۱۷ تیر ۱۴۰۵ - ۲۲:۴۵
کد مطلب: ۲۳٬۶۱۰

در تاریخ انقلاب اسلامی برخی رخدادها صرفا «مراسم» نیستند، بلکه لحظاتی سرنوشت‌سازند که مسیر آینده یک ملت را بازتعریف می‌کنند. تشییع پیکر امام خمینی (ره) در خرداد ۱۳۶۸ یکی از همین لحظات تاریخی بود. میلیون‌ها نفر از سراسر ایران در تهران گرد آمدند و رسانه‌های بین‌المللی آن را از بزرگ‌ترین تجمع‌های مردمی تاریخ توصیف کردند (تشییع آیت‌الله روح‌الله خمینی گزارش خبرگزاری رویترز، ۱۴ خرداد ۱۳۶۸). آنچه در آن روز رخ داد تنها سوگواری برای یک رهبر نبود؛ بلکه تجدید میثاق یک ملت با آرمان‌های انقلاب و تثبیت استمرار رهبری در جمهوری اسلامی بود.

از بدرقه امام تا بدرقه رهبر شهید

آگاه: در آن مقطع بسیاری از تحلیلگران خارجی گمان می‌کردند با رحلت بنیانگذار انقلاب، جمهوری اسلامی دچار خلأ رهبری خواهد شد. حتی برخی مقامات اسرائیلی امیدوار بودند که پس از امام خمینی (ره)، ایران رویکردی نرم‌تر در برابر غرب اتخاذ کند (واکنش وزارت خارجه اسرائیل، نقل در: دفاع‌پرس، «نگاهی به واکنش رسانه‌های خارجی به رحلت امام خمینی (ره)»، ۱۳۹۶). اما واقعیت دقیقا خلاف این پیش‌بینی‌ها رقم خورد. تشییع میلیونی مردم و سپس انتخاب سریع آیت‌الله خامنه‌ای به رهبری توسط مجلس خبرگان، نشان داد که انقلاب اسلامی بر محور یک فرد متوقف نشده است؛ بلکه بر یک «نظام ولایت» استوار است که در آن پیوند میان امت و رهبری استمرار انقلاب را تضمین می‌کند (صحیفه امام، ج ۲۱؛ گزارش واشنگتن‌پست از مراسم تشییع، نقل در: دفاع‌پرس).

از بدرقه امام تا بدرقه رهبر شهید
اکنون تشییع رهبر شهید، آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای، در سال ۱۴۰۵ در شرایطی رخ داد که از بسیاری جهات یادآور همان لحظه تاریخی بود؛ اما معنایی فراتر نیز دارد. این مراسم نه تنها بدرقه یک رهبر، بلکه نمایش استمرار یک مکتب سیاسی و فکری بود. ستاد بزرگداشت در اطلاعیه رسمی خود شعار محوری این مراسم را «باید برخاست» اعلام کرد و آن را امتداد همان «قیام‌الله» دانست که از نهضت ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ آغاز شد و در انقلاب اسلامی به ثمر نشست (اطلاعیه شماره چهار ستاد بزرگداشت عروج خونین رهبر شهید، ۲۶ خرداد ۱۴۰۵).
در این میان یک نکته مهم وجود دارد که گاه در برخی تحلیل‌ها نادیده گرفته می‌شود. برخی ناظران خارجی چنین مراسمی را صرفا در چارچوب احساسات جمعی یا فرهنگ سوگواری شیعی تحلیل کردند.
 این برداشت هرچند بخشی از واقعیت را بیان می‌کند، اما از درک بعد راهبردی آن ناتوان است. در سنت سیاسی تشیع، سوگواری همواره با «بازسازی یک عهد تاریخی» همراه بوده است؛ همان‌گونه که عاشورا صرفا یادآوری یک واقعه نیست، بلکه احیای یک مسیر و یک مکتب است (مطهری، حماسه حسینی، ج ۱). به همین دلیل، تشییع رهبران در این سنت غالبا به صحنه‌ای برای تجدید بیعت و بازتولید مشروعیت سیاسی تبدیل می‌شود.
نمونه روشن این مسئله در سال ۱۳۶۸ دیده شد؛ در حالی که برخی رسانه‌های غربی از احتمال بی‌ثباتی سیاسی سخن می‌گفتند، گزارش‌های خبرنگاران خارجی نشان می‌داد که تهران در دریایی از جمعیت عزادار فرو رفته و میلیون‌ها نفر برای بدرقه رهبر انقلاب به خیابان‌ها آمده‌اند (گزارش رادیو صدای آمریکا از مراسم تشییع، ۱۶ خرداد ۱۳۶۸؛ گزارش واشنگتن‌پست، نقل در: دفاع‌پرس). همین حضور گسترده در عمل پیام روشنی داشت: «جامعه ایرانی نه‌تنها دچار فروپاشی نشده، بلکه حول محور رهبری جدید انسجام بیشتری یافته است.»
در تشییع رهبر شهید نیز همین منطق تاریخی قابل مشاهده بود. چنین حضوری صرفا واکنش احساسی نبود؛ بلکه حامل پیام سیاسی روشن بود. پیام آن این بود که ساختار ولایت در جمهوری اسلامی نه‌تنها با شهادت یک رهبر فرو نمی‌ریزد، بلکه با خون او تحکیم می‌شود؛ همان منطقی که در فرهنگ شیعی از عاشورا تا امروز تکرار شده است. (نهج‌البلاغه، خطبه ۵۶؛ مطهری، حماسه حسینی)
با این حال در فضای رسانه‌ای برداشت‌های متفاوتی نیز شکل گرفته است. برخی تحلیلگران خارجی تلاش می‌کنند این رخداد را نشانه «پایان یک دوره» معرفی کنند؛ گویی با فقدان یک رهبر، مسیر انقلاب نیز به پایان می‌رسد. این تحلیل در واقع ناشی از درک نادرست از ماهیت نظام سیاسی جمهوری اسلامی است. در این نظام، مشروعیت نه صرفا از شخص رهبر، بلکه از پیوند میان ولایت و امت ناشی می‌شود؛ پیوندی که در لحظاتی مانند تشییع‌های بزرگ تاریخی به‌طور عینی بازتولید می‌شود. (شهید خامنه‌ای، بیانات در سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)، ۱۴ خرداد ۱۴۰۳)
از این منظر، تشییع رهبر شهید را باید در امتداد همان سنت تاریخی تشییع امام خمینی (ره) فهمید. هر دو رویداد در ظاهر مراسم وداع هستند، اما در حقیقت صحنه‌ای برای تجدید میثاق ملی با مسیر انقلابند. در سال ۱۳۶۸، ملت ایران امام خود را بدرقه و با رهبری جدید بیعت کرد؛ امروز نیز همان سنت در قالبی تازه تکرار شد. سنتی که نشان می‌دهد انقلاب اسلامی یک جریان زنده تاریخی است، نه یک حادثه متعلق به گذشته.
به همین دلیل شعار «باید برخاست» صرفا یک شعار احساسی نیست. این عبارت در واقع بیانگر همان منطقی است که از آغاز نهضت امام خمینی(ره) تا امروز در متن انقلاب جاری بوده است: قیام برای خدا و استمرار راه حق؛ همان «قوموا لله» که قرآن کریم آن را شرط حرکت تاریخی مؤمنان می‌داند (سبأ: ۴۶).

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.