آگاه: در یک سال گذشته که کشورمان درگیر دو جنگ اهریمنی از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی، دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامی شده است، جامعه هم از لحاظ مشکلات اجتماعی و اقتصادی به شدت تحت فشار بوده است. حالا نیز با وجود اینکه همچنان هر از گاهی صحبتهایی درباره درگیریهای نظامی مطرح میشود اما واقعیت این است که فشارهای معیشتی، تبدیل به مسئله اول جامعه ایرانی شده است. در میان طوفان سنگین معیشت و مواردی چون اجارهبهای سرسامآور، هزینههای درمان و تحصیل و موارد دیگری از این دست، روان جمعی ایرانیان به شدت خسته و آزرده شده است. در چنین شرایطی، حجم سهمگین اخبار منفی چنان مهآلودگی در افکار عمومی ایجاد کرده که گویی هیچ اتفاق روشنی در اطراف ما نمیافتد؛ در حالی که انسان به امید زنده است و زندگی بدون «دیدن» روزنههای نور، به سراشیبی افسردگی میرود. اما راه مقابله با این ناامیدی فراگیر که گریبان ایرانیان را گرفته، چیست؟ چطور میتوان اتفاقاتی را دید که به دلیل مشغلههای روزمره از چشممان پنهان ماندهاند؟ شاید شما در روزهای اخیر اخبار موفقیتهای زنان و جوانان والیبالیست کشورمان را نشنیده باشید. تیم والیبال زنان ایران دیروز توانست رتبه چهارمی آسیا را در مقابله با تیمهای قدرتمند، برای نخستین بار کسب کند. همچنین تیم والیبال زیر ۱۷ سال ایران روز شنبه با شکست تیم فرانسه در کشور قطر، قهرمان جهان شد. اینها برخی از اخبار خوبی هستند که در اطراف ما وجود دارند اما دیده نشده و نمیشوند. اما چرا اخبار خوب و امیدآفرین دیده نمیشوند؟
نخستین گام، درک «جنگ روایتها» است. امروز جنگ تحمیلی فقط در میدانهای نظامی و اقتصادی نیست؛ جنگ اصلی بر سر «توجه» ماست. الگوریتمهای فضای مجازی و شبکههای خبری برای جذب مخاطب، نقاط درد را بزرگنمایی میکنند و این یک سوگیری شناختی طبیعی است که مغز ما را نسبت به تهدیدها حساستر میکند. برای شکستن این طلسم، باید زاویه دیدمان را تنظیم کنیم. یعنی به جای مصرف منفعلانه اخبار، «پایش خبری» را محدود کرده و روزانه تنها نیمساعت به اخبار بپردازیم و بقیه زمان را به «جستوجوی فعال نشانههای خوب» اختصاص دهیم.
اگر از دریچهای دیگر نگاه کنیم، در سطح کلان، رویدادهای امیدوارکنندهای در حال رخ دادن است که کمتر به گوش میرسد. تحولات دیپلماتیک منطقهای و گشایشهای نسبی در روابط همسایگی، نشان از قدرت چانهزنی و هوشمندی دیپلماسی کشور دارد. در عرصه علم و فناوری، با وجود تحریمهای فلجکننده، جوانان این سرزمین در حوزههای نانو، پزشکی هستهای و هوش مصنوعی پیشرفتهای خاموشی دارند که هرکدام نویدبخش آیندهای بهتر است.
اما ارزشمندترین و در دسترسترین منابع امید، نه در آمارهای رسمی، که در کوچه و خیابان و خانههای ما جریان دارد. دورهمیهای خانوادگی هرچند کوچک همچنان ادامه دارد، کمک به مستمندان و نیازمندان از یادها نرفته. گروههای خیرین در آستانه سال تحصیلی به کمک دانشآموزان نیازمند میروند؛ حتی در بوستانها نیز خانوادهها همچنان حضور دارند و صدای شادی بچهها با سادهترین تفریحها به گوش میرسد و همه اینها یعنی اینکه ایرانیان همچنان زندگی میکنند.
تاریخ کهن و هزارانساله ایران، پر است از روایتها و افسانههایی که نشان میدهند همیشه توانستهایم از گردنههای سخت عبور کنیم. کشور ما درگیر خشکسالی و قحطی و تجاوز دشمن و غارتگران بوده است اما مردم ایران هم زنده ماندند و هم در میان همه این مشکلات فرهنگ، هنر و ادبیات خود را ادامه داده و در جهان گسترانیدند؛ چون که یاد گرفتهایم «امید» یک احساس زودگذر نیست، امید نوری در دل ایرانیان است که حالا تبدیل به انتخاب و وظیفه همه ما در برابر جنگ نظامی و روانی دشمن شده است.
۸ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۲
کد مطلب: ۲۴٬۹۱۹
نظر شما