آگاه: اصطلاح استکبارگری امروزه بیشتر بار معنایی سیاسی پیدا کرده است و به رفتارهای تکبرآمیز، ظالمانه و ناعادلانه حکام مستبد با مردمان تحت حاکمیت خود در یک کشور یا ابرقدرتها با سایر کشورها در نظام جهانی اطلاق میشود. اصولا هرگاه یک کنشگر سیاسی بکوشد با اتکا بر توانمندیها و امکاناتی که در اختیار دارد، در مقابل دیگران گردنکشی کرده و بیرون از دایره عدل و انصاف و از سر تکبر به آنان زور بگوید و آنان را در راستای تامین مطامع خود به خدمت درآورد، در حقیقت سیاست استکبارگرانه را پیش گرفته است. رفتار یک دیکتاتور مستبد مانند صدام حسین با مردم عراق یا رفتار روسای جمهور ایالات متحده آمریکا با سایر کشورها مصداق استکبارگری و سیاست مستکبرانه محسوب میشود. امپریالیسم به نوعی معادل مفهوم استکبارگری در عرصه روابط بینالملل است. امپریالیسم که به معنای اعمال سلطه یک کشور قدرتمند بر دیگر کشورها به صورت مستقیم (در قالب استعمار کلاسیک) و غیرمستقیم (در قالب استعمار نوین و امپریالیسم فرهنگی) است، در حقیقت از منش استکباری سیاستمداران مستبد ریشه میگیرد. امپریالیسم، اندیشهای از خوی تفرعن و استکبار انسان تکاثرطلب است که هرچه خود را قدرتمندتر میبیند، بیشتر درصدد توسعه قدرت خود برمیآید؛ حال این قدرت منشأ اقتصادی داشته باشد یا منشأ سیاسی یا نظامی؛ نظام کشورش بر مبنای کاپیتالیسم باشد یا بر مبنای سوسیالیسم. امپریالیسم احساس قدرت نهفته انسان است. «إنَّ الأنسانَ لَیَطغَی أن رَآهُ استغنی»، انسان اگر خود را توانا یافت طغیان میکند. (حسینیان، روحالله (۱۳۸۲)، سه سال ستیز مرجعیت شیعه در ایران)
با این مقدمه باید تصریح کنیم گفتمان انقلاب اسلامی که در سال ۱۳۵۷ بهطور رسمی به متن جامعه ایرانی آمد، اکنون در پنجمین دهه از حیات خود نیاز به طی کردن مرحله پالایش و بازتولید دارد. یعنی مفاهیم متشکله آن باید توسط کارشناسان آگاه و با تکیه بر متون و مراجع اصلی یک به یک ارزیابی و در صورت لزوم بازتفسیر شوند. بیتردید اگر از این مهم غفلت شود، خطراتی مانند فرسایش، ایستایی، ناهمخوانی با تحولات نوین و تحریف و دگردیسی در طول زمان انقلاب اسلامی را تهدید خواهد کرد و فرآیند انتقال گفتمان به نسلهای جدید با موانع جدی روبهرو خواهد شد.
یکی از مهمترین مفاهیم گفتمان انقلاب، مفهوم «استکبارستیزی» است که در ارتباط تنگاتنگ و معنادار با سایر مفاهیم مانند آزادی، عدالت، استقلال، جهاد، ایثار و شهادت یک منظومه کامل گفتمانی را هویت و معنا میبخشد. اهمیت استکبارستیزی از آن جهت است که جزو ارکان اصلی فلسفه نهضت امام خمینی (ره) محسوب میشود و لذا همواره در صدر اهداف و آرمانهای رهبران و مسئولان نظام جمهوری اسلامی قرار داشته است. به همین خاطر تبیین، غبارزدایی و بازتفسیر این مفهوم بسیار ضروری به نظر میرسد و علیالخصوص میتواند رافع شبهاتی باشد که امروزه در اذهان برخی از آحاد جامعه بهویژه نسل جوان وجود دارد. از جمله اینکه چرا بهرغم تحمل فشارهای سیاسی و اقتصادی فراوان، طی سالیان گذشته همچنان بر راهبرد تخاصم با ایالات متحده آمریکا پافشاری کرده و نسبت به عادیسازی روابط خود با ابرقدرت جهانی اقدام نکردهایم؟
با در نظر گرفتن آنچه گفته شد باید تاکید کنیم امروز رفتار رئیسجمهور آمریکا و هیات حاکمهاش در واقع تجلی و بروز و ظهور همین استکبار است. اگر تا دیروز سعی داشتیم از مصادر نظری و فکری موضوع اسکتبار را برای نسلهای مختلف جامعه جا بیندازیم شاید امروز هیچ فرصتی بهتر از این به دست ما نرسد تا الگوی رفتاری دونالد ترامپ را به عنوان چارچوب اصلی استکبارگری و خوی استکباری تعریف کنیم. هرچند که روسای جمهور گذشته آمریکا هم کمتر از گزینه فعلی مستکبر نبودند اما کسی که در حال حاضر بر صندلی ریاست قوه مجریه نشسته است مصداق تام و تمام و صورت عینی استکبار در عصر حاضر است.
۱۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۲۸
کد خبر: ۲۰٬۰۱۰
واژه استکبار که در هر دو زبان فارسی و عربی کاربرد دارد، به معنای گردنفرازی و ادعای بزرگی کردن در برابر دیگران است که از صفات مذموم و ناپسند انسانی محسوب میشود.
نظر شما