آگاه: در تحلیل رفتارهای جمعی و مناسک عمومی جامعه ایران، همواره یک خطای تحلیلی مکرر در کلام ناظران غربی و شبهروشنفکران داخلی به چشم میخورد؛ آنان پدیدههای برخاسته از عمق باورهای دینی و ملی را با ابزارهای تقلیلگرایانه جامعهشناسی غربی میسنجند. عروج ملکوتی رهبر مجاهد امت، در وهله نخست یک فقدان جانکاه و مصیبتی سهمگین جلوه میکند، اما هندسه شگفتانگیز جامعه انقلابی، این تهدید و اندوه را بلافاصله به یک «میدان بازدارندگی» بدل میسازد. در این میان، «بعد کلامی و سیاسی» این پدیده، فراتر از یک سوگواری صرف، خود را به شکل یک «رفراندوم خیابانی» و بازتعریف خاستگاه مشروعیت سیاسی نشان میدهد.
تجلی رأی آری به اصل ولایت فقیه در ساحت کلامی و سیاسی
در فلسفه سیاسی اسلام ناب و نظریه ولایت فقیه، مشروعیت حکومت از منشأ الهی سرچشمه میگیرد، اما «مقبولیت» و کارآمدی عینی آن، پیوندی ناگسستنی با حضور و اراده تودههای مردم دارد. تشییع حماسی پیکر رهبر مجاهد، در واقع یک «بیعت کلامی مجدد» در تراز نوین است. هر گامی که در این اقیانوس جمعیت برداشته میشود و هر شعاری که سر داده میشود، در تحلیل گفتمان سیاسی، به معنای بازتولید میثاق ملی با نهاد ولایت است. این حضور خروشان، پاسخی صریح و قاطع به شبهات کلامی-سیاسی بوقهای تبلیغاتی دشمن است که تلاش میکنند پیوند میان امت و امامت را سست یا تصنعی جلوه دهند. مردم در این میدان، با حضور فیزیکی و فریادهای رسای خود، پایبندی عملی به استمرار این زنجیره مقدس را اعلام میکنند. این رفراندوم خیابانی، فراتر از برگههای رأی در صندوقهای شیشهای، با جوهر حضور و تعهد امضا میشود و به صراحت نشان میدهد که تودهها، رهبر مجاهد خود را نه فقط به عنوان یک مقام اداری یا سیاسی، بلکه به عنوان مظهر و مجرای هدایت الهی و ولایی پذیرفتهاند. این پذیرش قلبی و عملی، پایهگذار محکمترین نوع مشروعیت سیاسی در جهان امروز است.
سیل انسجام ملی و فروریختن دوقطبیهای تصنعی
یکی از راهبردهای اصلی جبهه استکبار در سالهای اخیر، سرمایهگذاری روی گسلهای اجتماعی، مذهبی، قومی و سیاسی در داخل کشور بوده است. رسانههای بیگانه تلاش کردهاند با بازنمایی مخدوش از واقعیات جامعه، یک «جامعه دوقطبیشده» و از همگسیخته را به تصویر بکشند که در آن، ارزشهای انقلابی به حاشیه رانده شدهاند.
اما پدیده شگفتانگیز عروج رهبر مجاهد، تمام این معادلات و خطکشیهای کاغذی را به هم میریزد. حضور خروشان و میلیونی مردم از سلیقهها، طبقات اقتصادی، پوششها و تفکرات سیاسی گوناگون در کنار یکدیگر، همچون سیلی خروشان عمل میکند که تمامی گسلها و دوقطبیهای مصنوعی را در خود حل و هضم میکند. در این اقیانوس متصل، دیگر مرزهای «چپ و راست»، «سنتی و مدرن»، یا «شمالشهری و جنوبشهری» رنگ میبازد. همه در زیر یک پرچم و برای یک آرمان گرد هم میآیند.
این پدیده در بعد سیاسی، نشاندهنده یک «بازدارندگی داخلی» است. دشمن که سرمایهگذاری کلانی روی فروپاشی اجتماعی و گسست ملت-حاکمیت کرده بود، ناگهان خود را با دیواری مستحکم از جنس انسجام ملی مواجه میبیند. اینجاست که رسانههای بیگانه در تحلیل چرایی این حضور دچار لکنت میشوند؛ چرا که مدلهای تئوریک آنها قادر به فهم این پیوند عمیق و ایمانی میان مردم و رهبری نیست.
پیام صریح رفراندوم خیابانی
«سیاست» در جغرافیای فکری انقلاب اسلامی، از «معنویت» تفکیکناپذیر است. رفراندوم خیابانی ملت در تشییع و بزرگداشت رهبر مجاهد، اعلام وفاداری به ساختاری است که ولایت فقیه عمود خیمه آن است. این حضور، به دشمنان خارجی و مرعوبان داخلی پیام میدهد که بدنه اصلی جامعه ایران، در بزنگاههای تاریخی، هویت تمدنی و انقلابی خود را به نمایش میگذارد و اجازه نمیدهد تفاوتهای فرعی و طبیعی جامعه، به ابزاری برای انشقاق ملی تبدیل شود. این حضور، تجلی اقتدار، انسجام و حرکت رو به جلو در گام دوم انقلاب است؛ پیامی روشن مبنی بر اینکه پرچم این مجاهدت، با قدرت مضاعف در دستان امت باقی خواهد ماند.
عروج ملکوتی رهبر مجاهد امت، اگرچه سهمگین و مجاهدتی بزرگ است، اما حضور خروشان مردم، این واقعه را از یک «مجلس عزا» به یک «میدان بازدارندگی و تجلی قدرت» بدل میسازد. این حضور حماسی فراتر از یک وداع عاطفی، حرکتی چندبعدی و راهبردی در ابعاد مختلف است. این حضور، بزرگترین رزمایش دفاع غیرنظامی است که با بههم ریختن محاسبات ترور دشمن و اثبات ثبات کشور، بازدارندگی سخت و اقتصادی ایجاد میکند.
نظر شما