختیارات جنگی نیز مهلت مشخص ۶۰ روزهای را تعیین میکند تا کنگره یا مجوز ادامه درگیری را صادر کند یا آن را پایان دهد. این مهلت یک توصیه نیست، بلکه یک الزام است.
وی تاکید کرد: «هرگونه اقدام نظامی بیشتر علیه ایران باید دارای ماموریت روشن، اهداف قابل تحقق و راهبرد مشخص برای پایان دادن به درگیری باشد. من به توقف ادامه این درگیریهای نظامی در شرایط فعلی رأی دادم تا زمانی که چنین چارچوبی ارائه شود.»
دوگانگی اصلی در آمریکا شکل گرفته است. کاخ سفید از تهدید سخن به میان میآورد و سنا برخلاف جهت مسیر دولت ترامپ حرکت میکند. ماجرا آنجا جالب میشود که یک عضو کابینه دونالد ترامپ به راحتی از سنا عبور میکند و آنها را نادیده میگیرد. پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا در پاسخ به پرسشهای اعضای کمیته خدمات نیروهای مسلح سنای آمریکا گفت نیازی به اخذ مجوز از کنگره برای ادامه جنگ با ایران ندارد، چرا که به ادعای او مهلت قانونی به دلیل آتشبس جاری «متوقف» شده است. وی هنگام شهادت در برابر کمیته خدمات مسلح سنا مدعی شد: آتشبس بین ایالات متحده و ایران که از هشتم آوریل به اجرا درآمد، به این معنی است که دولت در حال حاضر به رغم محاصره دریایی جاری نیازی به تایید کنگره ندارد.
تجاوز نظامی مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران از نهم اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریه ۲۰۲۶) در حالی که مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و آمریکا با میانجیگری برخی کشورهای منطقه در حال انجام بود، آغاز شد و سرانجام پس از ۴۰ روز جنگ، بامداد چهارشنبه به وقت تهران (۱۹ فروردین ۱۴۰۵ شمسی و سهشنبه شب به وقت شرق آمریکا برابر با هفتم آوریل ۲۰۲۶) با توافق طرفین بر سر آتش بس دو هفتهای با میانجیگیری پاکستان برای انجام مذاکرات به منظور پایان دادن این جنگ و به صورت موقت متوقف شد.
سومین جنگ تحمیلی علیه کشورمان درسها و تجربیات قابل توجهی داشت. هرگاه ایران با رویدادی روبهرو میشود، نقابها کنار میرود و افراد به خوبی نشان داده میشوند. میتوان پیبرد چه کسانی دلسوز خاک کشورمان و هموطنان خود هستند و چه کسانی فقط به زبان فارسی مسلطند و هیچ همگنی و انطباقی با سرزمین کهن مادری (ایران پهناور) ندارند! همین چند روز پیش بود، یک هموطن در تماس تلویزیونی با شبکه «من و تو» ـ همان رسانهای که از بدو تشکیل، کانون خانواده ایرانی را هدف قرار داده و ماموریت دیگری ندارد ـ در دفاع از حضور شبانه مردم در میدان، مجری را حسابی غافلگیر کرد، حرفی زد که او آچمز شد. نکته دیگر آنکه، نگاه مذکور محدود به کشور ما نمیشود، در آمریکا نیز به وضوح مشخص شد که آنها فقط شعار شیک و زیبای دموکراسی و آزادی بیان را میدهند و در عمل اختلاف و انشعابهای زیادی در بین ساختار حاکمیت و مردم وجود دارد. به یاد داریم در زمان جنگ ۴۰ روزه بخش اعظمی از مردم در آمریکا و در ایالتهای مختلف به نشانه اعتراض به خیابانها آمده بودند و شعارهایی علیه رئیسجمهور آمریکا سر میدادند!
اما نکته حائز اهمیت دفاع چهرههایی بود که انتظار نمیرفت اینگونه پای کار بیایند و سنگ نظام و انقلاب را به سینه بزنند. نخست باید به ایرانیان خارج از کشور اشاره کرد؛ هموطنانی که هرچند ظاهر و پوششان به مذاق عدهای در داخل ایران خوش نمیآید اما با همان پوشش و سبک زندگی در غرب، زیر پرچم سه رنگ جمهوری اسلامی دیده شدند و حرفهایی را میزدند که مردم در کف خیابانها در ایران بیان میکنند. این یعنی همه برای ایران در میدان حضور یافتهاند و اتحادی در پیش گرفتهاند که نتیجه آن پیروزی نهایی خواهد بود.
در همین رابطه علی مطهری نایبرئیس پیشین مجلس با تقسیمبندی ایرانیان در خارج از کشور گفت: دستهای در واقع برانداز هستند و با نظام جمهوری اسلامی مخالفند. بسیاری از آنها در خارج از کشور قرار دارند؛ از منافقین داریم تا سلطنتطلبان و نیز افرادی که اساسا تفکرشان گرایش به غرب دارد و دنبال سبک زندگی غربی هستند و دوست دارند که در ایران همان سبک زندگی غربی برقرار شود. آنها دنبال براندازی نظام جمهوری اسلامی هستند. البته در میان همین افراد، کسانی را میبینید که در شرایط خاص، از وطن و از ایران دفاع میکنند. همانطور که در جنگ ۱۲ روزه دیدیم، بسیاری از ایرانیان خارج از کشور از ایران در مقابل اسرائیل و آمریکا دفاع میکردند و آماده مبارزه و ورود به کشور برای همکاری با نیروهای مسلح بودند.
وی یادآور شد: در جنگ سوم تحمیلی هم دیدیم که بسیاری از ایرانیان خارج از کشور از نظام جمهوری اسلامی اعلام حمایت کردند و آماده کمکرسانی به ایرانیان بودند. بسیاری از متخصصانشان اعلام کردند که آماده هستند وارد ایران شوند و به کشور کمک و از وطن دفاع کنند. بسیاری از پزشکان و مهندسان را شاهد بودیم که اعلام آمادگی کردند و برخی از آنها وارد کشور شدند. آنان دسته دیگری هستند. این افراد ممکن است از برخی مسائل نارضایتی داشته باشند، اما قابل جذب هستند.
این فعال سیاسی در ادامه افزود: در ایامی که جنگ برقرار بود، تظاهراتهای بزرگی از سوی افراد در اروپا (در برلین، پاریس و لندن) برگزار شد؛ تظاهراتهایی در حمایت از ایران و علیه آمریکا و اسرائیل. بنابراین ما اینها را دشمن نمیدانیم، اما گروههایی مثل منافقین و سلطنتطلبان حسابشان جداست. آنها به اصطلاح مورد حمایت آمریکا و اسرائیل هستند، پول و اسلحه دریافت میکنند. حسابشان جداست اما فعلا وظیفه ما در کشور، اتحاد و انسجام ملی است؛ الحمدلله در وضع خوبی قرار داریم، اما باید این وضع را ادامه دهیم. اما چه کسانی در بزنگاه حساس و مهم تاریخ ایران (جنگ تحمیلی) سربلند بیرون آمدند و در مقابل تجاوز دشمن، سنگ ایران را به سینه زدند؟
عبدالکریم سروش چند سال است ایران را ترک کرده و در غرب زیست میکند. هرچند دیگر در سرزمینش حضور ندارد اما دلیل نمیشود بهنگام، موضعگیری نکند و با سکوت از کنار جنایتهای آمریکا و رژیم صهیونی در قبال مردم ایران بگذرد. مگر میشود آزاده و منصف بود و «هیچ» درباره شهادت کودکان و دانشآموزان مظلوم مینابی نگفت!
وی در اوایل جنگ با انتشار فیلمی به صراحت از ایران پاسداری کرد و گفت: «نیروهای نظامی ما با ایمان و شجاعت کامل میجنگند؛ مردم هر طور که میتوانند باید به یاری این جان برکفها بشتابند این ابر سیاه از سر کشور برطرف خواهد شد اما سیاهی بر کسانی خواهد ماند که سمت خائنان به وطن ایستادند؛ امروز بیطرف بودن هم عین بیخردی و بیوجدانی است؛ برخلاف سر و صدای عدهای قلیل، اکثریت مردم ایران به دنبال قطع دست متجاوزاناند.» سروش همچنین فروردین سال جاری واکنشی شاعرانه نشان داد و نوشت: «باشد که نوبهار دگرباره بگذرد، بر باغ و راغ و جنگل انبوهت ای وطن»
صادق زیباکلام اما چهره معروف دیگریست، او استاد بازنشسته دانشگاه تهران است، قبلا مواضع تند و حاشیهای میگرفت و برخی پاسخش را در فضای مجازی و رسانهها میدادند. نامبرده در جنگ اخیر همانند سایر مردم در طرف درست تاریخ ایستاد و صریح از قدرت بازدارندگی کشورش سخن گفت. وی در گفتوگویی با بیان اینکه بدون رودربایستی تصور نمیکردم نظام اینقدر قشنگ مقاومت و دفاع کند، برای طرف آمریکایی رجزخوانی کرد و گفت: نظام ما خیلی ریشهدارتر از آن است که تصور میشد، بنابراین توانست ایستادگی کند.
مهدی خزعلی، فرزند یکی از علمای بزرگ و چهرههای شناخته شده است. پدر بزگوارش چند سال است به دیار حق شتافته و وقتی در قید حیات بود با فرزندش مرزبندی کرد و کنشگریهای او را به هیچ وجه نمیپذیرفت و به عبارتی از بیت خزعلی طرد شده بود. در سومین جنگ تحمیلی، او در قطار ایرانیان مبارز علیه دشمن متجاوز سوار شد. وی در گفتوگویی مواضعی اتخاذ کرد که گمان میبریم یک فعال حزباللهی و ارزشی گرفته است. محکم از ارزشها و اصول دین دفاع میکند و میگوید: رمز پیروزی ما تابآوری مردم است و الحمدلله، مردم تا امروز با استعانت به فرهنگ شیعی ایستادهاند و من تصور میکنم، پیروزی نزدیک است. ما هرچه بیشتر به پیشگاه حضرت ولی عصر (عج) استغاثه نماییم، موفقیتمان افزون خواهد شد. به هر روی تمامی این وقایع را ما در اخبار مهدویت و آخرالزمانی و حتی در منابع اهل سنت شاهدیم و باید خودمان را برای سایر وقایع آینده نیز آماده کنیم. معتقدیم، کشتههای این انقلاب، در شمار شهیدان هستند و پرچم این انقلاب انشاءالله به دست حضرت ولی عصر (عج) خواهد رسید!
محسن میردامادی از دانشجویان پیرو خط امام و رهبری بود که نقش تاثیرگذاری در تسخیر لانه جاسوسی ایفا کرد. در بهار اصلاحات با رأی تهرانیها به نهاد قانونگذاری رفت و ردای ریاست کمیسیون امنیت ملی مجلس ششم را به مدت چهار سال بر تن کرد. سال ۸۸ به دادگاه رفت و با حکم قاضی، دوران محکومیت را طی کرد تا سرانجام آزاد شد. او با اینکه همانند همفکرانش همچون مصطفی تاجزاده نسبت به ساختار زاویه دارد، با این حال در جنگ اخیر درباره آمریکا و رئیسجمهور متوهم این کشور مواضع محکمی گرفت و اظهار کرد: ترامپ یک رئیسجمهور غیرمتعارف است و نه رفتار و نه اظهاراتش، به گونهای نیست که بتوان روی او حساب باز کرد. ترامپ مکررا حرفها و تصمیمات خود را تغییر میدهد و حتی متناقض صحبت میکند. این تزلزل ترامپ تنها در مورد تصمیماتش نسبت به ایران نیست و در قبال سایر کشورها نیز شاهد همین رویکرد فریبکارانه از سمت او هستیم؛ تاکید ایران بر اخذ تضمین برای عدم شروع جنگ، کاملا منطقی و قابل دفاع است. به هرحال، ایرانیان با وجود تنوع سلایقشان، هرگاه دردی بر تن وطنشان احساس کنند، عاشقانه و باورمندانه جانشان را نثار خواهند کرد. دیگر چپ، راست و کارگزار نمیشناسند و یک چیز میبینند. ایرانی که باید برای آن جانفشانی کنند. حقیقتا این روزها، ایرانیان یک بار دیگر وطندوستی را در قامتی متفاوت و کمسابقه معنا کردهاند.
۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۱:۳۹
کد مطلب: ۲۱٬۸۸۵
رئیسجمهور آمریکا باز ادعاهای خود پیرامون ایران و ایرانیان را تکرار میکند؛ میخواهد در جنگ رسانهای با افکار عمومی مردم ما بازی کند، نمیداند وقتی ایران با چالش مواجه میشود دیگر سلایق و گرایشهای سیاسی رنگ میبازد و همگان در یک جبهه واحد و متکثر قرار میگیرند؛ یک حرف و یک «صدا» را فریاد میزنند و آن «ایران» است.
نظر شما