۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۵
کد مطلب: ۲۲٬۱۹۸

بعد از جنگ تحمیلی سوم، جهان شاهد ظهور پدیده‌ای بود که مرزهای میان سرگرمی و فناوری و جنگ روایت را به کلی جابه‌جا کرد. جنگ رسانه‌ای میان ایران و آمریکا که پیش از این در قالب بیانیه‌های رسمی و گزارش‌های خبری سنتی یا دیپ فیک‌ها دنبال می‌شد، به ناگاه به عرصه‌ای جدید و غیرمنتظره، یعنی دنیای فانتزی آجرهای پلاستیکی لگو کوچ کرد. ویدیوهای تولید شده Explosive Media که با بهره‌گیری از هوش مصنوعی مولد ساخته شده‌اند، به چنان سطحی از وایرال شدن جهانی رسید که تحلیل‌گران رسانه‌ای از آن به عنوان یکی از پیچیده‌ترین و موفق‌ترین کمپین‌های جنگ اطلاعاتی نامتقارن در تاریخ معاصر یاد می‌کنند.

لگو علیه امپریالیسم

آگاه: داده‌ها نشان‌دهنده ابعاد بی‌سابقه دیده شدن این انیمیشن‌ها در سطح بین‌المللی است. طبق گزارش‌های منتشر شده، این ویدیوها تنها در هفته‌های ابتدایی آغاز درگیری‌ها، مجموعا بیش از ۱۴۵ میلیون بازدید در پلتفرم‌های مختلف داشتند. این حجم از مخاطب برای محتوایی که ریشه در یک نهاد رسانه‌ای غیرغربی دارد، نشان‌دهنده شکسته شدن انحصار روایتگری در فضای مجازی است. این آمارها فراتر از یک موفقیت گذرا، نشان‌دهنده نفوذ این محتوا به لایه‌های مختلف جوامع غربی است. برخلاف روایت‌های سنتی که معمولا در حباب‌های خبری خاص محصور می‌مانند، انیمیشن‌های لگویی ایران توانستند از شکاف‌های سیاسی در آمریکا عبور کرده و همزمان توسط هواداران جنبش MAGA، لیبرال‌ها و حتی مخالفان جدی سیاست‌های ایران بازنشر شوند.

تحلیلگران غربی گفتند: «اسب تروآ» در ویدیوهای لگویی
یکی از کلیدی‌ترین دلایل وایرال شدن این ویدیوها، انتخاب هوشمندانه فرم بصری آنهاست. استفاده از فیگورهای لگو به عنوان یک زبان جهانی عمل می‌کند که از مرزهای زبانی و فرهنگی عبور می‌کند. کارشناسان رسانه‌ای معتقدند لگو به دلیل پیوندهای عمیقی که با مفهوم نوستالژی، کودکی و شادی دارد، به طور ناخودآگاه گارد دفاعی مخاطب را پایین می‌آورد. مارکوس کولگا، متخصص برجسته کانادایی در زمینه تبلیغات، این رویکرد را درخشان توصیف کرده و معتقد است که شخصیت‌های لگو به عنوان یک اینفلوئنسر کامل عمل می‌کنند که پیام‌های پیچیده سیاسی را در بسته‌بندی‌های بی‌خطر و جذاب به عمق ذهن مخاطب می‌فرستند.
طراحی بصری این انیمیشن‌ها که با استفاده از ابزارهای پیشرفته هوش مصنوعی انجام شده، به گونه‌ای است که میان واقعیت خشن جنگ و فانتزی کودکانه لگو تضاد ایجاد می‌کند. به تصویر کشیدن وقایعی چون بمباران‌ها، پرونده‌های جنجالی سیاسی مانند اسناد اپستین، یا فیگورهای رهبران جهان در قالب مینی‌فیگورهای پلاستیکی، نوعی طنز سیاه با کیفیت بالا ایجاد کرده است که برای مخاطب خسته از اخبار سنتی، بسیار جذاب به نظر می‌رسد.
تیم سازنده تنها به جنبه‌های بصری اکتفا نکرده، بلکه مهندسی صدا و موسیقی را به رکنی اصلی در استراتژی خود تبدیل کرده است. استفاده از موسیقی رپ، ضرب‌آهنگ‌های ترپ (Trap) و بازسازی آهنگ‌های مشهور پاپ دهه ۸۰ میلادی، باعث شده تا این ویدیوها به شدت با ذائقه شنیداری نسل Z، کاربران تیک‌تاک و البته همه پلتفرم‌ها همسو شوند.
تحلیل‌گران دانشگاه منچستر اشاره می‌کنند که این موسیقی‌ها به عنوان «اسب تروآ» عمل کرده‌اند؛ مخاطب آمریکایی ممکن است با محتوای سیاسی ویدیو مخالف باشد اما به دلیل گیرایی موسیقی، آن را تا انتها تماشا کرده و حتی بازنشر می‌کند. این رویکرد باعث شده که حتی کاربرانی که به اخبار علاقه ندارند، ترجیح دهند تحولات ژئوپلیتیک را از طریق آهنگ‌های این انیمیشن‌ها دنبال کنند!

رسانه‌های بین‌المللی چه گفتند؟
رسانه‌های بزرگ دنیا از جمله گاردین، نیویورکر و الجزیره، با شگفتی به تحلیل این پدیده پرداخته‌اند. گاردین در تحلیل‌های خود بر این نکته تاکید دارد که ایران در حال شکست دادن ایالات متحده در زمین بازی تکنولوژی و رسانه‌های اجتماعی است. این رسانه‌ها معتقدند که انیمیشن‌های لگویی ایران، آثار گریزناپذیر دوران جنگ هستند که توانستند روایت‌های ساختگی پنتاگون و کاخ سفید را به چالش بکشند. گاردین در این باره نوشت: «ایران در حال شکست دادن سرزمین برادران تکنولوژی در جنگ‌های رسانه‌ای است.»
برخی کارشناسان معتقدند هوشمندی این ویدیوها در این است که نیازی به واقع‌گرایی فیزیکی ندارند؛ بلکه روی واقعیت‌های پیچیده و عمیق و تداعی‌های ذهنی تمرکز می‌کنند. به عنوان مثال، وقتی ترامپ در کنار شخصیت‌های شرور یا در موقعیت‌های مضحک به تصویر کشیده می‌شود، هدف نه باورپذیر کردن آن صحنه، بلکه ایجاد یک تصویر ذهنی ماندگار از شکست و انزوای اوست.

تیم سازنده و نسل جدید استراتژیست‌های دیجیتال
تیم سازنده گروهی موسوم به رسانه انفجاری است که از سال ۲۰۲۵ فعالیت خود را آغاز کرده. این تیم متشکل از ۱۰ جوان خلاق در بازه سنی ۱۹ تا ۲۵ سال است که تسلط بالایی بر ابزارهای هوش مصنوعی و فرهنگ عامه غرب دارند. رهبر این گروه که با نام مستعار مستر انفجاری در رسانه‌ها شناخته می‌شود، توضیح می‌دهد که آنها تیمی مستقل از دانشجویان و فعالان اجتماعی هستند.
این نسل جدید از تولیدکنندگان محتوا درک عمیقی از الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی دارند. آنها می‌دانند که برای دیده شدن در دنیای امروز، محتوا باید ویژگی‌های خاصی داشته باشد. سرعت عمل این تیم به گونه‌ای است که گاهی تنها چند ساعت پس از یک رویداد نظامی یا سیاسی، انیمیشن لگویی مربوط به آن را منتشر می‌کنند.

تعهد به حقایق در کنار خلاقیت بی‌مرز
یکی از وجوه تمایز رسانه انفجاری که در گزارش‌های بین‌المللی نیز به آن اشاره شده، تلاش آنها برای گنجاندن فکت‌ها و حقایق تاریخی در دل انیمیشن‌های فانتزی است. سازندگان توضیح می‌دهند که فعالیت آنها نوعی مقاومت در برابر فراواقعیت است که توسط رسانه‌های غربی ساخته می‌شود. آنها با استفاده از خلاقیت بصری، به موضوعاتی مثل قربانیان حملات هوایی، اسناد فساد مالی و اخلاقی سیاستمداران غربی و تبعیض‌های نژادی در آمریکا می‌پردازند.
این تیم با هوشمندی، موضوعاتی را انتخاب می‌کند که در خود جامعه آمریکا مورد بحث و مناقشه است. به عنوان مثال، پیوند جنگ ایران با پرونده جفری اپستین یا بحران‌های اقتصادی داخلی آمریکا، باعث شده که مخاطب آمریکایی حس کند این ویدیوها حرف دل او را می‌زند. این صداقت بی‌مرز باعث شده که حتی منتقدان سرسخت ایران نیز اعتراف کنند که این ویدیوها دست روی نقاط حساس و واقعی گذاشته‌اند.

سانسور بین‌المللی در زمین پلتفرم‌ها از سوی مدعیان آزادی بیان!
موفقیت گسترده این ویدیوها باعث واکنش‌های تنبیهی از سوی غول‌های فناوری شده است. یوتیوب در اقدامی جنجالی، حساب کاربری رسانه انفجاری را مسدود کرد. برخی گزارش‌ها نیز از مسدود شدن موقت حساب‌های این تیم در اینستاگرام خبر داده‌اند. این اقدامات نه تنها باعث کاهش دیده شدن ویدیوها نشد، بلکه موجی از انتقادات را نسبت به استانداردهای دوگانه آزادی بیان برانگیخت. مقامات ایرانی و تیم سازنده، این سانسور را نشانه‌ای از ترس غرب از روایت‌های رقیب و شکست در نبرد اطلاعاتی توصیف کرده‌اند. تحلیل‌گران این ویدیوها را به دلیل ماهیت دیجیتالی و هوش مصنوعی، به جیوه تشبیه کرده‌اند؛ به محض مسدود شدن در یک پلتفرم، در هزار جای دیگر و با نام‌های متفاوت ظاهر می‌شوند.

معماری نوین دیپلماسی فرهنگی
پدیده انیمیشن‌های لگویی ایران فراتر از یک ‌ترند زودگذر، نشان‌دهنده تغییر رویه در دیپلماسی عمومی و جنگ‌های رسانه‌ای است. در جهانی که اعتماد به رسانه‌های رسمی به شدت کاهش یافته، طنز، فناوری و خلاقیت بصری به سلاح‌های اصلی برای تسخیر افکار عمومی تبدیل شده‌اند. موفقیت رسانه انفجاری ثابت کرد که یک تیم کوچک و خلاق می‌تواند با هزینه‌ای ناچیز و با بهره‌گیری از ابزارهای نوین، روایت‌های یک قدرت جهانی را در حیاط خلوت خودش به چالش بکشد.
این انیمیشن‌ها نه تنها تصویری مقتدر از ایران در میدان نبرد دیجیتال ارائه داده‌اند، بلکه توانسته‌اند با استفاده از زبان هنر و سرگرمی و تکنولوژی، پیام‌های سیاسی پیچیده را به دورترین نقاط جهان برسانند. این تجربه، مدل جدیدی از جنگ نرم را معرفی کرد که در آن آجر به آجر لگو، در حال ساختن بنای جدیدی از نفوذ فرهنگی و سیاسی ایران در عصر هوش مصنوعی است. این پیروزی در فضای مجازی، به تعبیر بسیاری از ناظران، به اندازه هر موفقیت میدانی دیگری اهمیت راهبردی دارد و می‌تواند الگویی برای دیگر کشورهای در حال توسعه در مقابله با هژمونی رسانه‌ای غرب باشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.