آگاه: مراجعه افراد ۴۰ و ۵۰ ساله با علائم اختلال شناختی، افزایش عوامل خطر مرتبط با دمانس و همزمانی این وضعیت با سبک زندگی شهری و آلودگی مزمن هوا، تصویری نگرانکننده از آینده سلامت مغز در تهران ساخته است. چون مسئله فقط افزایش تعداد سالمندان مبتلا به آلزایمر نیست. آنچه نگرانکنندهتر شده، دیده شدن اختلالات شناختی و موارد زودرس در سنینی است که فرد هنوز درگیر کار، خانواده و مسئولیتهای اجتماعی است.
وقتی آلزایمر به میانسالی میرسد
معصومه صالحی، رئیس انجمن آلزایمر ایران، درباره این تغییر هشدار داد و گفت: در حال حاضر بیمار ۴۹ ساله مبتلا به آلزایمر داریم و بیمار ۴۰ سال به بالا هم در مرحله پیش از آلزایمر وجود دارد. متاسفانه سن ابتلا به این بیماری پایین آمده است. وی افزود: سال گذشته حدود ۴۰۰ نفر بالای ۴۵ سال در تهران با علائم پیشآلزایمر به انجمن مراجعه کردهاند؛ افرادی که هنوز در مرحلهای بودهاند که با مداخلات پیشگیرانه میتوان روند بیماری را کنترل کرد یا دستکم احتمال پیشرفت آن را کاهش داد.
به گفته صالحی، همه موارد آلزایمر زودرس را نمیتوان به عوامل محیطی نسبت داد. برخی دمانسهای زودهنگام، بهویژه در سنین زیر ۵۰ سال، میتوانند ریشه ژنتیکی داشته باشند. اما نکته مهم این است که بخش قابل توجهی از مراجعان فعلی در فاصله سنی ۴۵ تا ۶۵ سال قرار دارند؛ سنی که هنوز برای بسیاری از افراد، آغاز دوران اوج فعالیت حرفهای و اجتماعی است.
اما کاهش سن ابتلا تنها یک عدد در پروندههای پزشکی نیست؛ نشانهای است از اینکه عوامل موثر بر سلامت مغز باید سالها پیش از سالمندی مورد توجه قرار گیرند.
تهران؛ مجموعهای از عوامل خطر
آلزایمر یک بیماری تکعلتی نیست. ژنتیک، سن، بیماریهای قلبی ـ عروقی، فشار خون، دیابت، افسردگی، کمتحرکی، تغذیه نامناسب، انزوای اجتماعی و برخی عوامل محیطی، همگی میتوانند در افزایش خطر دمانس نقش داشته باشند. معصومه صالحی درباره عوامل خطر اظهار کرد: کمبود ارتباطات اجتماعی، ورزش نکردن، رژیم غذایی نامناسب، سیگار، برخی بیماریهای زمینهای و آلودگی هوا از جمله عواملی هستند که باید جدی گرفته شوند. او در میان بیماریهای زمینهای نیز به افسردگی، دیابت، فشار خون و کلسترول بالا اشاره میکند.
تهران اما بسیاری از این عوامل را همزمان در خود دارد: زندگی کمتحرک، ترافیک، استرس مزمن، کاهش ارتباطات اجتماعی، رژیم غذایی نامناسب و البته آلودگی هوا. در چنین شرایطی، پرسش مهم این است که آیا هوایی که میلیونها تهرانی روزانه تنفس میکنند، میتواند فقط ریه و قلب آنها را هدف قرار دهد و مغز از این آسیب در امان بماند؟ شواهد علمی موجود میگویند پاسخ به این پرسش، دستکم آنقدر جدی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت.
رد پای آلودگی هوا در مغز
در سالهای اخیر پژوهشهای متعددی رابطه میان آلودگی هوا و سلامت مغز را بررسی کردهاند. یکی از مهمترین آلایندههای مورد توجه پژوهشگران، ذرات معلق ریز یا PM۲.۵ است؛ ذراتی که به دلیل اندازه بسیار کوچک میتوانند عمیقا وارد دستگاه تنفسی شوند و با فرآیندهای التهابی و عروقی در بدن ارتباط پیدا کنند.
در تازهترین پژوهشهای منتشرشده در این زمینه، یک مطالعه گسترده در سال ۲۰۲۶ اطلاعات ۲۷.۸ میلیون نفر از افراد بالای ۶۵ سال در آمریکا را در فاصله سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۸ بررسی کرد. در این مطالعه حدود سه میلیون مورد جدید آلزایمر شناسایی شد و پژوهشگران دریافتند افزایش مواجهه طولانیمدت با PM۲.۵ با افزایش خطر ابتلا به آلزایمر همراه است. برای هر افزایش معین در میانگین مواجهه با این ذرات، خطر آلزایمر نیز افزایش نشان داد. اهمیت این مطالعه فقط در بزرگی جامعه آماری آن نیست. پژوهشگران بررسی کردند که آیا بیماریهایی مانند فشار خون، سکته مغزی و افسردگی میتوانند توضیحدهنده ارتباط میان آلودگی هوا و آلزایمر باشند یا نه. نتیجه نشان داد بخش عمده این ارتباط مستقل از این بیماریهای همراه باقی میماند؛ موضوعی که احتمال وجود مسیرهای مستقیمتر میان آلودگی هوا و آسیبهای مغزی را مطرح میکند.
با این حال، این پژوهش نمیگوید هر فردی که در هوای آلوده زندگی میکند به آلزایمر مبتلا خواهد شد. مطالعه در جمعیت آمریکا انجام شده و مواجهه افراد با آلودگی نیز بر اساس محل سکونت آنها برآورد شده است. بنابراین نمیتوان نتایج آن را مستقیما به جمعیت تهران تعمیم داد. آنچه پژوهش نشان میدهد، وجود یک ارتباط معنادار میان مواجهه طولانیمدت با PM۲.۵ و افزایش خطر آلزایمر است؛ ارتباطی که نیاز به مطالعات بیشتر، بهویژه در شهرهای آلودهای مانند تهران، دارد.
آلودگی چگونه به حافظه میرسد؟
برای توضیح این ارتباط، پژوهشگران چند مسیر احتمالی را بررسی کردهاند؛ از التهاب و استرس اکسیداتیو گرفته تا آسیبهای عروقی. مغز برای عملکرد طبیعی به خونرسانی و اکسیژن کافی نیاز دارد و هر عاملی که به عروق یا سیستم عصبی آسیب بزند، میتواند سلامت شناختی را در بلندمدت تهدید کند.
صالحی نیز آلودگی هوا را یکی از ۱۴ عامل مرتبط با دمانس دانسته و تاکید کرد که این اثر میتواند هم مستقیم و هم غیرمستقیم باشد. او گفت: آلودگی هوا علاوه بر تاثیر بر اکسیژنرسانی و سلامت عروق، افراد را بیشتر خانهنشین میکند؛ در نتیجه فعالیت بدنی کاهش پیدا میکند و استرس، اضطراب و افسردگی افزایش مییابد. مسئله فقط ذرات معلقی نیست که وارد بدن میشوند. روزهای آلوده تهران عملا میتوانند شهروندان را از پیادهروی، ورزش و حضور در فضای باز محروم کنند. یعنی آلودگی هوا همزمان میتواند یک عامل خطر مستقیم و محرکی برای مجموعهای از رفتارها و شرایط ناسالم باشد.
به گفته پژوهشگران ارتباط افسردگی و آلزایمر نیز بسیار نزدیک است و در ارزیابیها، حدود ۳۰ درصد سالمندان تحت پوشش با اختلال افسردگی مواجه بودهاند. در کنار آلودگی هوا، تغذیه نامناسب، کمتحرکی، انزوای اجتماعی و استرس مزمن را نیز از عوامل مهم در بروز و تشدید بیماری معرفی میکنند.
مسئله فقط درمان نیست؛ پیشگیری از امروز شروع میشود
اگر سن بروز علائم در حال پایین آمدن است، پیشگیری نیز نمیتواند به دوران سالمندی موکول شود. یک سال تشخیص زودتر میتواند پیشرفت مشکلات بیماری را تا پنج سال به تاخیر بیندازد. اختلال در تشخیص زمان، فراموش کردن وعدههای غذایی، مشکل در به یاد آوردن کلمات، بیتوجهی به بهداشت و آراستگی شخصی، گوشهگیری و از دست دادن انگیزه برای فعالیتهای روزمره از نشانههایی هستند که باید جدی گرفته شوند.
بنابراین، داستان آلزایمر در تهران را نمیتوان فقط در بیمارستانها و مراکز درمانی دنبال کرد. بخشی از این داستان در خیابانهای پرترافیک شهر، در هوای آلوده، در خانههای کمتحرک، در سبک تغذیه، در تنهایی و در استرس روزمره نوشته میشود. شاید هنوز برای گفتن اینکه «آلودگی هوای تهران باعث آلزایمر میشود» زود باشد؛ شواهد علمی چنین حکم سادهای نمیدهند. اما برای پرسیدن یک سوال جدی، شواهد کافی وجود دارد: اگر هوای آلوده خطر زوال شناختی را افزایش میدهد، تهران برای محافظت از حافظه شهروندانش چه میکند؟
پاسخ به این سوال فقط به پزشکان و خانوادهها مربوط نیست. کاهش آلودگی هوا، توسعه فضاهای قابل دسترس برای فعالیت بدنی، کاهش انزوای اجتماعی، تشخیص زودهنگام اختلالات شناختی و افزایش آگاهی عمومی، همگی بخشی از سیاست پیشگیری از دمانس هستند. در شهری که هر روز میلیونها نفر در آن نفس میکشند، سلامت مغز نیز باید بخشی از صورتمسئله آلودگی هوا باشد. شاید وقتی از «هوای پاک» حرف میزنیم، منظور فقط هوایی نباشد که ریهها را کمتر اذیت میکند؛ هوایی باشد که حافظه شهروندان را هم کمتر در معرض خطر قرار میدهد.
نظر شما