آگاه: امروز نیز پس از شهادت حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی خامنهای (قدسالله نفسهالزکیه)، همان پرسش تاریخی بار دیگر پیش روی ایران قرار گرفته است. دشمنان جمهوری اسلامی تصور میکردند با شهادت ستون خیمه این انقلاب، کشور وارد خلأیی خواهد شد که از دل آن تردید، آشفتگی و گسست اجتماعی سر برآورد. محاسبهای که ریشه در یک خطای تاریخی دارد؛ خطایی که همواره حقیقت را در قامت حاملان آن دیده و گمان کرده است با کنار رفتن مردان الهی، راه آنان نیز به پایان میرسد. حال آنکه اولیای خدا تنها برای اداره یک دوره تاریخی مبعوث نمیشوند؛ آنان میآیند تا امتی را برای ادامه راه تربیت کنند.
بسیاری انتظار داشتند جامعه ایرانی در برابر این ضربه تاریخی و در پی هجوم وحشیانه رژیم تروریستی آمریکایی ـ صهیونیستی دچار انفعال شود؛ اما رخدادهای پس از شهادت قائد امت، تصویری متفاوت را آشکار کرد. حضور مستمر مردم در صحنه، ایستادگی در برابر جنگ روانی و فشارهای خارجی و حفظ انسجام ملی در روزهایی که دشمن به فروپاشی امید بسته بود، نشان داد آنچه طی دههها در مدرسه انقلاب اسلامی ساخته شده، بسیار عمیقتر از آن است که با فقدان اشخاص از میان برود.
از همین جاست که معنای شعار «باید برخاست» روشنتر میشود. این شعار را نباید صرفا دعوتی برای آینده تلقی کرد. ملتی که بیش از ۱۰۰ روز در متن حوادث ایستاده و روزهای جنگ و تهدید را پشت سر گذاشته است، پیش از این برخاسته است. آنچه در آستانه تشییع تاریخی رهبر شهید مشاهده میشود، آغاز یک بیداری نیست؛ تثبیت و جهتبخشی به بیداریای است که خون شهید در متن جامعه پدید آورده است. از همین رو، این تشییع را نمیتوان صرفا ذیل مفهوم سوگواری فهمید. سوگ، اگر در منطق الهی معنا پیدا نکند، انسان را متوقف میکند؛ اما شهادت اولیای خدا در طول تاریخ، همواره منشأ حرکت بوده است.
شباهت تاریخی میان بدرقه خمینی کبیر و تشییع خامنهای شهید نیز در همین نقطه نهفته است. در هر دو مقطع، آنچه در برابر دیدگان جهانیان قرار گرفت، صرفا حجم جمعیت نبود؛ ظرفیت یک ملت برای تبدیل داغ به اراده بود. خرداد ۱۳۶۸ روزی بود که ملت ایران نشان داد انقلاب را از سطح دلبستگی به یک شخصیت، به سطح التزام به یک حقیقت ارتقا داده است. امروز نیز همین آزمون در مقیاسی بزرگتر تکرار میشود. از همین رو، اهمیت این تشییع را نباید در شمار جمعیت یا شکوه مراسم خلاصه کرد؛ اهمیت آن در آشکار شدن قدرت اجتماعی مکتبی است که توانسته میلیونها انسان را حول یک آرمان مشترک گرد آورد.
این حقیقت در نسبت با عاشورا معنای عمیقتری پیدا میکند. راز ماندگاری عاشورا در آن بود که خون حسینبن علی (ع) به مسئولیتی تاریخی برای امت تبدیل شد. از عصر عاشورا به بعد، مسئله اصلی نسبت هر نسل با این امانت بود و انقلاب اسلامی نیز خود را در امتداد همین سنت تعریف کرده است. به همین دلیل، تشییعهای بزرگ در این انقلاب هرگز صرفا آیین وداع نبودهاند؛ لحظه انتقال امانت بودهاند. لحظهای که یک ملت نشان میدهد آنچه را از رهبران خویش آموخته، به خاطره نسپرده، بلکه به مسئولیت تبدیل کرده است.
اهمیت واقعی این روزها را باید در همین نقطه جستوجو کرد. آنچه در برابر دیدگان ما قرار دارد، صرفا عبور جمهوری اسلامی از یک فقدان بزرگ نیست. این ملت پیش از این نیز داغ امام خویش را دیده و از آن گردنه تاریخی عبور کرده است. اهمیت امروز در آن است که انقلاب اسلامی پس از نزدیک به نیم قرن مجاهدت، به مرحلهای از بلوغ تاریخی رسیده که مهمترین سرمایه آن دیگر صرفا نهادها و ساختارها نیست، بلکه «انسان انقلاب اسلامی» است؛ انسانی که در مکتب امام، در مدرسه عاشورا و در پرتو هدایت رهبران انقلاب تربیت شده و اکنون خود را حامل امانت این راه میداند.
شهادت رهبر شهید انقلاب بیش از هر چیز میزان موفقیت همین پروژه تاریخی را آشکار کرد. اگر امام خمینی (ره) بنای این نهضت را بنیان نهاد و امام شهیدمان آن را از تندباد حوادث عبور داد و به افق تمدنی رساند، امروز آنچه در میدان دیده میشود ثمره دهها سال تربیت نسلی است که خود را صرفا پیرو یک رهبر نمیداند، بلکه خویش را حامل یک مسئولیت تاریخی میشمارد.
از همین رو، تشییع پیش رو را نباید صرفا در شمار بزرگترین اجتماعات تاریخ جهان ثبت کرد. اهمیت حقیقی این رخداد در آن است که میلیونها انسان در آن واحد دو پیام را مخابره میکنند؛ نخست اینکه شهادت رهبران الهی نمیتواند اراده یک ملت مؤمن را درهم بشکند و دیگر آنکه خط ولایت در انقلاب اسلامی خطی منقطع و وابسته به اشخاص نیست، بلکه همچون امانتی تاریخی از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود. در چنین افقی، تجدید بیعت با رهبر انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینیخامنهای (مدظلهالعالی)، نه صرفا انتخاب یک جانشین، بلکه استمرار همان امانتی است که نسلهای پیاپی این ملت برای حفظ و پیشبرد آن قیام کردهاند. پرچمداران میآیند و میروند، اما پرچم بر زمین نمیماند؛ زیرا آنچه این راه را زنده نگه داشته، پیش از هر چیز، امتی است که آموخته است با رفتن مردان خدا، مسئولیت او سنگینتر میشود، نه راهش کوتاهتر.
۱۷ تیر ۱۴۰۵ - ۲۲:۴۸
کد مطلب: ۲۳٬۶۱۱
تشییع رهبر شهید، تجدید حیات یک مکتب
پرچم بر زمین نمیماند
دکتر شهاب الدین عالمی _ پژوهشگر و مدرس دانشگاه
ملت ایران پیش از این نیز چنین روزهایی را تجربه کرده است. روزهایی که بسیاری گمان میکردند با رفتن مردی که ستون یک عصر تاریخی شده بود، انقلابی که نام او با آن گره خورده نیز به پایان خواهد رسید. خرداد ۱۳۶۸ صرفا وداع با امام خمینی (قدس سره) نبود؛ آزمون یک حقیقت بود. حقیقتی که سالها بعد نایب برحق ایشان بارها بر آن تاکید کرد؛ اینکه راز ماندگاری انقلاب اسلامی را نباید در اشخاص جستوجو کرد، بلکه باید آن را در ایمان و حضور مردمی دید که راهی را شناختهاند و حاضرند هزینه استمرار آن را بپردازند.
نظر شما