۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۶
کد مطلب: ۲۲٬۲۵۶

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا روز گذشته در حالی به پکن رسید که پیش از این رئیس دستگاه دیپلماسی کشورمان به چین رفته و با مسئولان بلندپایه این کشور بحث و تبادل نظر کرده بود.

ترامپ مستاصل، در چین

آگاه: سفر مستاجر کاخ سفید به چین در شرایطی انجام می‌شود که دونالد ترامپ سیاستی کمتر خصمانه در قبال چین نسبت به دوره نخست ریاست جمهوری‌اش در پیش گرفته ‌است. هر چند در ماه‌های نخست ـ دوره دوم ریاست جمهوری او ـ تعرفه‌های تهاجمی کلانی بر واردات از چین وضع شد، اما با واکنش چین در محدودسازی صادرات مواد معدنی نادر به آمریکا، نهایتا ترامپ مجبور به عقب‌نشینی شد و از پاییز گذشته آتش‌بسی نسبتا پایدار در جنگ تجاری پکن و واشنگتن شکل گرفته ‌است.
در شرایط عادی مهم‌ترین دغدغه‌های ترامپ و شی در این سفر دو موضوع رقابت‌های تجاری و سرنوشت تایوان است. اما تصمیم ترامپ به آغاز جنگ تحمیلی علیه ایران و عواقب گسترده این جنگ، از جمله اختلال عبور و مرور کشتی‌ها در تنگه هرمز، که حدود یک‌پنجم از نیاز نفت خام جهان و نیمی از انرژی وارداتی چین از آن عبور می‌کند، حالا به اصلی‌ترین مسئله هر دو طرف تبدیل شده ‌است. از سوی دیگر روابط پکن و واشنگتن پیچیده‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین رابطه ژئوپلیتیک در قرن بیست‌ویکم است. این رابطه را نمی‌توان صرفا یک «رقابت عادی» دانست، بلکه آن را باید یک «رقابت سینوسی» توصیف کرد که با فراز و فرودهایی در لایه‌های مختلف اقتصادی، تکنولوژیک، نظامی و ایدئولوژیک جریان دارد.
تحلیل این روابط را می‌توان در موارد زیر بازگو کرد.
 محور اقتصادی: در دهه‌های گذشته، اقتصاد دو کشور به شدت به هم گره خورده بود، به دلیل آنکه چین کارخانه جهان را داشت و بزرگ‌ترین بازار چین در اختیار آمریکا بود. اما در حال حاضر ورق برگشته است و آمریکا با اعمال تعرفه‌ها سعی دارد از صنایع خود در برابر کالاهای ارزان چینی محافظت کند. اکنون آمریکا و متحدانش به دنبال «کاهش ریسک» هستند، یعنی تلاش می‌کنند زنجیره‌های تامین خود به ویژه در مواد حیاتی را از چین خارج کرده و به کشورهای دیگر منتقل کنند. ضمن آنکه هر دو طرف از ابزارهای اقتصادی مانند محدودیت‌های صادراتی به عنوان ابزاری برای فشار سیاسی استفاده می‌کنند.
 محور تکنولوژیک: امروز میدان اصلی جنگ، «نیمه‌هادی‌ها» (Semiconductors) و «هوش مصنوعی» است. آمریکا با محدود کردن دسترسی چین به پیشرفته‌ترین تراشه‌ها و تجهیزات ساخت آنها، تلاش می‌کند مانع پیشرفت نظامی و هوشمندسازی چین شود. هر دو کشور می‌دانند که قدرت برتر در قرن آینده متعلق به کسی است که الگوریتم‌ها و زیرساخت‌های هوش مصنوعی را کنترل کند. به همین جهت، این یک «مسابقه تسلیحات دیجیتال» محسوب می‌شود. پس از عبور گذرا به نحوه همکاری‌های دو کشور، باید به اتفاقات اخیر در ایران پرداخت، اتفاقاتی که برای پکن حائز اهمیت است و تلاش می‌کند نقشی برای آرام‌سازی آنچه صورت گرفته است، ایفا کند. البته جنگ ایران باعث شده‌ بسیاری از رسانه‌های غربی دست ترامپ را در سفر به چین ضعیف‌تر از میزبان تلقی کنند. ترامپ در حالی به دیدار همتای چینی خود رفته است که به تازگی از پیروزی در مقابل یک قدرت میانی ناتوان مانده ‌است و بر خلاف تمام ادعاهایش، بعد از هفته‌ها نبرد و فشار گسترده اقتصادی نتوانسته ایران را به تسلیم وادار کند. این ناکامی واشنگتن باعث می‌شود که برای پکن اعتماد به نفس بیشتری ایجاد شود. چرا که قدرتی که توانایی مقابله با یک قدرت میانی را ندارد، به طور قطع توانایی مواجهه با یک قدرت جهانی را نیز نخواهد داشت.
ایان لسر، پژوهشگر برجسته «صندوق مارشال آلمان در ایالات متحده» به «سی‌ان‌ان» می‌گوید: «جنگ بی‌سرانجام ایران، مسئله‌ای است که باعث می‌شود ایالات متحده آمریکا در پکن به عنوان کشوری دیده شود که به نوعی ضعیف‌شده‌تر یا دست‌کم بیش از آنچه باید، حواس‌پرت است.»
پس از تجربه عملیات موفق ربایش رئیس‌جمهور ونزوئلا در زمستان گذشته، ترامپ امیدوار بود که با یکسره کردن کار ایران به جهانیان نشان بدهد که واشنگتن توانایی دارد هر چه را اراده کند در سراسر کره زمین عملی کند. استیون کالینسون در پایگاه خبری سی‌ان‌ان می‌نویسد: «طنز تلخی است که نتایج برخی از تصمیم‌های ترامپ، به جای نمایش سلطه جهانی که او امیدوار بود در پکن به رخ بکشد، نشان‌دهنده محدودیت‌های قدرت او باشد.»
کالینسون می‌نویسد: «ناکامی ترامپ در دستیابی به پیروزی آشکار در قبال ایران و پس‌لرزه‌های اقتصادی فاجعه‌بار ناشی از جنگ او در سراسر جهان، تردیدهای جدیدی را درباره محدودیت‌های قدرت آمریکا برمی‌انگیزد که ممکن است چین به دنبال بهره‌برداری از آنها باشد. آخرین بی‌محلی ایران به تلاش ترامپ برای دستیابی به توافق و راه خروج از جنگ در روز دوشنبه، ادعاهای او مبنی بر اینکه ایران در آستانه تسلیم شدن است را نقش بر آب کرد. ایستادگی یک قدرت کوچک‌تر در برابر عظمت ایالات متحده، باعث شده او از نظر شخصی تضعیف‌شده به نظر برسد.» سی‌ان‌ان به نقل از یک مقام ارشد پیشین ایالات متحده می‌نویسد: «این‌ها وضعیت استراتژیکی نیستند که بخواهید با آنها وارد نشست سران قدرت‌های بزرگ شوید.»
حال پرسش مطرح شده این است: «چین به چه اندازه می‌تواند در اعمال خنثی‌سازی برنامه‌ها و توطئه‌های آمریکایی‌ها علیه ایران موثر واقع شود؟» و شاید پاسخ این باشد که چین برخلاف برخی قدرت‌های غربی، از دیدگاه «ایدئولوژیک» به مسائل نگاه نمی‌کند، بلکه از دیدگاه «پراگماتیک» (عمل‌گرایانه) و اقتصادی عمل می‌کند که در همین راستا می‌توان به این موارد اشاره کرد:
 میانجی‌گری دیپلماتیک (نقش تسهیل‌گر): چین به دلیل داشتن روابط همزمان با ایران و کشورهای عربی و همچنین داشتن روابط استراتژیک با روسیه، می‌تواند نقش یک «پل دیپلماتیک» را ایفا کند. چین می‌تواند در مذاکرات منطقه‌ای برای کاهش تنش‌های ایران و همسایگان، نقش یک واسطه بی‌طرف را بازی کند.
 تکیه بر «دیپلماسی اقتصادی» (جایگزین تحریم‌ها): بزرگ‌ترین نقش چین، ایجاد یک «سیستم موازی» برای ایران است. چین می‌تواند از طریق تقویت توافق همکاری‌های ۲۵ ساله، استفاده از سیستم‌های مالی غیر از دلار و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های ایران، فشار اقتصادی آمریکا را خنثی کند. این یعنی چین می‌تواند «فضای تنفس» برای ایران ایجاد کند.
 حمایت در سازمان‌های بین‌المللی: چین در شورای امنیت سازمان ملل، یکی از اصلی‌ترین متحدان دیپلماتیک ایران برای جلوگیری از قطعنامه‌های جدید یا فشارهاست و در این راستا نمی‌توان نقش او را نادیده گرفت، کما اینکه در بزنگاه‌های حساس وارد معرکه شد و معادله را به گونه‌ای دیگر رقم زد. هرچه نباشد شریک راهبردی ایران شناخته می‌شود.  

میزان اثربخشی چین به چه اندازه است؟
الف) تاثیرگذاری موثر در حوزه اقتصاد: چین می‌تواند به طور مستقیم «تنش‌های اقتصادی» را مدیریت کند. اگر ایران بتواند جریان صادرات انرژی خود را به سمت چین حفظ کند و در مقابل، کالاهای اساسی و تکنولوژی را از چین دریافت کند، بسیاری از اهداف «جنگ اقتصادی» خنثی می‌شود. در این حوزه، چین قدرت واقعی دارد.
ب) در حوزه امنیت و سیاست (محدود و با احتیاط): چین به شدت خواهان ثبات در منطقه است. چین دوست ندارد درگیر جنگ‌های منطقه‌ای شود که مسیر تجارت و انرژی‌اش را مختل کند. بنابراین، ترجیح می‌دهد از راه «دیپلماسی آرام» از تنش‌ها جلوگیری کند. چین نمی‌خواهد برای حمایت از ایران، وارد یک تقابل مستقیم و پرهزینه با ایالات متحده شود. چین به دنبال یک «تعادل استراتژیک» است، یعنی هم از ایران حمایت کند و هم اینکه با آمریکا وارد چالش نشود.
عبدالرضا رحمانی‌فضلی، سفیر ایران در چین در گفت‌وگویی با خبرگزاری دولت گفت: چین ظرفیت میانجی‌گری دارد، اما میانجی‌گری زمانی معنا دارد که مسئله فقط انتقال پیام نباشد، بلکه تغییر منطق بحران باشد. تجربه عادی‌سازی روابط ایران و عربستان نشان داد پکن می‌تواند در لحظه‌های حساس، نقش تغییردهنده منطق بحران را ایفا کند؛ زیرا هم ظرفیت‌های کلیدی دارد و هم برخلاف برخی بازیگران، با دستورکار مداخله‌جویانه وارد منطقه نمی‌شود. درباره تهران و واشنگتن نیز چین می‌تواند ظرفیت مهمی برای کاهش تنش باشد، اما شرط آن این است که آمریکا بپذیرد زبان فشار، تحریم و تهدید نمی‌تواند جایگزین دیپلماسی شود. ایران از هر ابتکاری که بر احترام متقابل، رفع فشار و تضمین منافع مشروع ملت ایران استوار باشد استقبال می‌کند؛ اما میانجی‌گری نباید به ابزاری برای مدیریت فشار علیه ایران تبدیل شود. وی پیرامون سفر رئیس‌جمهور آمریکا به چین نیز، می‌گوید: اگر سفر او فرصتی برای انتقال درک درست‌تری از مواضع ایران فراهم کند، طبیعتا چنین ظرفیتی می‌تواند مورد توجه قرار گیرد. اما مسئله اصلی برای تهران این است که آیا طرف مقابل آماده شنیدن پیام واقعی ایران هست یا نه.
پیام ایران روشن است؛ توقف دائمی جنگ، تثبیت آتش‌بس پایدار، رفع محاصره و احترام به حقوق مشروع ایران. چین می‌تواند این پیام را در سطح قدرت‌های بزرگ بازتاب دهد، همان‌گونه که کانال‌هایی مانند قطر و پاکستان نیز می‌توانند در سطح منطقه‌ای نقش‌آفرینی کنند. برای ایران، تکثر کانال‌ها نشانه ضعف نیست؛ نشانه فعال بودن دیپلماسی است.
نکته جالب ماجرا آنجاست که آمریکای ابرقدرت، امروز نیاز به چین دارد؛ مقام‌های آمریکایی به زبان‌های مختلف نیاز به کمک چین را مطرح کرده‌اند. دونالد ترامپ در مقابل خبرنگاران گفته بود: تصور می‌کند رئیس‌جمهور چین حتما تمایل داشته‌ باشد که تنگه هرمز بازگشایی شود. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا هم در مصاحبه‌ای گفت وقت آن رسیده که چین برای بازگشایی تنگه هرمز دست به کار شود.
هر چند ممکن است چین هم تمایل داشته ‌باشد که بتواند در مسئله ایران اثرگذار باشد اما ظاهرا و براساس برخی تحلیل‌ها انگیزه چندانی ندارد که به آمریکا در این پرونده کمک کند. خبرگزاری آسوشیتدپرس می‌نویسد: «در حال حاضر، چین تمایل چندانی به ورود عمیق‌تر به این درگیری نشان نداده و به نظر می‌رسد از اینکه هم‌سو با واشنگتن دیده شود، اکراه دارد.»
بر این اساس باید نتیجه‌گیری کرد: چین بیشتر یک «تسهیل‌گر» است که سعی می‌کند شرایط را به سمتی ببرد که جنگ رخ ندهد تا منافع تجاری‌اش حفظ شود، نه اینکه حتما مشکلات سیاسی را به طور کامل حل کند. در واقع، چین برای ایران «فضای مانور» ایجاد می‌کند تا بتواند با تکیه بر منابع خود، از بحران‌ها عبور کند، اما مسئولیت نهایی حل مسائل بر عهده خود بازیگران داخلی و دیپلماسی چندجانبه است. در این بین بازنده اصلی، سیاست‌های تحریمی و تهدیدی ترامپ است.

ایستادگی چین مقابل یک‌جانبه‌گرایی آمریکا
محمدعلی امانی، دبیرکل حزب موتلفه اسلامی ایران، در نامه‌ای سرگشاده به شی جین‌پینگ، دبیرکل حزب کمونیست چین، با اشاره به دیدار پیش روی او با دونالد ترامپ، ضمن محکوم کردن شدید عملکرد رئیس‌جمهور آمریکا، خواستار طرح چهار اولویت اساسی از سوی چین در این دیدار شد. وی در این نامه، ترامپ را «جنایتکار جنگی» خواند و اعلام کرد که از دید ملت ایران، خون رهبر انقلاب اسلامی، سرداران و دانشمندان این سرزمین بر دستان اوست.
دبیرکل حزب موتلفه اسلامی تاکید کرده است: ایران حق  تعقیب قانونی و انتقام از عاملان این جنایت‌ها را غیرقابل انکار می‌داند. امانی همچنین بر لزوم دریافت غرامت جنگی از آمریکا، بازگشت کامل دارایی‌های بلوکه‌شده ایران و تثبیت امنیت تنگه هرمز به مثابه تابعی از امنیت ملی ایران تاکید کرده و هشدار داده است: هرگونه بازگشت به سیاست فشار حداکثری با پاسخ قاطع روبه‌رو خواهد شد. وی در بخش دیگری از این نامه، از چین به عنوان شریک راهبردی، خواسته است تا در دیدار با ترامپ در برابر یکجانبه‌گرایی آمریکا ایستادگی کرده و خواستار لغو تحریم‌های غیرقانونی شود!
دبیرکل حزب موتلفه اسلامی با تاکید بر اراده پولادین ملت ایران و پیروزی نهایی این اراده ملی، خواستار انتقال روشن اقتدار و مطالبات، ملت ایران به طرف آمریکایی از سوی شی جین‌پینگ شده است.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.