چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر با اینکه امسال دارای حواشی بسیاری، ناشی از اتفاقات اجتماعی و سیاسی کشور بود اما شاید بتوان این دوره را یکی از انقلابی‌ترین دوره‌های جشنواره دانست؛ انقلابی از این منظر که فیلم‌های بسیاری با موضوع جنگ ۱۲ روزه و شخصیت‌های رزمنده و دوران دفاع مقدس نمایش داده شد.

فیلمسازانی که عجله کردند و پای ایران ایستادند

آگاه: در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر ۳۳ فیلم بلند و سینمایی به نمایش درآمد که پنج فیلم آن با موضوع جنگ ۱۲ روزه بود. با نگاهی به آرای مردم و نظرات داوران از میان این پنج فیلم، فیلم «نیم شب» محمدحسین مهدویان با اقبال بیشتری روبه‌رو شد و چند جایزه هم در مراسم اختتامیه از جمله سیمرغ بلورین و دیپلم افتخار بهترین فیلمنامه دریافت کرد. در میان ۱۳ مستندی که در جشنواره فیلم فجر امسال به نمایش درآمد، مستند «نامش‌زن» ساخته ماریا ماوتی هم به موضوع جنگ ۱۲ روزه اختصاص داشت.

عجله کردند
پیش از شروع جشنواره فیلم فجر، نام فیلم‌های دیگری که قرار است با موضوع جنگ ۱۲‌روزه ساخته شوند هم مطرح شده بود اما در نهایت در جشنواره فیلم فجر ۴۴ تنها این پنج اثر به نمایش درآمدند و سایر آثار یا در حال ساخت و تکمیل شدن هستند یا اینکه مراحل ساخت‌شان به پایان رسیده اما در جشنواره به نمایش درنیامده است.
با اینکه تلاش فیلمسازان برای پرداخت به این موضوع جای تقدیر دارد اما به نظر می‌رسد، عجله برای نمایش فیلم در جشنواره موجب نوعی شتابزدگی در بخش‌های مختلف این فیلم‌ها شده بود. 
سعید الهی یکی از تهیه‌کنندگان سینمای کشورمان که در جشنواره امسال هم فیلم داشت درباره ارزیابی خود از آثار فیلمسازان جشنواره فیلم فجر نسبت به موضوع جنگ تحمیلی ۱۲ روزه گفت: در تولید این فیلم‌ها عجله شد. حضور یکی دو فیلم با کیفیت در جشنواره کافی بود و نیازی به تولید انبوه آثار با شتاب‌زدگی نبود. این مسئله به بضاعت تکنیکی فیلمسازان، فیلمنامه و توان تکنیکی سینمای ایران و خلائی که در آن وجود دارد، برمی‌گردد که هنوز در سینمای ایران هست. وی با مقایسه سینمای ایران با سینمای هالیوود گفت: اگر چنین جنگی در آمریکا رخ‌می‌داد، به طور قطع اینگونه و با این عجله فیلم تولید نمی‌شد. استخراج قصه‌های متنوع از چنین موضوعی نیازمند زمان است و نمی‌توان انتظار داشت فیلمساز ظرف چند ماه به نتیجه مطلوب برسد.
در ادامه نگاهی خواهیم داشت بر آثار مرتبط با جنگ ۱۲ روزه که در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمدند:

«نیم شب»؛ محمدحسین مهدویان

فیلمسازانی که عجله کردند و پای ایران ایستادند

مهدویان یکی از اولین کارگردانانی بود که پس از جنگ، خیلی زود به سراغ ساخت فیلم جدیدش با موضوع جنگ ۱۲ روزه رفت و اخبار ساخت این فیلم هم خیلی زود در رسانه‌ها منتشر شد. سابقه فیلمسازی مهدویان نسبت به سایر همکارانش موجب شد که این اثر از سایر آثار ساخته شده با موضوع جنگ ۱۲ روزه به اصطلاح یک سر و گردن بالاتر باشد اگرچه در کل و به نسبت کارنامه مهدویان، این اثر رضایتبخش نبود.
مهدویان برای ساخت این فیلم،‌ برخلاف سایر آثارش سراغ بازیگران سرشناس نرفته و اغلب بازیگران این فیلم از چهره‌های کمتر شناخته شده در حوزه سینما و تئاتر هستند و از این نظر تجربه تازه‌ای در حوزه فیلمسازی برای مهدویان است. البته بازیگرانی چون احسان منصوری، الناز ملک و یونس حران‌اف که در سریال‌های اخیر مهدویان نیز بازی کرده بودند در این فیلم حضور دارند. داستان فیلم مربوط به موشکی است که در یکی از شب‌های جنگ ۱۲ روزه در محله یوسف‌آباد فرود می‌آید.
بیشترین نکته‌ای که تماشاگران و منتقدان درباره «نیم شب» تکرار کردند، سرعت عمل مهدویان برای ساخت فیلم بوده که به نظر می‌رسد همین موضوع در اجرا جزو ضعف‌های اثر شده است. با اینکه سوژه فیلم، جالب است اما توقع تماشاگران و منتقدان را برآورده نکرده و به عقیده بسیاری از اهل فن،‌ فیلم شعاری و زیادی باب میل اسپانسر که شهرداری است ساخته شده.
مهدویان در نشست خبری فیلمش در این باره گفت: واقعیت این است که خودمان تصمیم گرفتیم این قصه را بسازیم و بعد سراغ شهرداری رفتیم. این‌چنین نبود که ایده این کار از تصویر شهر بیاید. ما وقتی فیلمنامه را نوشتیم بر اساس عقیده و فهم خودمان نوشتیم. حتما سرمایه‌گذار در یک جایی می‌آید و پیشنهاداتی دارد اما آنقدری نبود که روح اثر را تغییر بدهد.‌
در خصوص شعاری بودن کار هم مهدویان این توجیه را آورد که وقتی پای ایران در میان باشد،‌ شعار می‌دهیم. او بیان کرد: اینکه یک قسمت‌هایی شعاری شده است، باید گفت بله وقتی پای ایران وسط باشد شعار هم می‌دهیم. وقتی «لاتاری» را هم ساختم لحظه‌ای داشت که یکی از شخصیت‌ها درباره اسم خلیج فارس وقتی گفته می‌شود خلیج، می‌گفت اسمش خلیج فارس است. خیلی‌ها گفتند این شعاری است اما من گفتم فقط ایران دوستی و ایران پرستی را می‌شود شعار داد.
در نهایت، با اینکه این فیلم در جشنواره حسابی تحویل گرفته شد اما نتوانست دل مخاطبان و منتقدان را به دست بیاورد.

«سقف»؛ ابراهیم امینی

فیلمسازانی که عجله کردند و پای ایران ایستادند

فیلم دیگری که در جشنواره امسال با موضوع جنگ ۱۲ روزه به نمایش درآمد باز هم به نوعی به مهدویان ارتباط داشت چون کارگردان آن یعنی ابراهیم امینی، قبلا با مهدویان کار کرده بود. او کارش در سینما را کنار محمدحسین مهدویان به عنوان بازیگردان و همکار فیلمنامه‌نویس شروع کرد. ماحصل این همکاری سریال «آخرین روزهای زمستان» و فیلم‌های «ایستاده در غبار»، «ماجرای نیمروز ۱ و ۲» و «درخت گردو» بود. او سال گذشته با اولین فیلمش با نام «چشم بادومی» در جشنواره فیلم فجر حضور پیدا کرد.
در فیلم «سقف» که تهیه‌کنندگی آن را سعید خانی به عهده دارد و علی‌محمد حسام‌فر نگارش فیلمنامه آن را انجام داده است بازیگرانی چون سام درخشان، فریبا نادری، بیژن بنفشه‌خواه و گیتی قاسمی ایفای نقش کردند.
«سقف» داستان خانواده‌ای معمولی را روایت می‌کند؛ خانواده‌ای که در حال برگزاری یک جشن عروسی ساده و کج‌دار و مریز است، اما ناگهان با شروع یک جنگ غیرمعمول مواجه می‌شود. این جنگ به‌قدری شدید و نامانوس است که آنها را مجبور به آواره شدن و ادامه زندگی در وضعیت فلاکت‌آمیز می‌کند. داستان حول تلاش‌های روزمره این آدم‌های معمولی می‌چرخد تا از این وضعیت نابرابر و بی‌رحمانه عبور کنند. به قول بسیاری از کسانی که فیلم را دیدند، این اثر را شاید با کمی مسامحه بتوان جزو فیلم‌های با موضوع جنگ ۱۲ روزه قرار داد. چون موضوع جنگ تنها بستری برای شکل‌گیری ماجراهای فیلم است و فیلم به طور مستقیم به ابعاد آن نمی‌پردازد. خلاصه اینکه، امینی توانسته تنها یک فیلم معمولی با یک موضوع معمولی بسازد نه بیشتر، نه کمتر.

«کافه سلطان»؛ مصطفی رزاق‌کریمی

فیلمسازانی که عجله کردند و پای ایران ایستادند

مصطفی رزاق‌کریمی بیشتر به عنوان مستندساز شناخته می‌شود. آخرین کار او مستند تحسین شده «بانو قدس ایران» است. او ۱۹ سال قبل اولین فیلم داستانی‌اش با نام «حس پنهان» را ساخت که البته کار موفقی از آب درنیامد.
فیلم «کافه سلطان» دومین فیلم سینمایی مصطفی رزاق‌کریمی است و داستان یک رستوران بین راهی به نام سلطان است که به نوعی با جنگ ۱۲ روزه گره می‌خورد. در خلاصه داستان اثر در معرفی آن آمده است: در دل کویر، مهری، ۶۵ ساله، کافه متروکه سلطان را به عنوان تنها دارایی و سرپناه خانواده سرپا نگه داشته است؛ یونس، پسر مهری، برای سامان دادن به ازدواجش اصرار به فروش دارد؛ مهری اما کافه را سنگر زندگی‌شان می‌داند و مخالفت می‌کند. ناگهان جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران آغاز می‌شود... نویسندگی این اثر را عطیه آرندی به عهده دارد و در آن بازیگرانی چون آزیتا حاجیان، محمدرضا شریفی‌نیا، سیاوش طهمورث، سجاد بابایی، مریم مؤمن، شیوا مکینیان، محمدرضا صولتی، تورج فرامرزیان، بدرالسادات برنجانی، امین ایمانی و سهیل قاصدی ایفای نقش کرده‌اند.
به قول یکی از منتقدان جشنواره، اگر برادران رزاق‌کریمی، فیلمنامه را به یک دیالوگ‌نویس یا دراماتورژ می‌دادند سطح کار به مراتب بالاتر می‌رفت. بازیگران کارکشته‌ای مثل آزیتا حاجیان، محمدرضا شریفی‌نیا و سیاوش طهمورث در صحنه‌ها رها هستند و گویی خودشان گلیم خود را به واسطه تجربیات گذشته از آب بیرون کشیده‌اند. اتفاقی که برای بازیگران جوانی مثل سجاد بابایی و مریم مؤمن نمی‌افتد. در فیلم رزاق‌کریمی، می‌شود به‌راحتی سایه سال‌ها مستندسازی را دید. او موقعیت را که فاصله زیادی هم از زمان وقوعش نگذشته برای بازیگران به‌خوبی تشریح کرده است؛ اما دیالوگ‌ها چفت‌وبست ندارد و شخصیت‌ها بعضی مواقع جوابی برای پارتنر خود ندارند. «کافه سلطان» در مقام یک اثر داستانی با موضوعی ملتهب و به‌روز، یعنی جنگ ۱۲ روزه و بازتاب آن در جامعه، در عمل از دستیابی به یک روایت سینمایی موثر باز مانده و به تله‌فیلمی سرگرم‌کننده شباهت پیدا کرده است. به نظر می‌آید تنها نقطه قوت این فیلم بازی بازیگرانش، به‌خصوص آزیتا حاجیان است که به خاطر این نقش جایزه هم دریافت کرد.

«رقص باد»؛ جواد حسینی

فیلمسازانی که عجله کردند و پای ایران ایستادند

«رقص باد» از دیگر فیلم‌های جشنواره امسال بود که موضوعش مربوط به یکی از روزهای جنگ ۱۲ روزه بود. کارگردانی این اثر را جواد حسینی به عهده دارد. حسینی پیش از این به‌عنوان دستیار و برنامه‌ریز و در برخی پروژه‌ها به‌عنوان کارگردان دوم حضور داشت که از آن‌جمله می‌توان به سریال‌های «چک برگشتی»، «مادرانه»، «عاشقانه» و این اواخر سریال «الگوریتم» اشاره کرد.
فیلم «رقص باد» روایتی است درباره جنگ ۱۲ روزه و تجاوز رژیم صهیونسیتی به ایران. فیلم درباره مردی شصت و اندی ساله به نام یونس است که با یک لنج به جزیره‌ای در جنوب ایران می‌رسد. روزهای حمله اسرائیل به ایران او به هتلی ساحلی می‌رود که توسط زنی هم سن و سال خودش به نام انسی و دختر او به نام مرجان اداره می‌شود. همین بازگشت قصه عاشقانه‌ای با قدمتی ۳۷ ساله را وارد مسیر تازه‌ای می‌کند...
این فیلم تازه‌ترین نقش‌آفرینی سینمایی علیرضا شجاع‌نوری بعد از هفت سال دوری از این عرصه است. او آخرین بار در مقام بازیگر در سال ۱۳۹۷ در فیلم «سونامی» حضور داشت. فیلم «رقص باد» در شهر بوشهر جلوی دوربین رفت.
یکی از نکات این فیلم که همه درباره آن متفق‌القول بودند، ریتم کند و آهسته آن است که برخی آن را کشدار و کشنده و برخی هم جالب و فیلمی از جنس هنر و تجربه دانستند. به قول یکی از منتقدین فیلم «رقص باد» شبیه فیلم‌های هنر و تجربه سال‌های گذشته است که باید برای دیدنش صبر زیادی داشت و دل به دل آن داد. اگرچه بازی شجاع‌نوری و ظرافت‌های ریز فیلم، ارزشمند است ولی در مجموع آنچه باید، نشده. کارگردان فیلم ‌اولی است و می‌شود به انتخاب فیلمنامه‌های آینده‌اش امیدوار بود.

«قمارباز»؛ محسن بهاری

فیلمسازانی که عجله کردند و پای ایران ایستادند

«قمارباز» به کارگردانی محسن بهاری و تهیه‌کنندگی سجاد نصراللهی‌نسب آخرین فیلم از لیستی است که قصد مرور آن را داشتیم. فیلمنامه اثر را بهجت شریف‌اصفهانی نوشته و در آن بازیگرانی چون کوروش تهامی، آرمین رحیمیان و شبنم قربانی ایفای نقش کرده‌اند. محسن بهاری از منشی صحنه‌های با سابقه سینما و تلویزیون است که سابقه همکاری با کارگردان‌هایی چون ابراهیم حاتمی‌کیا، سیروس مقدم، محمدحسین مهدویان و... را در کارنامه دارد. «قمارباز» اولین تجربه کارگردانی اوست. «قمارباز» ساخته محسن بهاری نمونه‌ای قابل‌قبول از اثری معمایی-جاسوسی است که توانسته با وجود محدودیت‌های لوکیشن و بودجه، تریلری متوازن ارائه دهد. فیلم با تمرکز بر داستان دستگیری جاسوسان سایبری در خلال جنگ ۱۲ روزه، زاویه‌ای تازه و کمتر دیده‌شده به این رویدادها اضافه کرده و همین نگاه، مهم‌ترین ویژگی اثر به شمار می‌رود. هرچند برخی معماها و گره‌های روایی فیلم قابل پیش‌بینی به نظر می‌آیند، اما ریتم مناسب و تدوین روان فیلم، مخاطب را قدم‌به‌قدم با جهان پرتعلیق داستان همراه می‌کند. کارگردانی فیلم و بازی بازیگران آن به خصوص کوروش تهامی، از نقاط قوت اثر است که باعث دریافت سیمرغ برای بهاری هم شد. در مراسم اختتامیه جشنواره سیمرغ بهترین کارگردانی فیلم اول به محسن بهاری برای فیلم «قمارباز» اهدا شد.

مستند «نامش زن» ساخته ماریا ماوتی

فیلمسازانی که عجله کردند و پای ایران ایستادند

مستند «نامش زن» ساخته ماریا ماوتی (تولید مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی) که در جشنواره سینما حقیقت هم به نمایش درآمد، در بخش نمایش مستند جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد.
این مستند به ماجرای حمله به ساختمان‌های اطراف شیرخوارگاه آمنه در جنگ ۱۲ روزه و انتقال نوزادان به شیرخوارگاه شبیر می‌پردازد و تلاش دارد ترس‌ها و اضطراب‌ها، دلنگرانی‌ها و بی‌پناهی‌هایی که در چشمان نوزادان رهاشده نقش بسته است را نشان دهد. چیزی که زنان پرستار شیرخوارگاه را از رفتن و ترک تهران بازداشت تا تنها آغوش امن از این کودکان دریغ نشود.
شخصیت اصلی مستند «نامش زن»، ماوتی، دختری جوان است که به دلیل جنگ، نوزادی را که در شیرخوارگاه زندگی می‌کند، مدتی به خانه برده و برای او مادری می‌کند. ماهان این قصه، نوزادی است که در ایام حمله اسرائیل به ایران به دنیا آمده و رها شده است. فیلمساز دو قصه را موازی روایت می‌کند؛ قصه اول زنانی که در روزهای سخت جنگ در شیرخوارگاه مانده و برای نوزادان و کودکان بی‌سرپرست مادری می‌کنند، قصه دوم زنان معتادی که ناچارند از فرزندشان دور باشند.
این فیلم در سه اکرانی که در جشنواره سینما حقیقت داشت توانست رتبه دهم پرمخاطب‌ترین فیلم نوزدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم مستند «سینما حقیقت» را به خود اختصاص دهد.
کلام آخر اینکه، توجه فیلمسازان کشور نسبت به وقایع از جمله جنگ ۱۲ روزه جای تقدیر دارد، اما این پرداخت نباید فقط به «پرداختن» ختم شود. به نظر می‌رسد سوژه جنگ ۱۲ روزه چون یک سوژه تازه،‌ پرهیجان و پرطرفدار است خیلی‌ها را وسوسه کرده که سراغ ساختن فیلم با این موضوع بروند اما متاسفانه تاکنون هیچ‌کدام از فیلم‌های ساخته شده با این موضوع، نتوانسته یک کار ماندگار مثل «مهاجر» یا «آژانس شیشه‌ای» از آب دربیاید. تا ببینیم بقیه قرار است چه بکنند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.