آگاه: برای پاسخ به این پرسش و رسیدن به ریشه تقابل ایران و آمریکا، به نظر میرسد نمیتوان صرفا به پروندههای اختلافی از جمله موضوع هستهای، مسائل منطقهای و تفاوتهای ایدئولوژیک اکتفا کرد؛ بلکه ریشه منازعه ایران و آمریکا در موضوعی عمیقتر یعنی «پذیرش استقلال ملی ایران از سوی آمریکا» نهفته است. در واقع میتوان استدلال کرد که «استقلال ملی»، ریشه تقابل و منازعه ایران و آمریکا و حلقه اتصال بسیاری از رویاروییهای تاریخی و معاصر دو کشور است. از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا واقعه ۱۳ آبان ۱۳۵۸ و از تحریمهای اقتصادی تا تقابل نظامی اخیر، ریشه اصلی تقابل در سطحی بنیادین، به حق ایران برای داشتن استقلال ملی و تعیین مستقل مسیر سیاسی و منافع ملی خود بازمیگردد.
پیشینه روابط موثر ایران و آمریکا به حدود ۱۵۰ سال گذشته برمیگردد و در آغاز به دلیل رویکرد منفی ایرانیان به نفوذ روس و بریتانیا در کشور، با سطحی از نگاه مثبت به آمریکا به عنوان قدرت رقیب دو کشور یادشده همراه بود؛ اما کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و نقش آمریکا در سرنگونی دولت مصدق، نقطه عطفی در مناسبات دو کشور شد. این واقعه در حافظه سیاسی ایرانیان، به نمادی از مداخله قدرت خارجی در تعیین سرنوشت سیاسی کشور و مخدوش شدن استقلال ملی ایران تبدیل شد. انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ با شعار محوری «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، پیوندی بنیادین با مطالبه استقلال و پایان دادن به مداخله خارجی در کشور داشت. امام خمینی (ره) سه ماه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ۱۹ آبان ۱۳۵۷ در مصاحبه با مجله آمریکایی نیوزورلد ریپورت، در پاسخ به سوال خبرنگار مبنی بر اینکه اگر شاه سرنگون شود، نقش ایالات متحده چه خواهد بود، پاسخ دادند: «آنچه ما از آمریکا انتظار داریم این است که به مصالح ملت و استقلال مملکت ما احترام بگذارد و از دخالت در امور ما خودداری کند.» بنابراین، از منظر بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، مسئله اصلی نه صرفا چگونگی رابطه با آمریکا، بلکه لزوم احترام به استقلال ملی ایران در این رابطه بود.
۱۳ آبان ۱۳۵۸؛ نماد تقابل بر سر استقلال
تسخیر سفارت آمریکا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ توسط دانشجویان پیرو خط امام را نمیتوان جدا از تجربه کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، فضای بیاعتمادی پس از انقلاب اسلامی و نگرانی از مداخله مجدد آمریکا تحلیل کرد. ضمن اینکه پذیرش شاه مخلوع پهلوی در آمریکا، این نگرانی را در میان بخشی از نیروهای انقلابی تشدید کرد و سفارت آمریکا به نمادی از احتمال بازگشت نفوذ سیاسی پیشین آمریکا در ایران تبدیل شد.
از منظر تحلیل سیاسی، واقعه ۱۳ آبان ۱۳۵۸ را میتوان نقطهای دانست که در آن مطالبه استقلال ملی و مخالفت با مداخله خارجی، به یکی از نمادهای اصلی تقابل با آمریکا تبدیل شد. امام خمینی (ره) پس از این واقعه نیز بر ضرورت حفظ استقلال ملی و نفی سلطه خارجی تاکید داشتند. در واقع، در منظومه فکری ایشان، استقلال ملی، شرط بنیادین تحقق حاکمیت ملی بود؛ اصلی که مناسبات با آمریکا نیز باید بر مبنای آن تنظیم میشد.
استقلال ملی؛ فراتر از پروندههای مناقشهآمیز
استقلال ملی به معنای انزوا یا نفی مذاکره با دیگر کشورها نیست؛ بلکه به معنای حق هر ملت در تعیین نظام سیاسی، اولویتهای ملی و جهتگیریهای راهبردی کشور، بدون پذیرش اراده تحمیلی قدرتهای خارجی است.
از این منظر، روابط ایران و آمریکا طی نزدیک به پنج دهه گذشته شامل منازعه در موضوعات مختلف بوده است از جمله پرونده هستهای، سیاست منطقهای، قضیه فلسطین، رژیم اسرائیل، توانمندیهای دفاعی ایران و ...؛ اما لایه عمیقتر تقابل دو کشور زمانی آشکار میشود که مطالبات آمریکا از حل و فصل اختلافات مشخص فراتر رفته و به تغییر جهتگیریهای بنیادین یا محدود کردن اختیار تصمیمگیری ایران منتهی شود که همان مخدوش کردن استقلال ملی ایران است و خط قرمز جمهوری اسلامی ایران تلقی میشود. خروج آمریکا از برجام و همچنین آغاز دو جنگ اخیر توسط آمریکا علیه ایران در میانه مذاکرات سیاسی، بر بیاعتمادی ایران نسبت به پایداری تعهدات آمریکا به شدت افزود. امام شهید خامنهای رضوانالله علیه در آخرین بیانات خودشان در سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) در ۱۴ خرداد ۱۴۰۴، «استقلال ملی» را اصل و مفهوم اساسی در انقلاب اسلامی دانستند که اصول دیگر شامل مقاومت، خودباوری، استقامت، قدرت دفاعی و... ذیل آن قرار میگیرند. ایشان استقلال ملی را به معنای آن دانستند که ملت ایران خودش تشخیص بدهد، خودش تصمیم بگیرد و خودش عمل کند؛ بدون آنکه منتظر چراغ سبز آمریکا و امثال آمریکا باشد یا از چراغ قرمز آمریکا و امثال آمریکا نگران شود. این موضع، استقلال را نه به معنای قطع ارتباط با جهان، بلکه به معنای حفظ حقوق ملی در تصمیمگیری و اقدام تعریف میکند. بر همین اساس، فشار حداکثری آمریکا را باید در نسبت با این مسئله تحلیل کرد. اگر فشار خارجی در جامعه هدف بهعنوان تلاشی برای سلب اختیار و تحمیل اراده سیاسی فهم شود، الزاما به تسلیم منجر نخواهد شد و حتی ممکن است انگیزه مقاومت را تقویت کند. همچنان که در مورد سالیان متمادی انواع فشارهای سیاسی، اقتصادی ، امنیتی و نظامی آمریکا علیه ایران، همین نتیجه حاصل شده است و ایران هیچگاه تسلیم نشده و نخواهد شد.
برآیند و چشمانداز: آینده منازعه در گرو پذیرش استقلال ملی ایران
۱۳ آبان را میتوان فراتر از یک واقعه تاریخی و در چارچوب منازعهای عمیقتر بر سر استقلال ملی ایران فهم کرد. این مناسبت یادآور آن است که تجربه مداخله خارجی در تاریخ معاصر ایران، نقشی مهم در شکلگیری بیاعتمادی به آمریکا داشته و استقلال ملی به یکی از معیارهای اصلی ارزیابی مناسبات با این کشور تبدیل شده است. البته تاکید بر استقلال ملی به معنای غیرقابل مذاکره بودن در همه موضوعات نیست. مسئله آن است که مذاکره و توافق باید بر پایه احترام متقابل، تعهدات متقابل و پذیرش حاکمیت ملی صورت گیرد، نه از مسیر تحمیل اراده یک طرف بر طرف دیگر.
در نهایت، منازعه ایران و آمریکا را نمیتوان صرفا به اختلاف بر سر چند پرونده سیاسی و امنیتی تقلیل داد. در لایه بنیادیتر، مسئله بر سر پذیرش استقلال ملی ایران از سوی آمریکاست. تا زمانی که این مسئله در مناسبات دو کشور تعیین تکلیف نشود، حتی توافق بر سر پروندههای مقطعی نیز به پایان منازعه منجر نخواهد شد.
نظر شما