آگاه: هفته دولت امسال در شرایطی فرا رسیده که سپهر سیاسی و اجتماعی ایران، یکی از خطیرترین و سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ معاصر خود را تجربه میکند. عبور سرافرازانه از کارزار تحمیلی و تمامعیار جنگ ۴۰روزه که با شهادت مظلومانه رهبر حکیم انقلاب و جمعی از ارشدترین ارکان دفاعی کشور همراه شد و با تحمیل آتشبس بر دشمن و اثبات ناتوانی آمریکا و رژیم صهیونیستی در تغییر نظم سیاسی ایران به فرجام رسید، کشور را وارد مختصات نوینی از دوران پساجنگ کرده است. این تحول بنیادین، بیش از هر زمان دیگری ضرورت بازخوانی منظومه توصیههای راهبردی رهبر شهید و ارزیابی منطق حکمرانی قوه مجریه را پیش روی ما قرار میدهد، رویکردی که باید از مرز ارزیابیهای آماری فراتر رفته و به ریشهیابی شیوه ارتباط دولت با جامعه و الگوی مواجهه با بحرانها بپردازد.
اگر به واپسین بیانات و مطالبات رهبر شهید در آخرین دیدار با هیات دولت (۱۶ شهریور ۱۴۰۴) بازگردیم، درمییابیم که هندسه فکری ایشان بر یک اصل محوری استوار بود: شکستن فضای تعلیق و جایگزینی روایت قدرت به جای روایت ضعف.
ایشان با تیزبینی خاصی نسبت به تله روانی دشمن هشدار داده و تاکید فرمودند که نباید کشور در وضعیت فرسایشی نه جنگ، نه صلح و چشمانتظاری برای تحولات بیرونی معطل بماند، بلکه روحیه کار، ابتکار و حل درونزای مسائل باید بر تمام ارکان اجرایی حاکم شود. (دیدار هیات دولت، ۱۶ شهریور ۱۴۰۴) تجربه نبرد ۴۰روزه نشان داد غلبه بر اراده دشمنی که آشکارا بهدنبال بلعیدن منابع و شکستن استقلال ایران است، پیش از هرچیز مرهون انسجام درونی و اراده ملی بوده و شرط حفظ این دستاورد در دوره پس از جنگ نیز تداوم همین رویکرد فعالانه است.
در چنین شرایطی، جدیترین آسیبشناسی ناظر بر رفتار مدیریتی، در لکنت زبان ارتباطی و رسانهای دولت با افکار عمومی نمایان میشود. زبان اقناعی دولت در ماههای اخیر نتوانسته است همپای اقتدار میدانی و شکوه مقاومت ملی حرکت کند. رهبر شهید با صراحت دستگاههای اجرایی و اصحاب قلم را به روایت تواناییها، امکانات و قوتهای کشور فراخواندند و از لغزش به سمت زبان گلایه و بازگویی مداوم کاستیها نهی کردند (دیدار هیات دولت، ۱۶ شهریور ۱۴۰۴). حقیقت آن است که صداقت در بیان تنگناها، زمانی برای جامعه آرامشبخش و اعتمادآفرین خواهد بود که توأم با ارائه راهکارهای عملیاتی و افقگشایی روشن باشد. جامعهای که حماسهای کمنظیر در ایستادگی خلق کرده، شایسته آن است که در گفتمان رسمی پاستور نیز نشانههای روشن ابتکار، تسلط بر بحرانها و اراده شکستن بنبستها را مشاهده کند، نه پژواک انفعال و سردرگمی را.
از سوی دیگر، تجارب گرانبهای مدیریت بحران در ماههای اخیر اثبات کرد که اداره کشور در زیستبوم جنگ و پساجنگ، نیازمند تصمیمگیریهای شجاعانه در اقتصاد است. تاکیدات مکرر رهبر شهید بر سه پایه اساسی: تثبیت چتر حمایتی مطمئن برای کالاهای اساسی و رهایی سفره مردم از حس رهاشدگی بازار، شکستن انحصارات مخرب در شبکه واردات و محوریتبخشی قطعی به احیای واحدهای تولیدی (دیدار هیات دولت، ۱۶ شهریور ۱۴۰۴)، دقیقا همان نسخه علاجبخشی است که مانع اثرگذاری شوکهای خارجی بر زندگی روزمره مردم میشود.
وفاق و همدلی موجود میان سران قوا و ساختارهای حاکمیتی - که همواره مورد تقدیر و تاکید رهبری بوده است - اکنون باید از مرحله تعارفات سیاسی عبور کرده و خود را در قامت یک آرایش جنگی و سازندگی در سفره و معیشت جامعه نشان دهد. خروج پایدار از شرایط پس از بحران و پاسداشت خون شهیدان این معرکه بزرگ، مستلزم آن است که دولت محترم زبان ارتباطی خود را با روحیه خودباوری ملت همتراز سازد؛ چراکه اقتدار سیاسی و نظامی در عرصه بینالملل، تنها با حفظ امید، انضباط اقتصادی و پویایی چرخه تولید در داخل امتداد خواهد یافت.
۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۰:۳۴
کد مطلب: ۲۴٬۸۷۹
نظر شما