آگاه: تقارن مسئولیت خطیر دستگاه اجرایی با شرایط پیچیده ناشی از تحولات نظامی، امنیتی و تقابل همهجانبه با جبهه استکبار، کارنامه دولتمردان را زیر ذرهبین دقیقتری قرار داده است. در این آوردگاه سرنوشتساز، وظیفه قوه مجریه تنها به تامین نیازهای زیستی، معیشتی و ساماندهی زیرساختها خلاصه نمیشود؛ بلکه این مجموعه به عنوان پیشانی اجرایی نظام، ماموریت دارد تا دژ استوار پایداری روانی جامعه و ضامن اعتماد عمومی باشد. بازخوانی تحلیلی رخدادهای ماههای گذشته آشکار میسازد که جدای از همه تنگناهای مادی و ناترازیهای انباشتهشده، یکی از آسیبپذیرترین بخشها در پیشبرد اهداف کشور، نارسایی در شیوه سخن گفتن با جامعه و نبود الگویی اثرگذار و دلگرمکننده در اقناع تودهها بوده است.
تجربه تاریخی تصمیمگیریهای کلان در ایران اثبات کرده که حتی دقیقترین و علمیترین سیاستهای اقتصادی، اگر بدون پیوست اندیشیده افکار عمومی و پیش از آمادهسازی روانی جامعه اجرا شوند، در طوفان عملیات روانی بدخواهان اثر خود را از دست میدهند و به ضد خود بدل میشوند. شوربختانه در مواردی از شیوه مدیریت ماههای سپریشده، دستگاه اجرایی به جای آنکه صحنهگردان میدان باشد و ابعاد طرحها را پیشاپیش با حوصله برای آحاد ملت بازگو کند، موضع انفعال به خود گرفت و پس از بروز تنشها، به توجیه دیرهنگام پناه برد. هنگامی که مردم در برابر تصمیمهای غافلگیرکننده قرار بگیرند و از ریشهها و پیامدهای مثبت آن بیخبر بمانند، راه برای القای یأس از سوی رسانههای بیگانه باز میشود و حس ناامنی روانی در کوچه و بازار دامن گستردهتر خواهد کرد.
یکی دیگر از نقدهای دلسوزانه به بدنه اجرایی، کاربرد فراوان واژهها و سخنانی است که بوی ناتوانی، بنبست و گلهگزاری مداوم از شرایط تحویلگرفته میدهد. تکرار این دست جملات بیش از آنکه گرهی از کارها بگشاید، روان عمومی را فرسوده میسازد. بر پایه دیدگاههای روشن و پرتکرار رهبر انقلاب، دولت در هر برههای از تاریخ مظهر سرزندگی، توانمندی و شکستن موانع تلقی میشود؛ از این رو، تریبونهای رسمی نباید بازتابدهنده سخنان حاکی از تسلیم، واماندگی و کمبود منابع باشند. بیان چنین مطالبی دو پیامد خسارتبار در پی دارد؛ نخست آنکه در داخل به ناامیدی و سستی انگیزهها دامن میزند و دوم اینکه دشمن را به موثر بودن ابزار فشار و تشدید تهدیدها امیدوارتر میسازد. زبان دولتمردان باید جوشان از انگیزه کار، باور به استعدادهای شگرف درونی و نشاندهنده اقتدار ملی باشد.
در این میان، پرسش مهم این است که مرز میان راستگویی با جامعه و دمیدن روح امید کجاست؟ برخی چنین میپندارند که برای زنده نگه داشتن امید در دلها، باید بر واقعیتهای تلخ، ناترازیهای موجود و دشواریهای نبرد اقتصادی چشم پوشید و تنها از پیروزیها سخن راند؛ حال آنکه سانسور واقعیت و پنهان ساختن مسائل، ریشه اعتماد را میخشکاند. امروزه روابط عمومیهای وزارتخانهها بیشتر درگیر شیوههای تکراری و صدور اطلاعیههای کماثر هستند و رسانه ملی نیز تا حد زیادی از قالب گزارشهای رسمی فراتر نمیرود. این چرخه سنتی نمیتواند در برابر هجمههای پرشمار دشمن کارساز بیفتد. صداوسیما و بخشهای رسانهای دولت باید با کنار نهادن تشریفات و محافظهکاری، وارد گفتوگوهای زنده، پاسخ به ابهامها، مناظرههای گرهگشا و نمایش ایثار و تلاش گمنامانه کارگزاران شوند تا تصویری واقعی از مجاهدتهای سنگر خدمت به تصویر کشیده شود.
برای گذر سرافرازانه از پیچهای تند پیشرو، دستگاه اجرایی چارهای جز بازنگری بنیادین در روشهای ارتباطی خود ندارد. باید جایگزینی منطقی شکل گیرد که در آن «اقناع صبورانه پیش از عمل» جای «توجیه پرعجله پس از اقدام» بنشیند و گفتار استوار، امیدوارکننده و مقتدرانه بر زبان گله و شکوه چیره شود. حضور بدون واسطه در میان قشرهای گوناگون، پرهیز از وعدههای مبهم، اعلام جدول زمانبندی برای اجرای طرحها و گزارشدهی روشن و صادقانه به صاحبان اصلی این کشور، مهمترین ابزارها برای ترمیم سرمایه اجتماعی و تبدیل کلام مسئولان به تکیهگاهی آرامشبخش برای همه مردم ایران خواهد بود.
۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۰:۳۱
کد مطلب: ۲۴٬۸۷۸
بازمهندسی پیوند دولت و ملت در کارزار نبرد ترکیبی
از «روایت انفعال» تا «زبان اقتدار»
مصطفی یزدان پناه _ آگاه مسائل اندیشه
هفته دولت، تنها یک مناسبت تقویمی برای سیاهه کردن اقدامات و ارائه گزارشهای خشک اداری نیست؛ بلکه در منظومه حکمرانی دینی، ایستگاه تجدید عهد و ارزیابی منصفانه پیوند حاکمیت با ولینعمتان اصلی انقلاب به شمار میرود.
نظر شما