۱۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۳۴
کد خبر: ۲۰٬۰۲۵

آینده‌شناسی رفتار آمریکا و الگوی ترامپ

سرنوشت فرعونی

علیرضا احمدی قره زاغ ـ مدرس وپژوهشگر

بیان صریح رهبر انقلاب مبنی بر اینکه هدف نهایی آمریکا «بلعیدن ایران» است، نه یک گزاره احساسی بلکه یک جمع‌بندی راهبردی مبتنی بر تجربه بیش از چهار دهه مواجهه مستقیم و غیرمستقیم با ایالات متحده است.

آگاه: برای فهم این گزاره، باید از سطح رخدادهای مقطعی عبور کرد و به منطق رفتاری آمریکا به‌مثابه یک قدرت مسلط، اما رو به افول، نگریست؛ منطقی که در ادبیات دینی و تاریخی، به‌درستی با رفتار «فرعون‌گونه» قابل تبیین است.

آمریکا به‌مثابه فرعون مدرن؛ منطق سلطه و بلعیدن
فرعون در تاریخ، نماد یک نظام سلطه است که بر ادعای برتری مطلق، سلب حق انتخاب ملت‌ها و استفاده سازمان‌یافته از زور و فریب استوار است. رفتار آمریکا در قبال ایران نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. اسناد رسمی امنیت ملی آمریکا (۲۰۱۷ و ۲۰۲۲) نشان می‌دهد مسئله واشنگتن نه یک رفتار خاص، بلکه «ماهیت مستقل» جمهوری اسلامی به‌عنوان چالشی ساختاری برای نظم مطلوب آمریکاست.  سیاست فشار حداکثری دوران ترامپ، مصداق عملی این منطق بود؛ تلاشی برای تضعیف و «بلعیدن» ایران بدون جنگ مستقیم. اظهارات صریح برایان هوک مبنی بر هدف‌گذاری فروپاشی اقتصادی و ایجاد نارضایتی عمومی، تایید می‌کند که فشار معیشتی، ابزار اصلی این جنگ بوده است، نه پیامدی ناخواسته.

الگوی ترامپ؛ عریان‌شدن ذات فرعونی
ترامپ تجلی آشکارتر ذات سیاست سلطه‌جوی آمریکا بود. خروج یک‌جانبه از برجام در ۲۰۱۸، با وجود پایبندی ایران، نشان داد واشنگتن تنها تا زمانی متعهد است که توافق مانع سلطه‌اش نشود. سیاست فشار حداکثری نیز، به‌گزارش اندیشکده‌های آمریکایی، نه رفتار ایران را تغییر داد و نه آن را تضعیف کرد؛ بلکه توان بازدارندگی و مقاومت را افزایش داد.

جنگ تمام‌عیار؛ از اقتصاد تا ادراک
جنگ امروز آمریکا علیه ایران، یک جنگ ترکیبی تمام‌عیار است. تحریم‌های وزارت خزانه‌داری با دقت، گلوگاه‌های حیاتی اقتصاد از بانک و انرژی تا کشتیرانی و دارو را هدف گرفته‌اند. همزمان، اسناد بودجه‌های NED و USAID از فعالیت سازمان‌یافته در رسانه، شبکه‌های اجتماعی و عملیات شناختی حکایت دارد. این الگو منطبق با دکترین «جنگ هیبریدی» ناتو است؛ ترکیب فشار اقتصادی، جنگ روانی و تحریک اجتماعی، مشابه روش فرعون در اقناع افکار عمومی.

افول هژمونی؛ نشانه‌های فروپاشی نظم فرعونی
با وجود تهاجم گسترده علیه ایران، نشانه‌های افول هژمونی آمریکا آشکار شده است. سهم آمریکا از اقتصاد جهانی، بنا بر داده‌های بانک جهانی و IMF، از حدود ۴۰ درصد پس از جنگ جهانی دوم به کمتر از ۲۵ درصد کاهش یافته است. رشد بریکس، گسترش مبادلات غیردلاری و ناتوانی واشنگتن در تحمیل اراده بر رقبا و حتی متحدان، همراه با بحران بدهی و شکاف‌های اجتماعی داخلی، بیانگر فروپاشی تدریجی نظم آمریکامحور است.
قاعده تاریخی؛ استکبار نابودشدنی است
تاریخ، چه در روایت قرآنی و چه در تجربه معاصر، یک قاعده روشن را تایید می‌کند: هیچ نظام استکباری پایدار نیست. شوروی، با تمام قدرت نظامی‌اش فروپاشید؛ استعمار کلاسیک اروپا پایان یافت و امروز، نشانه‌های زوال نظم آمریکامحور آشکار است. رهبر انقلاب، با تکیه بر همین سنت تاریخی، هشدار می‌دهند که مسئله آمریکا با ایران، مقطعی و تاکتیکی نیست، بلکه راهبردی و وجودی است. فهم این واقعیت، شرط لازم برای طراحی پاسخ درست است: مقاومت هوشمندانه، تقویت درون‌زایی اقتصادی و ارتقای قدرت ملی.

نتایج و راهکارها
  هدف‌گیری موجودیت ایران: تحلیل مستند نشان می‌دهد تعبیر رهبر انقلاب از هدف آمریکا برای «بلعیدن ایران»، یک گزاره شعاری نیست، بلکه ریشه در منطق ثابت سیاست خارجی واشنگتن دارد. اسناد امنیت ملی، اظهارات مقامات آمریکایی و تجربه فشار حداکثری گواه آن است که مسئله اصلی آمریکا، موجودیت ایران مستقل است، نه یک رفتار مقطعی.
 شروع تحقق افول استکبار: رفتار سلطه‌جویانه و فرعون‌گونه آمریکا و ناکامی آن در مهار ایران، همراه با گسترش مقاومت منطقه‌ای، نشان می‌دهد هژمونی آمریکامحور وارد مرحله افول شده و قاعده «نابودشدنی بودن استکبار» در حال تحقق است؛ مشروط به پرهیز ایران از انفعال و خطای محاسباتی.
با توجه به ماهیت جنگ تمام‌عیار آمریکا علیه ایران، راهکارها نیز باید جامع، واقع‌بینانه و مبتنی بر داده‌های میدانی باشند:
 تثبیت راهبرد مقاومت فعال و هوشمند: تجربه چهار دهه گذشته نشان داده است که عقب‌نشینی یا اعتماد به وعده‌های آمریکا، نه‌تنها فشار را کاهش نمی‌دهد، بلکه دشمن را جسورتر می‌کند. در مقابل، مقاومت فعال ــ به‌معنای افزایش هزینه دشمن و کاهش آسیب‌پذیری داخلی ــ موثرترین راهبرد بوده است. این مقاومت باید ترکیبی از بازدارندگی امنیتی، ابتکار دیپلماتیک و کنش هوشمند رسانه‌ای باشد.
 خنثی‌سازی تحریم‌ها از مسیر اقتصاد درون‌زا و پیوندهای غیرغربی: داده‌های رسمی نشان می‌دهد کشورهایی که وابستگی کمتری به نظام مالی دلارمحور دارند، آسیب‌پذیری پایین‌تری در برابر فشار آمریکا دارند. توسعه تجارت با همسایگان، فعال‌سازی ظرفیت بریکس و شانگهای، پیمان‌های پولی دوجانبه و حمایت واقعی از تولید داخلی، باید از شعار به برنامه اجرایی دقیق تبدیل شود.
 تمرکز بر عدالت اقتصادی و کاهش گلوگاه‌های نارضایتی اجتماعی: آمریکا در جنگ ترکیبی، بیشترین سرمایه‌گذاری را بر شکاف‌های معیشتی و ادراکی جامعه انجام داده است. مقابله با این راهبرد، نه با انکار مشکلات، بلکه با اصلاحات واقعی در حوزه حکمرانی اقتصادی، شفافیت، مقابله با فساد و توزیع عادلانه منابع امکان‌پذیر است. تقویت سرمایه اجتماعی، خود یک مؤلفه امنیت ملی است.
 ارتقای توان رسانه‌ای و شناختی در برابر جنگ ادراک‌ها: اسناد بودجه‌ای آمریکا نشان می‌دهد بخش مهمی از فشار علیه ایران در حوزه روایت‌سازی و مهندسی افکار عمومی متمرکز است. تولید روایت‌های مستند، اقناعی و مبتنی بر داده، تربیت نیروی انسانی حرفه‌ای رسانه‌ای و حضور فعال در عرصه‌های نوین ارتباطی، ضرورتی انکارناپذیر است.
 تبدیل تجربه تاریخی به مزیت راهبردی: بزرگ‌ترین خطای فرعون‌ها، نادیده‌گرفتن سنت‌های تاریخ است. ایران، با اتکا به تجربه تاریخی انقلاب اسلامی و شناخت دقیق از الگوی رفتاری دشمن، می‌تواند به‌جای واکنش‌های مقطعی، سیاستی آینده‌نگر و مبتنی بر روندها اتخاذ کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.