۱۷ تیر ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۱
کد مطلب: ۲۳٬۶۰۳

فراتر از سوگ

تبدیل عاطفه به کنش

علیرضا احمدی قره زاغ _ آگاه مسائل سیاسی

آگاه: تاریخ جوامع بشری، بیش از آنکه مجموعه‌ای از داده‌های آماری باشد، زنجیره‌ای از آیین‌هاست. آیین‌هایی که در لحظات سرنوشت‌ساز، نه تنها برای ادای احترام به گذشته، بلکه برای ترسیم خطوط ترسیم‌کننده آینده شکل می‌گیرند. حضور میلیونی مردم در تشییع قائد شهید حضرت آیت‌الله العظمی امام سیدعلی خامنه‌ای، فراتر از یک رخداد احساسی یا یک آیین بدرقه است بلکه، در واقع «مکانیسم بازتولید حیات جمعی» است. جامعه‌ای که در سوگ یا در تجدید میثاق‌های بزرگ، چنین حضوری را رقم می‌زند، در حال مخابره پیامی به درون و بیرون مرزهای خود است؛ پیامی که هسته مرکزی آن «تداوم اراده جمعی» است.
پرسش اساسی اینجاست که آیا این‌گونه گردهمایی‌های عظیم، نقطه پایان یک دوره تاریخی است یا آغازگر مرحله‌ای نو؟ نگاه تقلیل‌گرایانه، آن را تنها به مثابه «پایان» می‌بیند؛ پایان یک چهره کاریزماتیک و منحصر به فرد، پایان یک فصل از تاریخ و احتمالا شروع نوعی خلأ است، اما نگاه تحلیلی-تمدنی، این رخدادها را «نقطه عطف» می‌داند. در علوم سیاسی و جامعه‌شناسی، گذار از دوران‌های ثبات به دوران‌های جدید، نیازمند «نقطه ثقل» است. این تجمع ده‌ها میلیونی، آن نقطه ثقل هستند. آنها نه پایان مسیر، بلکه «مرحله انتقال قدرت نمادین» و «نوسازی پیمان اجتماعی» را رقم می‌زنند. این لحظات، زمانی است که جامعه از وضعیت «مواجهه با گذشته» به وضعیت «مواجهه با آینده» عبور می‌کند. بنابراین، نه پایان است و نه تکرار؛ بلکه «تکامل» است.
ویژگی‌های مرحله جدید؛ بازسازی اعتماد و انسجام است، مرحله‌ای که پس از چنین آیین‌های بزرگی آغاز می‌شود، مختصات ویژه‌ای دارد. اولا، «مرحله نوسازی اعتماد» است. حضور میلیونی، نشان‌دهنده شکست روایت‌های گسست اجتماعی است؛ یعنی پیوند میان ساختار حاکمیت و بدنه اجتماعی همچنان زنده است. ثانیا، «مرحله مسئولیت‌پذیری نسل‌ها»است. در این تجمعات، نسلی که پیشینه را روایت کرده، با نسلی که آینده را می‌سازد، گره می‌خورد. این پیوند، ویژگی اصلی مرحله جدید است یعنی انتقال تجربه از طریق الگوهای رفتاری و نه صرفا کلمات.  ویژگی سوم، «تبدیل عاطفه به کنش» است. جامعه‌ای که درگیر یک سوگ یا میثاق بزرگ است، اگر انرژی خود را به سمت کنش‌های سازنده (توسعه، نقد سازنده، مشارکت علمی و اقتصادی) هدایت کند، وارد مرحله‌ای از «بلوغ تمدنی» می‌شود که در آن، انسجام اجتماعی دیگر نه بر اساس هیجان، بلکه بر اساس درک مشترک از «منافع ملی و آرمان‌های بلند» استوار است.
پیام این حضور میلیونی تشییع‌کنندگان رهبر شهیدمان، برای ناظران بین‌المللی نیز روشن است. قدرت‌های جهانی معمولا جوامع را بر اساس مدل‌های «گسست» تحلیل می‌کنند؛ آنها همواره در پی شناسایی نقاط افتراق و شکاف‌های طبقاتی، قومی یا نسلی هستند تا جامعه را در وضعیت تزلزل قرار دهند. حضور میلیونی مردم ایران اسلامی در این تشییع بی‌نظیر، تمام این معادلات را بر هم می‌زند. این حضور، «اقتدار نرم» یک جامعه را به رخ می‌کشد. پیامی که به بیرون مخابره می‌شود این است: «این جامعه دارای یک هسته سخت هویتی است که با فشارهای بیرونی، تحریم‌ها یا تغییرات مدیریتی از هم نمی‌پاشد.» این قدرت نمادین، بازدارندگی ایجاد می‌کند. وقتی جهان می‌بیند که یک ملت، در یک آیین سازمان‌یافته و پرشور، حول محور یک هویت مشترک اسلامی گرد هم می‌آیند، محاسبات راهبردی خود را در مواجهه با آن ملت تغییر می‌دهد.
بنابراین می‌توان گفت: آینده انقلاب‌ها و جوامع، در دستان «مراسم» نیست، بلکه در دستان «استمرار عقلانیت» پس از آن مراسم است. اگر این تجمعات را به عنوان «تجدید بیعت با آرمان‌ها» در نظر بگیریم، باید این آرمان‌ها را در عرصه‌های واقعی زندگی – از عدالت‌خواهی تا پیشرفت تکنولوژیک و اخلاق عمومی – بازخوانی کنیم. آنچه راه رهبر شهیدمان را روشن نگه می‌دارد، نه فقط یاد او، بلکه تداوم «مسیر حرکت صعود به قله» است. تاریخ نشان داده است که ملت‌هایی که می‌توانند آیین‌هایشان را به موتور محرک پیشرفت خود تبدیل کنند، از هر پیچ تاریخی به سلامت و با اقتدار عبور می‌کنند. تداوم، نه در تکرار دیروز، بلکه در «پویایی فردا» نهفته است و این همان پیام راهبردی حضور میلیونی مردم ایران اسلامی است: ما ایستاده‌ایم، نه برای توقف در گذشته، بلکه برای ساختن آینده‌ای که آرمان‌های انقلاب اسلامی و امامین انقلاب را در آن محقق کنیم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.