آگاه: در تحلیل وقایع کلان سیاسی، همواره یک اصل نانوشته در «نظریههای امنیت ملی» وجود دارد: دشمن زمانی دست به ترور میزند که میخواهد «محاسبات ثبات» را در کشور هدف به هم بریزد. ترور رهبر مجاهد، در منطق تروریستی دشمن، یک «ضربه برای فروپاشی» تعریف شده بود. اما آنچه در عمل رخ داد، یک «پدافند غیرعامل عظیم» و بزرگترین رزمایش دفاع غیرنظامی بود که در تاریخ تحولات اخیر منطقه به وقوع پیوست. این یادداشت میکوشد تبیین کند که چگونه حضور خروشان مردم، نهتنها یک مراسم تشییع، بلکه یک عملیات پیچیده امنیت ملی برای «خنثیسازی» راهبرد دشمن بود.
شکست «جنگ محاسباتی» و ترور؛ دشمن در بنبست راهبردی
در ادبیات امنیت ملی، «ترور» صرفا یک حذف فیزیکی نیست؛ ترور یک «ابزار جنگ شناختی» است. دشمن با این اقدام، دو هدف موازی را دنبال میکرد: نخست، ایجاد خلأ در ساختار رهبری و دوم، تزریق ناامیدی و هرجومرج به بدنه اجتماعی برای اثبات «ضعف حاکمیتی.» دشمن میخواست به دنیا مخابره کند که امنیت کشور ما شکننده است و با حذف یک مهره، کل سازه فرو میریزد.
اما حضور اقیانوسگونه مردم، به مثابه یک «ضدحمله استراتژیک» عمل کرد. این حضور، «محاسبات ترور» را نه تنها خنثی، بلکه معکوس کرد. وقتی دشمن میبیند که خروج یک فرد از میدان، نه تنها باعث عقبنشینی نمیشود، بلکه سیل خروشان حامیان را به خیابان میآورد، در محاسبات خود دچار «خطای فاحش» میشود. او میفهمد که با یک «شخص» نمیجنگید، بلکه با یک «سیستم خودترمیمشونده» مواجه است. این حضور، سندی بود بر اینکه ساختار امنیتی کشور، قائم به فرد نیست و ریشههای آن در اعماق باور تودهها دوانده شده است. این بزرگترین بازدارندگی است؛ بازدارندگی از طریق اثبات اینکه «هزینه تقابل با این ملت، بسیار گزافتر از آن است که تصور میشد.»
تشییع؛ «پدافند غیرعامل» به معنای تمدنی
ما در حوزه پدافند غیرعامل، همیشه از مقاومسازی زیرساختهای سخت (فیزیکی) سخن میگوییم. اما حضور مردم، «مقاومسازی نرم» است. وقتی مردم در یک پیکره واحد، فضای عمومی را اشغال میکنند، دشمن توان عملیاتی خود را از دست میدهد. این حضور، «اشراف اطلاعاتی» و «توان تحرک» دشمن را مختل میکند.
این «رفراندوم امنیتی» در خیابانها، پیام ثبات کشور را به سراسر جهان مخابره کرد. در دنیای سیاست بینالملل، «امنیت» یک کالای روانی است؛ اگر کشوری نشان دهد که در اوج بحران، دارای انسجام حداکثری است، سرمایهگذاران و حتی متحدان، به ثبات آن اعتماد میکنند. این حضور، لایه امنیتی کشور را در برابر جنگهای ترکیبی مستحکم کرد. دشمن خارجی، وقتی این «رژه قدرت» را مشاهده میکند، از نقشههای براندازی خود ناامید میشود؛ زیرا میبیند که «پدافند غیرعامل مردمی»، دیواری نفوذناپذیر است که با هیچ سلاح سخت یا رسانهای، فرو نمیریزد.
بازدارندگی اقتصادی و پیوند آن با امنیت اجتماعی
شاید در نگاه اول، پیوند تشییع پیکر رهبر مجاهد با اقتصاد عجیب به نظر برسد، اما در تحلیل دقیق، امنیت، پیشنیاز اولیه هرگونه «توسعه اقتصادی» است. بازارهای مالی و جریان سرمایه، بیش از هر چیز از «عدم قطعیت» گریزانند. عملیات تروریستی دشمن، دقیقا برای ایجاد «عدم قطعیت» و تزلزل در بازار طراحی شده بود.
حضور آرامشبخش و باصلابت مردم، دقیقا در نقطه مقابل این هدف عمل کرد. مردم با حضور خود، «سیگنال ثبات» را به بازار دادند. وقتی دشمن مشاهده میکند که کشور حتی در لحظات سخت، دچار آنارشی یا شکاف اجتماعی نمیشود، «ریسک سرمایهگذاری نظامی یا تحریمی» علیه کشور بالا میرود. بازدارندگی سخت، صرفا به معنای موشک و پهپاد نیست؛ بازدارندگی سخت، یعنی دشمن بداند که اقتصاد این کشور در برابر طوفانهای سیاسی، واکسینه شده است. حضور مردم، «هزینه ریسک» را برای دشمن بالا برد و عملا به او گفت که هرگونه فشار اقتصادی، نهتنها باعث فروپاشی نمیشود، بلکه به «همبستگی بیشتر» منجر خواهد شد.
گذار به اقتدار نوپدید
بنابراین میتوان گفت: عروج رهبر مجاهد، نه تنها امنیت ما را مخدوش نکرد، بلکه آن را «بازسازی» و «نوسازی» کرد. این حضور، «دفاع غیرنظامی» را از کتابهای نظری به «میدان واقعی» آورد. مردم با این حضور، ثابت کردند که «امنیت ملی» در این سرزمین، با خون شهید و گامهای امت، درهمتنیده است. این، بزرگترین پشتوانه برای گامهای بعدی در سیاستگذاریهای کلان کشور است. ما امروز بیش از هر زمان دیگری، در وضعیت «بازدارندگی تمدنی» قرار داریم؛ وضعیتی که دشمن را در اتاقهای فکرش، به سکوت و اعتراف به شکست محاسباتی وادار کرده است. پرچم این پدافند غیرعامل، همچنان در دستان این مردم استوار، برافراشته خواهد ماند.
نظر شما