آگاه: در ظاهر این ما هستیم که پیکر مطهر سید شهیدان انقلاب اسلامی را مرحله به مرحله و شهر به شهر از مشهد کشوردوست به سوی مشهدالرضا علیهالسلام همراهی میکنیم. اما در برابر این همکاری و همدلی گویی او نیز ما را به سمت و سویی میبرد. اکنون بیش از چهار ماه از شهادت آن یگانه روزگار میگذرد. برخی آنچه در این میان اتفاق افتاد را تاخیر در تشییع تعبیر کردهاند؛ اما میتوان گفت ملت ایران و محور مقاومت برای برگزاری با شکوه این تشییع بزرگ چند ماهی هست که در حال تدارک هستند. نیروهای نظامی سلحشور و قدرتمند ما در خط مقدم برخورد با بزرگترین ارتشهای دنیا و نیروهای سیاسی مدبر و هوشمند ما در خط مقدم تثبیت دستاوردها و زمینهسازی برای بازگشت امنیت و آرامش به شهرها و مردم عزتمند و شرافتمند ما در حال آماده کردن خیابانها و شهرها چند ماهی هست که شب و روز نمیشناسند. مراسم تشییع از همان ساعات اول تجاوز دشمن آغاز شد و هر شب ادامه یافت تا به نقطه اوج خود رسید. تلاشی که هم اکنون نیز همچنان ادامه دارد. وقتی بناست یک تشییع قامت تمدنی خود را نشان دهد و در نقطه عطف تاریخ قرار بگیرد ناگزیر نیازمند مقدماتی متناسب با خود خواهد بود. در واقع تشییع قائد عظیمالشأن حضرت آیتالله العظمی خامنهای اعلیالله مقامهالشریف نه به عنوان تکلیفی که باید از سر گذرانده شود؛ بلکه یکی از مراحل اصلی عملیات جبهه مقاومت علیه جبهه استکبار است! لذا میبینیم که در این مدت دشمن با ابزار نظامی و سیاسی و امنیتی و رسانهای و شناختی تلاش کرد تا این مراسم برگزار نشود یا آنچنان که اکنون در حال انجام است صورت نپذیرد. وقتی یکی از اهداف دشمن ضربه زدن به تشییع باشد، قطعا یکی از عملیاتهای بزرگ ما خنثی کردن تلاش دشمن و ناامید کردن آنان برای رسیدن به هدف است. لذا تشییع بزرگ از حیث زمانی در هفت روز و از جهت گستردگی بین تهران، قم، کربلا، نجف و مشهد برگزار شده و میشود.

این شکل برگزاری معنادار است. بناست این تشییع جریانسازی کند. بناست برای زمان پس از خودش طراحی مسیر داشته باشد. وقتی دهها میلیون نفر برای گرامیداشت یک امر عظیم گرد هم میآیند و صدق دل خود را تبدیل به شعارهای کوبنده و گامهای با صلابت میکنند و جان و مال و عنوان خود را برای برپایی علم مبارزه با روش تشییع، ایثار میکنند، قرار نیست یک اتفاق در زمین و زمان خاص حبس شود و از یادها برود. این چیزی است که دشمن هم اکنون در حال طراحی آن است. یعنی درست از فردای تشییع و تدفین سعی خواهد کرد با روشهایی بین ما و آن جوش و خروش الهی و جهاد بزرگ فاصله بیندازد و فتنهانگیزیهای قبل را ادامه دهد. نباید اجازه داد این شور و شعور برخاسته از عمق میدان با هجوم روزمرگیها گم شود و توان عمل خویش را از دست بدهد. تشییع و تشیع در تاریخ چنان به هم گره خورده و درهم تنیدهاند که به خاطره مشترک هم تبدیل شدهاند. چرا؟! تشیع مکتب تربیت و معرفی انسانهای بزرگ است که توسط مردمان شایسته و فرهیخته پیش و پس از مرگ یا شهادت گرامی داشته شدهاند. مکتب پیشرو، شخصیتهای برجسته تاریخ را تربیت میکند و این هیچ گاه توسط دشمنان تحمل نشده است. زیرا حضور انسانهای برگزیده مانع موفقیت حکومتهای طاغوتی و غلبه جوامع تابع آنها میشود. ملت شیعه و اندیشه تشیع همواره هدف هجوم و آزار و خیانت و جنایت دشمنانش بوده است. جبههای که جامع جنود عقل است، در برابر جنود جهل صف کشیده و همواره در خط مقدم زندگی کرده است. نقطه تلاقی انسان با شیطان. جایی که همیشه منطق جهاد بر آن حاکم بوده و زیست حرفهای فطری توان خود را صرف نجات انسان از شیوههای سلطهجویانه زیست غریزی شیطانی کرده. لذا مراسمات تشییع و تدفین در تاریخ شیعه نمودی آشکار و خاطراتی پرشمار دارد. همیشه تشییع برای تشیع یک مرحله از مبارزه و جهاد فی سبیلالله بوده و هست. تشییع در فرهنگ شیعی سیاسی زاده شده است. تشییع ناخودآگاه ما را به یاد اولین فدایی مکتب تشیع یعنی صدیقه طاهره؛ مظلومه شهیده؛ فاطمه زهرا (سلامالله علیها) میاندازد. آنگاه که وصیت فرمود مرا شبانه غسل بده و شبانه تشییع کن و شبانه دفن کن و کسی را در این باره خبر نکن. این نقل تاریخی و روایی را بسیاری در منابر و مراثی شنیدهاند اما کمتر شنیده شده که پدر ایشان حضرت پیامبر اعظم، محمد مصطفی (صلوات الله و سلامه علیه و آله) نیز شبانه تجهیز و دفن شد و جز عده معدود و محدودی بر پیکر مطهر آن فرستاده خدا و برگزیده تمام دورانها و عوالم خلقت، نماز نخواندند و در غربت کامل توسط امیرالمؤمنین علیابن ابیطالب و برخی خواص به خاک سپرده شد. به طوری که بسیاری از مشاهیر صحابه نیز در آن شرکت نداشتند و این یک اتفاق نیست!
حضرت امیرالمؤمنین علیابن ابیطالب علیهالسلام نیز مخفیانه و شبانه و توسط فرزندان و تعداد بسیار محدودی از نزدیکان و خواص تشییع و تدفین شد. به طوری که تا مدتها کسی از محل قبر مطهر او خبر نداشت؛ همچنان که قبر مطهر همسرش زهرای مرضیه تا امروز پنهان است. داستان تشییع به اینجا ختم نمیشود. حسنابن علی علیهالسلام امام دوم شیعیان به جام جفا شهد شهادت نوشید. پیکر مطهرش هنگام تشییع با تیر کین به تابوت دوخته شد تا خاطرات شیعه با داستان تشییع بیش از گذشته بیامیزد. جلوتر که بیاییم پیکر مطهر سیدالشهدا سلامالله علیه را بر خاک کربلا رها شده میبینیم و اگر بیش از این کنجکاوی کنیم خواهیم دید که زنجیره اتفاقات همبافت تاریخ شیعه با آیین تشییع بیش از آن است که شمرده شود. چه نسبتی بین تشییع و تشیع برقرار است؟
چرا وقتی اجازه تشییع بود، امتناع ورزیدند و چون منع شدند، حریص شدند و چون ناگزیر با آن مواجه شدند مقابله کردند و چون فرصت برگزاری داشتند رهایش کردند. آیا جز این است که تشییع چیزی فراتر و بیشتر از انتقال پیکر متوفی به آرامگاه است؟!
در فرهنگ تشیع، تشییع پیوندی با امام و امامت است نه جدایی از دوستان و نه رهایی از یاران و نه یک پایانبندی برای یک رابطه. تشییع یک آغاز است برای ادامه راه. نوعی تجدید عهد است. نوعی بیعت حقیقی و روحانی با آرمانها. اعلام امتداد حضور در کالبد و بدنه جدید. تشییع در نهایت درجه خویش همچون سایر عبادات و دستورات دینی برنامهای برای کشف ظرفیتهای تمدنی زیست مؤمنانه است. بسیاری از خصوصیات پنهان سنت تشییع در قاب عظیم تشییع پیکرهای مطهر حضرت آیتالله العظمی سیدعلی حسینیخامنهای و خانوادهاش مجال آشکار شدن و فعال شدن پیدا میکند. اکنون یک اتفاق استثنائی در تاریخ مؤمنان افتاده است. در تاریخ مردم، نادر بلکه نایاب است که امام حق توسط نیروی خارجی متخاصم مستقیم و آشکار به شهادت برسد. استیصال جبهه نفاق آن را وادار به یک انتحار راهبردی کرد. مراسمات بزرگداشت چنین شهادتی آثاری در قد و قامت خویش دارد. اگر حقایقی از پنهانیهای سنت تشییع در این تشییع بزرگ و بیتکرار فاش میشود عجیب نیست. پیوند تشییع با چهار فرآیند اساسی فرهنگ اسلامی و شیعی آن را به موقعیتی ممتاز تبدیل کرده است. توبه و بازگشت به نظم و نظام الهی، هجرت از سایه سلطه طاغوت، زیارت و همبستگی با مجاهدان راه خدا و انتظار برای برپایی حکومت حق و انتقام از بانیان نظام سلطه در طول تاریخ، با این مراسم معجونی از تظاهرات دههای میلیونی ضد ظلم را به وجود آورده.
در این روزها توجه بسیاری از ملتها به سمت و سوی ملت ایران جلب شده. سخن از تغییر قواعد رفتار با ملت ایران و حکومت برخاسته از اراده آنان است. در داخل نیز شاهد تحولات زیادی بین مردم هستیم. جمعیت قابل توجهی از آنان که پیش از این اسیر عملیات تفرقه و تضعیف دشمن بودند اکنون آزاد شدهاند و به ازدحام بیشمار مردم پیوستهاند. اکنون میبینیم که تشییع میتواند مردمان را با هم متحد و هماهنگ کند. موج اخبار تشییع در رسانههای مختلف به گوش میلیاردها نفر میرسد و باعث بیداری آنان میگردد. قدرت آزاد شده مردم در این تصویر بزرگ باعث به روزرسانی تمام تصمیمات سیاستمداران جهان خواهد شد. معرفی پیشروی و برجستگی تشیع در تجهیز و تقویت ملتها پیوندهای جهانی مستضعفین را فعال کرده و تشیع را نه به عنوان مذهبی فرع بر اسلام که به مذهبی حاکم بر تمام تحولات مربوط به تمام امتهای مستضعف تبدیل کرده است. امروز تشیع دیگر مذهب یک اقلیت نیست. مذهب اکثریتی است که زیر بار طاغوت کمر خم نکردهاند و به دنبال نسخه نجات میگردند. آنچه تشییع عظیم شهید ایران به جهان مخابره میکند، دعوت به اتحاد و انسجام و حرکت در مسیر آزادی و عزت است. در طول این چند ماه صحنههای غیر قابل باوری از قدرت مستضعفان بر قاب رسانهها نشست و به سمع و نظر میلیاردها نفر در تمام جهان رسید. نگرانی دشمن از این است که جنگ ۴۰ روزه تمام چارچوبهای آهنین نظام سلطه را بشکند و نظم جدید را به جای آن بنشاند و مردم را بر اساس نظم امام-امت وارد تحول و تطور فرهنگ امامت کند و امکانهای نفاق و کفر را از میان بردارد. شهید کشوردوست میرود تا جهان را با شتاب به سمت منجی آخرالزمان سیر دهد و پیروزی مستضعفان را بسیار پیش از آنکه گمان میرفت، به تحقق نزدیک کند. رحمت و صلوات بیپایان خدا بر او و همراهان و یاران شهیدش.
نظر شما